قبل از اینکه به ۱۸ سال برسم همیشه فکر میکردم عدد ۱۸ چه عدد خفنی میتونه باشه انگار قرار بود توی ۱۸ سالگیم یهویی به همه چیز و به اون استقلالی که میخواستم برسم اما حقیقت داستان اینجوری نبود با ورودم به سن ۱۸ سالگی تازه متوجه ی عمق فاجعه شدم
وقتی که شمع های تولد ۱۸ سالگیم رو فوت میکردم احساس عجیبی داشتم با خودم میگفتم از الان به بعد یک ادمه مستقلم که خانواده قرار نیست زیاد بهم گیر بدن و میتونم آزاد تر زندگی کنم ولی اینجوری نبود ازین موضوع که واقعیت برخلاف تصوراتم بود واقعا ناراحت میشدم چند باری به روی خودم اوردم اما چیزی رو عوض نکرد.....
کم کم گذشت و من با اون شرایط کنار اومدم تا اینکه رسیدم به ۲۰ سالگی قبل از فوت کردن شمع تولد ۲۰ سالگیم یکی از دوستام ازم پرسید چه حسی داری که الان داره ۲۰ سالت میشه فقط گفتم هیچی ۲۰ سالگیمم مثل ۱۸ سالگیم در حالی که بیشتر دوستام ازین که ۲۰ سالشون شده بود حس خوبی نداشتن اما من کاملا خنثی بودم نه استرس داشتم و نه ذوقی
دهه ی ۲۰ زندگی عجیب بود برام یهو به خودم اومدم دیدم یکسری از همسنو سالام دارن عروسیشونو جشن میگیرن یکسری ها رفتن سر کار و یکسری ها مثل من میان دانشگاه و کنار من میشینن:) خلاصه بگم از سن الانتون لذت ببرین تو هر سنی که هستین بزرگ تر شدن خبری نیست
نهههه من فکر میکردم هیجده عدد خیلیی باحالیههه تصوراتم نا*بود شدددد😭😭💔💔
البته توی هیجده سالگی میتونی چیزای مثبت هیجده هم بخونی
(تنها دلیلی که برای هیجده سالگی ذوغ دارم همین-)
اونو الانم میتونی نیاز نیست ۱۸ بشی حتما😂
راستش وجدانم نمیزاره🙂
اخی
اولا پوستر و کاروت خیلی خوشگله
بعد پدر و مادر ایرانی اعتقادی به استقلال بعد ۱۸ سالگی ندارن ۱۰۰ سالت ام بشه بازم بچه ای😂🥲
قربونتتتتت
اره متاسفانه وضیعت ما اینکه دیگه البته بعضی ها هستن اوکی ترن ولی تعدادشون کمه😂😭💔
الان چند سالته؟
گفتم ۲۰ سالمه😂
اها