«یه چوپان کر و لال که ۷ سال توی ایل بختیاری زندگی کرد، یه روز ناگهان به حرف اومد و ادعای سید بودن کرد! با عصای برقی و ریش نسوزش معجزه میکرد و مردم رو دور خودش جمع کرد. این داستان مستر جیکاکه؛ جاسوس MI6 که برای جلوگیری از ملی شدن نفت به ایران اومد...»
5 اسلاید
نتیجه
مجموع امتیاز شما
امتیاز
تعداد پاسخ صحیح
تعداد پاسخ غلط
درصد صحیح
شما به درصد سوالات پاسخ درست دادید
طبیعیه بقیه اون موقع باور کردن...ولی اگه هوش مصنوعی های الانو میدیدن چی-🤡💔
وای وای همونو بگو🤡
وای جدی چجوری اون موقع ته عصاش باتری و مدار برقی بوده-
یارو انگلیسی بوده،جز MI6 بوده تامین کردن اینا براش کاری نداره
عه...
عاااااالیییی بود خسته نباشی 🤝🏻🎀
ممنونمممم🎀
واقعیه . بابابزرگ من همیشه داستانشو میگه
عه چه جالببب
وایییییاایایای چه خفن
آره واقعا طرف خیلی زرنگ بوده
عجب پست خفنییپزویویچ
مرسییییی قشنگممم🎀🌱