ادامه داستان پروانه ها
از همان زبان بانو سومی ـ در این صورت من هیچی درباره ناپدید شدن دوشیزه ها نمی دونم فقط این رو میدونم که اون دوشیزه ها ستح بالا بودن ببخشید گفتین هیچی نمی دونی ـ بله درست فهمیدی ولی من ... ـ گفتم که همین میدونم پس نمیشه سکه هام رو پس بدین ـ نخیر حالا برو بیرون رفتم از اتاق بیرون بعد از پله رفتم پایین و از ساختمان اومدم وقتی از دربار دوشیزه گان رفتم یهو کنیز ملکه رو دیدم اون بهم ملکه منو می خواد من رو ببینه بعد منو برد پیش ملکه به ملکه گفتم چه کمکی از دستم بر میاد ملکه کیتسونه
ـ می خوام بهم کمک کنی من خوشحال میشم بهتون کمک کنم ـ خوبه چون هفته یه دیگه قرار یه جشن برگزار بشه و هر خاندان یه تشریفات و از این چیزا انجام بده من ازت میخوام به خاندان شو کمک کنی که یه تشریفات عالی داشته باشن من نمی خواهم که هیچ بانو ای تشریفاتش ستح پایین باشه چشم بعدش کنیز من رو پیش بانو شو بانو اکیزی برد من بهشون گفتم سلام شما بانو شو ایفانا هستید ـ درسته و تو باید کی سومی از خاندان کی باشی درسته بله و اومدم به شما برای تشریفات کمک کنم
ـ خیله خوب من میرم چند تا گلدون واسه انتخاب میارم چرا تا اون موقع باهم حرف نمی زنید بعدش رفت من به بانو اکیزی گفتم شما خودتون چیزی مورد پسند تون نیست +نه فقط هر چی بانو شو گفت انجام بده واقعا چیزی نیست +گفتم که نه واقعا + آره باشه ام راستش من درست باهاتون آشنا نشدم +خب که چی منظورم این که می خوام بیشتر باهاتون آشنا بشم + ولی من نمی خواهم با تو آشنا بشم خوب یکم بیشتر از خودتون بگین + ببینم تو چقدر از من میدونی این که از خاندان شو هستین و اسمتون اکیزی هست + خوب همین قدر کافی ت هست در همین هی بانو شو با چند تا گلدون اومد
اومد سمت مون و بهمون گفت ـ خوب بنظرتون کدومش بهتره ام خوب بانو اکیزی شما چی فکر میکنین +هرچی که بانو شو بگن همون خوبه لطفاً شما هم یه چیز بگین من خیلی دوست دارم نظر شما رو هم بدونم +در این صورت گلدونی که طرح گل های سرخ داره با گل های رز سرخ داخلش عالیه همین خوبه ـ خیله خوب درباره پرده ها چی میگید بانو اکیزی شما چی می گیرد + ببینم تو چرا همش از من میپرسی پس اینجا چی کاره ای آخه سلیقه شما خیلی خوبه واسه همین ـ خوب حالا کدوم بانو... + خیله خوب سرخ چون به گلدون و گلا میاد همینی که بانو اکیزی گفت محشره در همین هی که داشتیم انتخاب میکردیم یهو...
✨✨✨