درود ، «قبل از اینکه روث الیس به یکی از معروفترین نامهای تاریخ جنایی بریتانیا تبدیل بشه، دختری بود که زندگیاش از همان کودکی با سختی گره خورده بود. بیاید داستانش رو از اول مرور کنیم...»
روث الیس، در تاریخ ۹ اکتبر ۱۹۲۶، در لندن به دنیا آمد. اما برخلاف خیلی از بچهها که سالهای اول زندگیشان با آرامش و خاطرات شیرین شکل میگیرد، کودکی روث از همان ابتدا با سختی و نگرانی همراه بود. خانوادهی روث از نظر مالی شرایط خوبی نداشتند و زندگی برایشان آسان نبود. خانهای که باید برای یک کودک امنترین جای دنیا باشد، برای روث بیشتر پر از تنش و اضطراب بود. پدرش، آرتور الیس، نوازنده بود، اما مشکل مصرف ال.کل و رفتارهای خشن او باعث شده بود فضای خانواده همیشه آرام نباشد. روث و خواهر و برادرهایش خیلی زود یاد گرفتند با شرایط سخت کنار بیایند. آنها کودکیای را تجربه میکردند که در آن، به جای اینکه فقط به بازی و رویاهای کودکانه فکر کنند، باید با مشکلات خانه کنار میآمدند. سالها بعد، روث دربارهی گذشتهاش صحبت کرد و از بخشهای دردناک کودکیاش گفت. او بیان کرد که در آن دوران از طرف پدرش مورد آزار قرار گرفته بود؛ اتفاقی تلخ که برای سالها در سکوت با خودش حمل کرد.
نوجوانی برای روث الیس شبیه سالهایی نبود که بیشتر آدمها با خیال راحت پشت سر میگذارند. او خیلی زود فهمید که زندگی همیشه اجازه نمیدهد آدمها فقط به رویاها و آینده فکر کنند؛ گاهی شرایط مجبورشان میکند زودتر وارد دنیای بزرگترها شوند. روث حدود ۱۴ سالگی مدرسه را ترک کرد. این تصمیم به خاطر بیعلاقگی به درس نبود؛ خانوادهی او از نظر مالی در شرایط سختی بودند و روث مجبور شد برای کمک به زندگی، دنبال کار برود. به جای اینکه مثل خیلی از نوجوانها بیشتر وقتش را صرف مدرسه و تفریح کند، خیلی زود وارد دنیای کار شد. او در سالهای نوجوانی شغلهای مختلفی را تجربه کرد. کار کردن برای روث فقط راهی برای درآمد نبود؛ راهی بود برای اینکه کمکم مستقل شود و بتواند مسیر زندگی خودش را بسازد. روزهایش با تلاش زیاد میگذشت و او مجبور بود خیلی زود مسئولیتپذیر شود. با گذشت زمان، روث به خاطر ظاهر جذاب و اعتمادبهنفسی که پیدا کرده بود، وارد دنیای مدلینگ شد. این کار برای او فرصتی بود تا درآمد بیشتری داشته باشد و قدمی از شرایط سخت گذشته فاصله بگیرد. بعدتر، مسیر زندگیاش به سمت کلو.بها و بار.های شبانهی لندن رفت. او در آن محیطها به عنوان میزبان فعالیت میکرد و با آدمهای مختلفی از طبقات گوناگون جامعه آشنا شد. این دنیا برای روث هم فرصتهای تازه داشت و هم او را وارد محیطی پر از اتفاقها و روابط پیچیده کرد. نوجوانی روث الیس با تغییرهای بزرگی همراه بود؛ ترک مدرسه، شروع کار در سن کم، تلاش برای استقلال و ورود به دنیایی که بعدها نقش مهمی در سرنوشتش پیدا کرد. او هنوز بسیار جوان بود، اما زندگی از او خواسته بود خیلی زودتر از معمول بزرگ شود.
در حدود ۱۷ سالگی، روث الیس وارد رابطهای با مردی به نام کلرنس الیس شد. روث در آن زمان دختری جوان بود که دوران کودکی و نوجوانی سختی را پشت سر گذاشته بود و مثل بسیاری از آدمهایی که زندگی دشواری داشتهاند، به دنبال داشتن محبت، توجه و احساس امنیت بود. اما این رابطه دوام زیادی پیدا نکرد. روث در همان حدود ۱۷ سالگی باردار شد و پسرش، اندی، به دنیا آمد. مادر شدن در این سن، مسیر زندگی او را کاملاً تغییر داد. روث که خودش هنوز در آغاز راه زندگی بود، حالا باید مسئولیت بزرگ کردن یک کودک را هم به دوش میکشید. پدر اندی حضور پررنگی در زندگی آنها نداشت و روث مجبور شد بیشتر مسئولیت فرزندش را خودش بر عهده بگیرد. او برای تأمین هزینههای زندگی و ساختن آیندهای بهتر، به کار کردن ادامه داد و تلاش کرد مستقل بماند. در سالهای بعد، روث فعالیتش در دنیای مدلینگ و کلوبهای شبانه را ادامه داد. این محیطها برای او فقط راهی برای دیده شدن نبودند؛ بلکه فرصتی بودند تا درآمد بیشتری داشته باشد و بتواند زندگی خودش و فرزندش را اداره کند. در حدود ۲۳ سالگی، روث با جورج جانستون ازدواج کرد. این ازدواج برای او شروعی تازه به نظر میرسید و آنها صاحب دختری به نام جورجینا شدند. اما مشکلات میان آنها باعث شد این زندگی مشترک هم ادامه پیدا نکند و در نهایت به جدایی برسد. جوانی روث الیس پر از تغییرهای بزرگ بود؛ او در سنی کم مادر شد، برای استقلال مالی تلاش کرد، وارد محیطهای کاری متفاوت شد و بارها مجبور شد زندگیاش را از نو بسازد. او در کمتر از چند دهه، تجربههایی را پشت سر گذاشت که برای بسیاری از افراد ممکن است یک عمر طول بکشد
در سال ۱۹۵۳، وقتی روث الیس حدود ۲۶ ساله بود، با دیوید بلیکلی آشنا شد. دیوید مردی جوان، رانندهی مسابقات اتومبیلرانی و از خانوادهای مرفه بود. او و روث از دو دنیای کاملاً متفاوت میآمدند؛ روث زنی بود که از کودکی با سختیهای زیادی روبهرو شده، زود مادر شده و برای ساختن زندگی خودش تلاش کرده بود. در مقابل، دیوید در شرایط اجتماعی و مالی متفاوتی بزرگ شده بود. با وجود این تفاوتها، بین آنها رابطهای شکل گرفت. برای روث، این رابطه فقط یک آشنایی ساده نبود؛ او امیدوار بود شاید این بار بتواند کسی را پیدا کند که در کنارش احساس آرامش و امنیت داشته باشد. در سال ۱۹۵۴ با گذشت زمان، رابطهی روث و دیوید پیچیدهتر شد. آنها لحظات خوب داشتند، اما اختلافها و فاصلههایی هم بینشان به وجود آمد. تفاوت در خواستهها و نگاهشان به رابطه، باعث شد ارتباطشان همیشه آرام و ثابت نباشد. در همین دوره، روث از دیوید باردار شد، اما این بارداری به پایان نرسید و فرزندشان زنده نماند. شایعات زیادی وجود دارد که میگوید سقط جنین بخاطر مصرف بیش از حد ال.کل دیوید بود که باعث شد پر.خاش گر شود و روث را کتک زد بود . این اتفاق برای روث که پیش از آن هم تجربههای سختی در زندگی پشت سر گذاشته بود، ضربهی سنگینی بود. در آغاز سال ۱۹۵۵، رابطهی روث و دیوید به مرحلهی بحرانی رسیده بود. آنها از هم فاصله گرفته بودند، اما احساسات روث نسبت به دیوید هنوز تمام نشده بود. چند ماه بعد، این رابطه به حادثهای ختم شد که نام روث الیس را برای همیشه در تاریخ بریتانیا ثبت کرد...
در بهار سال ۱۹۵۵، رابطهی روث الیس و دیوید بلیکلی دیگر به آخرین و بحرانیترین روزهای خودش رسیده بود. آنها بارها از هم فاصله گرفته و دوباره به هم نزدیک شده بودند، اما اختلافها و ناراحتیهای میانشان بیشتر و بیشتر شده بود. در تاریخ ۱۰ آوریل ۱۹۵۵، اتفاقی افتاد که نام هر دوی آنها را برای همیشه در تاریخ ثبت کرد. آن شب، دیوید بلیکلی، رانندهی مسابقات اتومبیلرانی ۲۵ ساله، مقابل مگدالا تاورن در منطقهی هامپستد لندن حضور داشت. روث الیس نیز در آنجا بود. کمی بعد، دیوید مورد اصابت گلوله قرار گرفت و جان خود را از دست داد. پس از این حادثه، روث توسط پلیس بازداشت شد. پرونده خیلی سریع توجه رسانهها و مردم را به خود جلب کرد و روث با اتهام قتل عمد دیوید بلیکلی روبهرو شد. اما این پرونده فقط دربارهی یک حادثه نبود؛ خیلیها شروع کردند دربارهی زندگی گذشتهی روث، کودکی سختش، سالهای پر از فشار، رابطهی پرتنشش با دیوید و شرایطی که او را به آن نقطه رسانده بود، صحبت کنند. در دادگاه، وکلای روث تلاش کردند شرایط رابطهی او با دیوید و وضعیت روحیاش را مطرح کنند. با این حال، قوانین آن زمان بریتانیا در مورد ق.تل بسیار سختگیرانه بود و هیئت منصفه در نهایت او را مجرم شناخت. 🌍 واکنش مردم پروندهی روث الیس در بریتانیا و حتی خارج از آن بازتاب زیادی پیدا کرد. برای بسیاری از مردم، داستان فقط دربارهی یک قتل نبود؛ دربارهی زندگی زنی بود که سالها با مشکلات مختلف روبهرو شده بود. عدهای باور داشتند گذشتهی سخت روث و شرایط زندگیاش باید در حکم او در نظر گرفته شود. آنها او را فقط با یک اتفاق قضاوت نمیکردند. اما گروهی دیگر معتقد بودند که گرفتن جان یک انسان، جرمی سنگین است و قانون باید اجرا شود. رسانهها هم دیدگاههای متفاوتی داشتند؛ بعضی روزنامهها روث را با نگاهی منفی معرفی کردند، در حالی که بعضی دیگر دربارهی عادلانه بودن مجازات او سؤال مطرح کردند. پس از صدور حکم اعد.ام، درخواستهای زیادی برای بخشش روث مطرح شد، اما این تلاشها نتیجهای نداشت و حکم اجرا شد. پروندهی روث الیس سالها بعد هم به یکی از پروندههای مهم تاریخ بریتانیا تبدیل شد؛ پروندهای که بحثهای زیادی دربارهی عدالت، مجازات اعدام و تأثیر شرایط زندگی افراد بر تصمیمهایشان ایجاد کرد.
بعد از دادگاه، زندگی روث الیس وارد آخرین فصل خودش شد. او در نهایت به جرم قتل دیوید بلیکلی محکوم به اعدام شد. با وجود درخواستهای فراوان برای بخشش و تلاشهایی که برای تغییر حکم انجام شد، تصمیم نهایی تغییر نکرد. در روزهای پایانی زندگیاش، روث در زندان هالووی لندن نگهداری میشد. در آن مدت، یکی از بزرگترین نگرانیهایش آیندهی فرزندانش بود؛ پسرش اندی و دخترش جورجینا که حالا باید بدون حضور مادرشان بزرگ میشدند. در تاریخ ۱۳ ژوئیه ۱۹۵۵، روث الیس در زندان هالووی اعدام شد. او در زمان مرگ ۲۸ ساله بود و بعدها به عنوان آخرین زنی که در بریتانیا اعدام شد شناخته شد. مرگ روث واکنشهای زیادی به همراه داشت. برای بعضیها، او زنی بود که باید طبق قانون مجازات میشد؛ اما برای بسیاری دیگر، داستان زندگی او یادآور زنی بود که از کودکی سختیهای زیادی را پشت سر گذاشته، خیلی زود مسئولیتهای بزرگی به دوش گرفته و در شرایط پیچیدهای قرار گرفته بود. بعد از مرگ روث، فرزندانش مجبور شدند زندگی را بدون مادرشان ادامه دهند. پسرش، اندی، که هنگام اعدام مادرش حدود ۱۰ سال داشت، سالها بعد دربارهی تأثیر این اتفاق بر زندگیاش صحبت کرد. پروندهی مادرش بخشی از گذشتهای بود که همیشه همراه او باقی ماند. دخترش، جورجینا، نیز کودکی خود را بدون حضور مادرش گذراند. هر دو فرزند روث سالها با نام خانوادگیای زندگی کردند که برای مردم یادآور یکی از مشهورترین پروندههای جنایی بریتانیا دزموند کاسن، که در آن دوره با روث ارتباط داشت، پس از پرونده مدتی مورد توجه رسانهها قرار گرفت. او در جریان تحقیقات دربارهی اتفاقات پیش از قتل، یکی از افرادی بود که از او سؤال شد. اما برخلاف روث، دزموند بعدها زندگیای دور از توجه عمومی داشت و نامش به اندازهی روث در تاریخ باقی نماند. امروز روث الیس بیشتر با لقب «آخرین زن اعدامشده در بریتانیا» شناخته میشود. پروندهی او سالها بعد هم موضوع بحث باقی ماند؛ دربارهی عدالت، مجازات اعدام، شرایط زندگی افراد و اینکه آیا میتوان یک انسان را فقط با یک لحظه از زندگیاش قضاوت کرد یا باید تمام مسیر طیشدهی او را دید. داستان روث الیس، داستان زنی است که نامش با یک حادثهی تلخ ثبت شد؛ اما پشت آن نام، زندگیای پر از فراز و نشیب وجود داشت که سالها پیش از آن حادثه آغاز شده بود.
بچه ها یه مینی سریال درباره زندگی روث هست اگه دوست داشتید نگاه کنید وقایع رو براتون جالب تر میگه 🙏😌
فرصت؟
چه جالب.
زن خوشگلی بوده، منو یاد مرلین مونرو میندازه.
اره خوشگلی در دسر داشت براش 😂👍🤦♀❤🌹