
های گایز✋❤️میدونم دیر اومد ببخشید💫🙏
از دید ا/ت رفتیم داخل اتاق تهیونگ که برم حموم و بعدش تهیونگ بره تهیونگ داشت از داخل کمد برای من لباس می آورد منم داخل حموم بودم بعد از 20 دقیقه اومدم بیرون البته دلم نمیخواست بیام بیرون🤐😕تهیونگ:ا/ت بیا این حوله ی تن پوش منو بپوش وقتی اومدی بیرون ا/ت:😂اوکی من دیگه باید امروز برم هتل خودم😂تهیونگ:نه امروز میخوایم بریم بیرون نمیشه😁ا/ت :یاااااا تهیونگ بذارین یه گفت دیگه من میخوام برم پیش دوستام (ا/ت داخل حموم و تهیونگ همچنان داره دنبال لباس میگرده برای ا/ت) تهیونگ:میخوای بری پیش اون پسره و دختره؟!؟😒ا/ت:آره تهیونگ:نمیشه بری😊ا/ت:چرا نمیشه؟😳تهیونگ:چون نمیشه میخوایم بریم بیرون نمیذارم بری😁ا/ت حوله رو تنش کرد و اومد بیرون اومد جلوی تهیونگ و صورتشو نزدیک به صورت تهیونگ کردو ا/ت:فرار میکنم😂 تهیونگ هم صورتشو نزدیک تر اورد طوری که دماغ هاشون باهم بر خورد میکرد تهیونگ:پیدات میکنم👍😂یهو در باز شد و....
جیمین اومد داخل جیمین:یااااااا بی ادبا دارین چیکار میکنین😈😯😵 منو تهیونگ همونطوری که نزدیک هم بودیم صورتامون طرف جیمین بود و احتمال اینکه از خجالت آب بشیم بریم تو زمین زیاد بود ولی همونجوری با بهت به جیمین نگاه میکردیم🤯😰من سریع صورتمو دور کردم و ا/ت:هی....هیچکار.... نمیکردیم! تهیونگ :آ.... آر... آره... هیچکار نمیکردیم😢اصلا تو چرا در نمیزنی وقتی یه دختر تو اتاقه ممکنه لباس نداشته😡جیمین: اگه لباس نداشته باشه و تو باشی عیب نداره ولی من اشکال داره آره؟؟؟ 😈😂ا/ت:منحرف تهیونگ داشت برای من لباس آماده میکرد😕جیمین:اوکی بابا اوکی ولی من به شما دوتا مشکوکم🤨🤔ا/ت:مشکوک نباش تهیونگ فقط دوستمه و دوست ها هم باهم راحتن😑تهیونگ:آره درست میگه از این به بعد هم لطفا در بزن سرتو ننداز پایین و بدون مقدمه بیا داخل🤐جیمین:بله بله متوجهم ممکنه لباس نداشته باشه😂😂😂ا/ت:آخر من یه جوری توی منحرف رو بزنم😑جیمین:اوووو ا/ت خشمگین میشود😂 دنبال جیمین کردم که سریع در رو بست و رفت منم دوباره برگشتم سمت تهیونگ ا/ت: هووووووف😐تهیونگ بده لباسا رو تا من بپوشم تهیونگ:بیا بگیر لباس و از تهیونگ گرفتم و منتظر موندم که بره داخل حموم که حوله رو در بیارم و لباسامو بپوشم تهیونگ یهو لباساشو جلوی من در آورد سریع با دستام جلوی چشمامو گرفتم ا/ت:یاااا تهیونگ چیکار میکنی؟! تو از جیمین بدتری که!😳تهیونگ:😂از تو که بهترم ا/ت:من کی لباسمو جلوت در آوردم؟؟؟😡تهیونگ:در نیاوردی ولی یه لباسی پوشیدی که همه جات دیده میشد😂ا/ت:زود باش برو وگرنه بد میبینی😡تهیونگ اومد جلوم نشست منم همونجوری جلوی چشمامو گرفته بودم تهیونگ:مثلا میخوای چیکار کنی کوچولو😂ا/ت:ز. ه. ر. م. ا. ر کوچولو😡پاشو برو ببینم😡تهیونگ:فحش دادی؟بی ادب باهات قهرم🥺ا/ت:قهر نکن یا لباستو بپوش یا برو حموم زود باش تا چشمامو باز کنم تهیونگ:....... ا/ت:حرف نمیزنی؟ تهیونگ:......... (... این یعنی هیچی نمیگه😂) چشمامو باز کردم دیدم همونجوری جلوم نشسته و لب پایینشو داده جلو مثلا قهر کرده🙁

ا/ت:اوووخی کیوووت مثلا قهر کردی؟😂😂تهیونگ:..... ا/ت:یه چیزی بگو دیگه؟ تهیونگ:...... ا/ت:خیله خب بگو چیکار کنم آشتی کنی تهیونگ دستاشو باز کرد جوری که بیا بغلم ا/ت:بغلت کنم آشتی میکنی؟ تهیونگ سرشو به معنای آره تکون داد ا/ت:خب اینجوری که نمیشه پاشو لباس بپوش بعدش بغلت کنم😂پاشو😊 سرشو به علامت منفی تکون داد😐 ا/ت:یاااا پاشو لباس بپوش اینجوری که نمیتونم بغلت کنم😕بازم سرشو تکون داد ا/ت:واقعا کیوتی😍اوکی بیا بغلم رفتم نزدیکش با اینکه خجالت میکشیدم چون لباس نداشت ولی بغلش کردم نامردی نکرد محکم بغلم کردم جوری که نزدیک بود خفه بشم🤕فک کنم یه 5 دقیقه ای همینجوری بغلش بودم ا/ت:خب دیگه حالا آشتی؟ تهیونگ:آره آشتی😁ا/ت:چه عجب بلاخره زبون باز کردی😂تهیونگ:روش خوبی بود😂😝ا/ت:پاشو برو حموم زود باش😂تهیونگ:چشم چشم الان میرم بالاخره بلند شد و رفت😄
از دید تهیونگ بلاخره رفتم حموم چقد خوب بود که بغلش کردم ای کاش زمان همینجوری وایسه تا من بتونم تو بغلش بمونم😍باید فکر کنم ببینم باز میتونم به چه بهانه ای قهر کنم😂ولی قلبم خیلی خیلی تند میزد میترسیدم بفهمه😢 از دید ا/ت بعد رفتن تهیونگ لباسامو پوشیدم و رو تخت نشستم داشتم با خودم فکر میکردم🤔وفتی تهیونگ بغلم کرد آرامش خیلی خاصی داشتم تا الان هیچوقت اینجوری نبودم قلبم تند تند میزد قشنگ ترین حس دنیا بود😍ولی ن... نکنه.....عاشقش... شدم😱... نه.... نه نه این امکان نداره ما فقط باهم دوستیم🙂که یهو...
یهو در حمام باز شد و جناب کیم بازم فقط یه شلوار پاش بود😐ولی یه آدم چقد میتونه جذاب باشه😍یاااااا منو باش چی دارم میگم😡(اینا همه رو تو دلش میگه هاا) ا/ت:تو قصد نداری یه لباس بپوشی؟! تهیونگ:خیر ا/ت:یاااااا همش به من میگی لباس پوشیده بپوش اونوقت خودت ل.خ.ت راه میری؟😣تهیونگ:😂😂میدونستی وقتی غرغر میکنی چقد کیوت میشی؟! ا/ت:😕برو لباس بپوش بریم پایین اینقد حرف نزن تهیونگ:چشم کوچولو😁بالشتو برداشتم پرت کردم سمتش که جا خالی داد یهو در باز محکم خورد تو صورت کوک😱ا/ت:آمم... کو... کوک من... من معذرت میخوام میخواستم بزنم به تهیونگ نمیره لباس بپوشه خورد تو صورت تو🙊شرمنده کوک:عب نداره فدای سرت😊تهیونگ چرا نمیری لباس بپوشی؟کاری هس که باید انجام بدی😈 تهیونگ:کوک عزیزم گمشو بیرون😡 فقط میخواستم یکم ا/ت رو اذیت کنم همین😐بعدشم یه تیشرت برداشت و تنش کرد تهیونگ:بلند شید بریم بیرون ا/ت:بریم..... رفتیم پایین
خب امیدوارم تا اینجا خوب بوده باشه ببخشید کم بود🥺🙏تا اینجاش هم خنده دار بود هم منحرفی ولی شاید پارت بعدی یه کوچولو چشمای قشنگتون اشکی بشه🥺💔
شرط پارت بعد لایک=20 کامنت=40 دوستون دارم❤️💫
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
کو پارت بعدی
♥♥♥♥♥♥
عالیییییی
عالی بود 😃 ❤️ ❤️ ❤️ ❤️ ❤️ ❤️ ❤️ ❤️
پارت بعدی 😍 😍 😍 😍 😍 😍 😍 😍 😍 😍 😍 😍 😍 😍 😍 😍 😍 😍 😍 😍 😍 😍 😍 😍 😍 😍 😍 😍 😍 😍 😍 😍 😍 😍 😍 😍 😍 😍 😍 😍 😍 😍 😍 😍 😍 😍 😍 😍 😍
اره عاجو من همزادمو پیدا کردم😃😃😍😍😍🤩🤩😘😆❤❤👿😹❤❤
😂❤️💫😍😈
خیلییییی ععالییییی منتظر ادامشیم😍😍😍💜💜
راستی میدونید یشونگ عضو سوپر جونیور بعضی وقتا با زبان های زنده دنیا تو اینستا کپشن تایپ میکنه؟
الان ۳ تا پست داره که کپشنش فارسیه برید حمایتش کنید لطفا تا بازم تایپ کنه برامون 🙏🙏
لطفا😭😭😭
ممنونم💫🐰
عالی بود
ممنونم❤️
خیلی عالی بود عزیزم 😍
فقط زود تر پارت بعدی رو بزار ❤
چشم حتما مرسی💟🐰
داستان منحرفانه فقط مال تو بقیه اداتو در میارن😂✌
دمت گرم همینجوری ادامه بده😂❤
😂ممنونم💟💫
خیلی داستانت باحاله♥️
مرسی❤️