این داستان عاشقانه با همکاری نوشته شده.امیدوارم خوشتون بیاد
معرفی شخصیت: پارک سوهو 23 ساله به عنوان یه مدل کار میکنه مغرور اما خیلی مهربون بیش از احساسی وقتی عصبی شه از کنترل خارج میشه وبسی خوابالوعه سوهو علامتی نداره --------------- لی سویونگ19 ساله دانشجو روانشناسیه خیلی مهربون و احساساتشو بروز میده کمی غرور داره و زیادی دعوا گیره علامتش- ---------------- لی سوجون 22ساله به عنوان بازیگر کار میکنه شخصیت بامزه ای داره و اونم مثل سوهو عصبی شه دیگه شده در کل مهربونم هست علامتش+ ------------- پارک جنیا20ساله دنسره و کلا اعصاب نداره علامتش& ---------- لی جک 26 ساله داداش سویونگه واعصابم نداره سر همه چی به سوبونگ گیر میده و محدودش میکنه
تو چت** های بیب چطوری؟ -مرسی چیزی شده؟ -نه بابا عوم باشه..خواستم بگم اگه حوصله داری بیا کال -عامممم ببخش نه نمی تونم باشه مشکلی نیست درکت میکنم من میرم یکم کار دارم -بیببب بموننن نرووو نه نمیخوام مزاحمت بشم مثل اینکه کار داری🙂 -مراحمی بیکارم دو مین بعد** -اهممم سوهو پردرو بکش کنار بیرونو ببین ها؟نفهمیدم! خونه نیستم -هه هه جالب بود شوخی بسه نگفته بودم سر کار میرم؟ -هننننن؟؟؟ بچهتو کی بزرگ شدییی بچه تو از من کوچیکتریاا -من الان با دوتا پیتزا چیکار کنمممم🥲💔 منتظرت میمونم چرااا؟برو تو خونم کارم دیر تموم میشه -نچچ مهم نییی ععع برو دیگهه -من اوکیم کارتو کن یکم صبر کن با رئیس کمپانیم حرف بزنم میام -نههه جان من کارتو کنن نچچ -راستی چیکار میکنی؟ به عنوات مدل کار میکنم -عاااا پس من میرم خونم پیتزاتو میزارم دم در بخور چیزه میخوای برو تو خونم حالا که اینجایی
-نه بابااا زنگ بزن لوسیفر درو باز میکنه (اسم سگش) -کافه کنار خونت میمونم قهرمم -بخدا نمیتونمم خجالت میکشممم اگفتم برو تاولین دیدارو تنها برو تو خونه -باشه میرم افرین تا نیم ساعت دیکگه خودمو میرسونم -باشه مرسی از دید سویونگ** وارد خونه شدم- -جیغغغغغ این چه کوفتیهههه (درو بست) ذهن سویونگ:من از حیوون نمیترسممم ولی این زیاده رویههه تو چت** وایی سوهووو این چه کوفتی بود؟ (سگش هاسکیه) جانم؟چیشده؟ -بهت گفتم نمیرم تو خونت🥲 چیشد مگه چی اونجاست ترسیدی؟ -یه سگگگ ودف خب گفتم که سگ دارم -مرض درددد 😂😂 -نگفتی هاسکی داری ترس داره اخه؟ -نه پس
نمی دونستم میترسی اخه -خاکتو سرت خیر سرمون یه ساله با همیم کاریت نداره برو تو خونه بچم بی ازاره😂 -اره منم باور کردم برو دیگه اروم باش تو ظرفش غذا بریز میره یه گوشه کاریت نداره غذاش تو کمده کنار تختشه -من به این گ.وساله غذا نمی دم 😂😂الان داری چه میکنی؟ -پیتزا میخورم بیست دقیقه دیگه میرسم خونه -باشه بیست مین بعد** (سویونگ در حالی که دم در خونه سوهو نشسته در حال خوردن پیتزاعه) (سوهو از ماشینش پیاده شد اومد پیش سویونگ) چرا بیرونییی -با من حرف نزن چرا صورت این شکله بیا خودم میبرمت داخل سویونگو بلند کرد رفتن داخل** -یااا ولم کن میترسم جیغغ داره میاد سمتمونن اروم باش ناموصا تو بغلمی -گمشوچرا داد میزنی درست حرف بزن لوسیفر چه گناهی کرده بیا بشین رو مبل کمرم دو نصف شد
سویونگ حسودی میکنه** -عه چطور با من اینقدر خوب حرف نمیزنی؟نمیخوام بشینم کمرت بشکنه هم تو بغلت میمونم چه طور صب تا تا شب فحش کشم میکنی -تو منو دوست نداری حیف من لیاقتمو نداری بسه دیگه داری زیاده روی میکنی -اگه کنم چی میشهه؟ نزار رابطمون خراب شه مرسی -الان من سعی کردم رابطمون خراب شه یا تو؟فکر کردی من خرم نمیفهمم باهام سرد شدی؟ مرسی که اینجور میکنی واقعا لپ سوهو رو می ب.وسه** -منم دوست ندارم رابطمون خراب شه لبخند** (سویونگ از بغل سوهو میاد بیرون سعی میکنه به لوسیفر غذا بده) نکن الان میاد به پر و پات میپیچه میترسی -اوم اخه خیلی خوشگلهه عع واقعا؟ -اره گوشی سوهو زنگ میخورهگوشیو ور میداره میبینه مادرشه* چیزه من باید جواب بدم ببخشید -نه اشکال نداره (سوهو میره تو بالکن درو میبنده تا سویونگ صدارو نشنوه) -ودف چشه؟ محتوای زنگ** بفرمایید م:این چه طرز صحبت کردنه؟ من هنوز کارتو فراموش نکردم م:اها خب برام مهم نیست! چیه پس چرا هی بهم زنگ می زنی بزار راحت زندگیمو کنم (همه ی حرفا با داده یخورده صداهای ریزی رو سویونگ میتونه بشنوه) ذهن سویونگ:اوو فوضولیم گل کرد نه سویونگ تو همینجا میمونی م:اوی بچه حرف دهنتو بفهم زنگ زدم بری دنبال داداش کوچیکترت. من سرویس شخصیه این و اون نیستم بهمم ربط نداره که چه خری باشه بزار راحت زندگی کنم م:اره دیگه توعم فقط به فکر دختر بازی هستی. ببین حرف دهنتو بفهم اینقد این حرفارو نزن (عصبانی گوشیو قطع کرد و محکم پرتاب کرد رو زمین ذهن سوهو:اعصاب این زرت و پرتاشو ندارم اومد داخل خونه**
-چیشد؟یه صدایی اومد هیچی گوشیمو پرت کردم بحثمون شد (مادر واقعیش نبود) -اها مواظب باش -راستی من یه انگشتر ست گرفتم اگه میخوای برش دار * عکس بالا** مرسیی خیای خوشگله -خوشحالم خوشت اومده (انگشترارو کردن تو انگشتشون) تو که کار نداری اینجا بمونی؟ -نه بابا خوبه پس فیلم ببینیم؟ -اره میرم اماده کنم -میتونم یه لحظه برم دستشویی؟ حتما اونجاس -مرسی (سوهو چیپس و پفک و یه سری خوراکی دیگه برداشت گذاشت رو میز تا باهم با فیلم بخورن) (اومد کمدو باز کنه هاردو برداره کمد باز نمیشد کمدو محکم کشید یه دفعه یکی از نقاشی های روی شیشش از بالا میوفته رو سرش خورد میشه) اخ سرم -جیغ سوهو چیشدد میره سمت سوهو** عام اره خوبم برو اون ور شیشه هارو جمع کنم -سرت داره خون میاد بیا بریم بیمارستان چیزی نیست خونش بند میاد -خواهش میکنم سرتت درستش میکنم برو اونور
سویونگ داد میزنه**-بهت میگم بیا اینور خب باش اروم باش -وای الان چیکار کنیم با دست شیشه هارو جمع میکنه یه گوشه تا بعد جمعش کنه** الان اوکیش میکنم صبر کن -سرت داره خون میاددد باید بریم تیمارستان تو ذهنش:سویونگ نمی دونه من چه کارا که نمی کنم این زخم مسخره رو اینجوری میکنه* تیمارستااان! مگه من روانیمم -اه اشتباه گفتممم (سویونگ گوشیشو ور میداره به جای بیمارستان زنگ میزنه اتش نشانی) -الو *الو بفرمایید اتفاقی افتاده؟ -اینجا یکی سرش با شیشه زخم شده میشه... *خانم باید زنگ بزنین امبولانس ما اتش نشانی هستیم الان میگم یه امبولانس واستون بفرستن -وای ببخشید ممنون قطع کرد** سرشو میشوره با باند پیچی میبنده از اتاق میاد بیرون** داری چیکار میکنی لازم نبود! -چه گ.وهی میخوری اگه تو سرت شیشه باشه چی احمقق مهم نیست برام دودقیقه بعد امبولانس میاد دم خونه سوهو** -عا اومدنن این چه کاریه اخه دکتر:اقا لطفا باندتون باز کنین چیز مهمی نیست چرا اینقدر شلوغش میکنین دکتر:ممکنه شیشه داخل سرتون باشه تشریف بیارید بیمارستان نیازی نیست همینجا اوکیش کنید *داخل بیمارستان * دکتر:همراه اقای پارک؟ -بله دکتر:میشه یلحظه تشریف بیارین. -بله الان میام دکتر:خانم لی متاسفانه در سر ایشون سه تا خرده شیشه بود و ما شیشه رو در اوردیم ولی چون قسمت بدیه لطفا بگین مواظب باشن وهر هفته باند رو عوض کنن . -آمم یعنی الان حالش خوبه؟ دکتر:بله مشکلی نیست فقط مواظبت میخواد. - مرسی پیش سوهو* بانو اجازه میدی تشریف ببریم خونه؟ -احمق اگه نمیومدی میمردی اشکال نداره
-از این اخلاق گندت متنفرم مرسی برای چی زنگ زدی بیمارستان؟ -که زنده بمونی اگه نخوام زنده بمونم چی؟احمقا دستمم بستن مسخره ها -تقصیر من نبود! بریم خونه از جاش بلند میشه* --تو خونه-- سوهو جارو رو برداشت تا شیشه خورده هارو جمع کنه که بتونن فیلم ببینن** -ولش کن بیا اینجا الان میام تموم شد به به داداش سویونگ بهش زنگ زد** -یااا خدااا فاتحم خوندسس جواب داد** -ا..الو داداش جک با عصبانیت:الوو نصف شب معلوم هست کجایی؟ -من؟معلومه دانشگاهیم به تو ربط نداره سوهو گوشیو از سویونگ گرفت** سلام خوبید من هم دانشگاهی خانم لی هستم با چند نفر اومدیم کتابخونه داریم درس میخونیم برای امتحان فردا جک:اونم نصف شب؟ ما از غروب اینجا هستیم شما نمی دونستید جک:گوشیو بده دست همون دختر احمق لطفا با خواهرتون جلوی همکلاسیاش درست صحبت کنید جک:گوشیو بده بهش ببینممم باشه چرا اینقدر عصبی اگه باور نمیکنی ویدیو کال بگیریم جک:عوک خدافظ -وایی ببخشید بی ادبه باید بزنم لهش کنمم اشکال نداره وگرنه الان بهت گیر میداد -حالا چی ببینیم عاشقانه عمگین خوبه؟ -اوکیه دو ساعت بعد** سوهو وسط فیلم خوابش برده بود و سویونگ هم چنان در حال فیلم دیدن بود* سویونگ سرشو رو پای سوهو گذاشت** گوشی سوهو دوباره زنگ خورد**
---------
نتیجه 1
حالا که تا اینجا اوکدی لایک و کامنت نمیزاری؟:)
نتیجه 2
حالا که تا اینجا اوکدی لایک و کامنت نمیزاری؟:)
نتیجه 3
حالا که تا اینجا اوکدی لایک و کامنت نمیزاری؟:)
نتیجه 4
حالا که تا اینجا اوکدی لایک و کامنت نمیزاری؟:)
جالب بودددد:")))
میشه به تست هام سر بزنیدد؟؟؟
نیاز به حمایت''<
ادمین پینن¿¡۰
عالی پارت بعدو کی میزاری؟
تو صفههه
خیلی وقت بود چیزی تو تستچی نخونده بودم... پارت بعدی رو بزار
مرسیی حتما عزیزمم
خعلی خوب بوددد، پارت بعدددد
چشمم ممنونممم
قربونتتت
❤