مینیونها فقط موجودات زرد و بامزهای نیستند که با زبان عجیبشان همه را میخندانند! از اولین حضورشان در سینما تا تبدیل شدن به یکی از شناختهشدهترین شخصیتهای دنیای انیمیشن، مسیر جالبی را پشت سر گذاشتهاند. اما چه چیزی باعث شد این موجودات کوچک اینقدر محبوب شوند؟ در این پست نگاهی داریم به مسیر مینیونها؛ از شروع ماجرا تا جایی که امروز ایستادهاند...
مینیونها شخصیتهای کپسولیشکل زردرنگ و بامزهای هستند که اولین بار در فیلم «من نفرتانگیز» سال ۲۰۱۰ پیدا شدند. آنها اکنون به قلب و روح یک فرنچایز چند میلیون دلاری تبدیل شدهاند و به نظر نمیرسد حالاحالاها بخواهند پا پس بکشند. اما این بچههای زرد شرکت انیمیشنسازی «ایلومینیشن» چطور به محبوبیت امروزشان رسیدند؟ پاسخ کمی پیچیدهتر از زبان مسخره و شوخیهای تماشاگرپسند مینیونهاست. آنها بستری برای برخی از بهترین داستانسراییهای استودیو «ایلومینیشن» هستند. مینیونها بیشتر سالهای اولیهی زندگیشان را در میمهای فیسبوکی گذراندهاند. تصاویر مینیونهایی که بهشکلی شوخطبعانه لبخند میزنند و شوخیهای عامهپسند میکنند، اولین تصاویری هستند که همه از این موجودات زردرنگ دیدهایم. اما محبوبیت این کاراکترها بعد از اولین فیلم «من نفرتانگیز» به اوج تازهای رسید.
پس از «من نفرتانگیز ۲» در سال ۲۰۱۳، فیلمی که مینیونها در آن نقش محوریتری در داستان داشتند، این موجودات آرامآرام از نقشهای حاشیهای به سمت نقش اصلی حرکت کردند. آنها تنها دو سال بعد فیلم خودشان را با عنوان سادهی «مینیونها» داشتند. این فیلم به بررسی ریشههای این موجودات، که طبق گفتهی فیلم میلیونها سال قدمت دارند، میپردازد. فیلم «مینیونها» بیش از ۱.۱ میلیارد دلار در گیشهی جهانی فروش داشت و در افتتاحیهی خود بیش از هر دو فیلم «من نفرتانگیز» و «من نفرتانگیز ۲» در گیشه فروخت؛ ۱۱۵ میلیون دلار در مقایسه با ۵۶ میلیون دلار و ۸۳ میلیون دلار به ترتیب.
دنبالهی فیلم، «مینیونها: ظهور گرو»، با اینکه در گیشهی جهانی از مرز ۱ میلیارد دلار عبور نکرد، اما با بیش از ۳۷۰ میلیون دلار، بیشترین فروش داخلی را در بین تمام فیلمهای مجموعهی «من نفرتانگیز» داشت. با وجود اینکه هیچکدام از فیلمهای مینیونها به همان میزان از بازخورد مثبت منتقدان نسبت به دو فیلم اول «من نفرتانگیز» دست نیافتند، اما در IMDb، Metacritic و Letterboxd امتیاز بالاتری نسبت به «من نفرتانگیز ۳» و «من نفرتانگیز ۴» کسب کردهاند. علاوه بر این، آمار بالای آنها در گیشه، چیزی بیش از موفقیت یک فیلم کودکانه را نشان میدهد.
نسل زد یکی از گروههایی هستند که حسابی این شخصیتهای زرد بامزه را دوست دارند. آنها به صف والدینی پیوستهاند که وقتی نمیدانند با بچههایشان چه کار کنند، آنها را پای فیلم «من نفرتانگیز» مینشانند. هر دو فیلم «من نفرتانگیز ۱» و «من نفرتانگیز ۲» از اولین فیلمهایی هستند که بسیاری از بینندگان نسل زد در بچگیهایشان دیدهاند و فیلمهای «مینیونها» نیز از این عامل نوستالژی بهره بردهاند.
«ظهور گرو» بهترین نمونهی این موضوع است؛ این فیلم، شخصیت اصلی داستان یعنی گرو را، که موفقیت «من نفرتانگیز» را آغاز کرد، به داستان خاستگاه مجرمانه و سفرهای جهانی مینیونها پیوند میدهد. ربط دادن داستان گذشتهی گرو با مینیونها، علاوه بر اینکه روایتی جذاب برای فیلم میسازد، تمام چیزهایی را که طرفداران نسل زد بهخاطرش عاشق مینیونها شدند، به یاد بینندگان میاندازد. تحولات شخصیتی گرو یکی از نکاتی است که بسیاری از بینندگان نسل زد میتوانند با آن ارتباط بگیرند؛ چون گرو را به عنوان یک شخصیت چندبعدی ارائه میدهد. شخصیتی که از بیرون سرد و ترسناک به نظر میرسد، اما از درون به خاطر بیتوجهیهای عاطفی و قربانی قلدری بودن، دل مهربان و آزردهای دارد.
البته معلوم است که برخی از حمایتهای نسل زد از مینیونهای بامزه، به هویت این موجودات به عنوان جوکهای اینترنتی برمیگردد. همین الان اگر نگاهی به شبکههای اجتماعی بیندازید، در کمتر از یک دقیقه میتوانید میمهایی از مینیونها یا حتی اصطلاحاتی پیدا کنید که ریشهشان خواسته یا ناخواسته به این موجودات زرد برمیگردد. همین اشتیاق مخاطبان نسل زد به دیدن دوباره و دوبارهی مینیونها را نشان میدهد. حتی اگر اشارهی کاربران به این کاراکترها در حد طعنه و شوخی باشد، باز به جایگاه مهمشان در دنیای فرنچایزهای انیمیشنی اشاره دارد. از میمهای اینترنتی تا فیلمهایی که گیشه را به آتش میکشند، مینیونها قرار نیست به این زودیها از فرهنگ عامه فراموش شوند.
فرصت؟؟
باید ویژه شه عالی بودد