اولین فردی که بهصورت علمی و تجربی اختلال «سادیسم» را بررسی کرد، روانپزشک آلمانی، «کرافت ابینگ» بود. او در تعریف سادیسم مینویسد: «فردی که با رفتارهایی مانند خشونت و مجازاتهای بدنی — چه آنها را خود اجرا کند، چه در برابرش اجرا شوند — احساس رضایت جنسی میکند. این افراد تمایلی ذاتی به تحقیر، آسیبزدن، زخمیکردن و حتی نابود کردن دیگری دارند
فروید نیز از این تعریفها استفاده میکند؛ او باور دارد گرایشهای سادیسمی و مازوخیستی یکی از دلایل اصلی بروز خشونتاند و میتوانند پرخاشگری را در برخی افراد توجیه کنند.
سادیسم گرایشی است که در آن، فرد با دیدن یا ایجاد درد در دیگران احساس رضایت میکند. این درد میتواند جسمی یا روانی باشد. سادیسم طیفی گسترده از شدت دارد؛ از لذتبردن از قرار دادن دیگران در موقعیتهای خجالتآور گرفته تا لذتبردن از شکنجه یا حتی کشتن دیگران. با توجه به این گستره، پژوهشگران تلاش کردهاند سادیسم را به دستههای گوناگونی تقسیم کنند.
سادیسم در میان مردم عادی و در فعالیتهای روزمره نیز دیده میشود. برای نمونه، به محبوبیت فیلمهای خشن، ورزشهای خشونتآمیز یا بازیهای رایآنهای با مضامین ظالمانه توجه کنید. همۀ اینها نشاندهندهٔ علاقهٔ ما به رفتارهای خشونتآمیز است؛ علاقهای که در بیشتر ما وجود دارد، اما بیمارگونه نیست. ممکن است گرایشهای سادیستی داشته باشیم، بیآنکه از آن آگاه باشیم. با این حال، باید تأکید کرد که سادیسم روزمره اختلال نیست. افرادی که چنین گرایشهایی دارند، معمولاً به رفتارهای خطرناک دست نمیزنند. داشتن این گرایشها نه مشکلساز است و نه آسیبزننده؛ بلکه گاهی بخشی طبیعی از زندگی روزمره است.
علائم سادیسم عبارتاند از: تولید آسیب: این افراد بهصورت عمدی رفتارهایی انجام میدهند که باعث آزار و اذیت دیگران شود. آنها از ایجاد و مشاهدهٔ درد دیگران لذت میبرند. علاقهمندی به کنترل و سلطه: این افراد نیاز زیادی به کنترل دیگران دارند. آنها تلاش میکنند با ترس، فریب یا بازیهای روانی، بر دیگران تسلط کامل پیدا کنند و همیشه از دیگران برتر باشند. تحقیر دیگران: افراد سادیسمی از تحقیر، مسخره کردن، قرار دادن دیگران در شرایط خجالتآور، فحش دادن یا ناراحت کردن دیگران خشنود میشوند. (ادامه اسلاید بعد)
نداشتن همدلی: همدلی به معنای دیدن جهان از چشم دیگران است؛ فرد همدل هنگام خوشحالی دیگران خوشحال و هنگام ناراحتی آنها ناراحت میشود. افراد سادیسمی همدلی کمی دارند و معمولاً متوجه احساسات و رنج دیگران نمیشوند. آنها یا نسبت به درد دیگران بیتفاوتاند یا از آن لذت میبرند. بیرحمانه به دیگران آسیب میرسانند و از پیامد رفتارهای خود احساس گناه نمیکنند. در برابر کوچکترین انتقاد به رفتارهایشان، بهانه میآورند و مسئولیت هیچیک را قبول نمیکنند. فریب دادن دیگران: افراد سادیسمی از بازیهای روانی و فریب برای هدایت دیگران به موقعیتهای خطرناک استفاده میکنند و از آنها سوءاستفاده میکنند. آنها معمولاً آدمهای درمانده و ضعیف را بهعنوان قربانی انتخاب میکنند تا با پیامد رفتارهای خود مواجه نشوند. خندیدن از رنج دیگران: این افراد بهوضوح خوشحالی خود را هنگام شنیدن یا دیدن رنج دیگران نشان میدهند؛ ممکن است بلند بخندند یا دست بزنند. شهرت داشتن بهخاطر رفتارهای آسیبزا: افراد سادیسمی بهطور مداوم رفتارهای آسیبزا از خود نشان میدهند و از آن لذت میبرند.
سادیسم در کودکان میتواند شکلهای مختلفی داشته باشد؛ کودک تلاش میکند تا با ناراحت کردن دیگران احساس شادی کند. رفتارهایی که میتواند نمادی از گرایشهای سادیسمی در کودکان باشد: بازیهای پرخاشگرانه: در حالت عادی، کودکان بازیهایی را انجام میدهند که که در آن وانمود به جنگیدن میکنند؛ آنها با هم میخندند و در کنار هم از این نوع بازیها لذت میبرند. اما در بازیهای پرخاشگرانهای که میتواند نشانی از سادیسم باشد، کودک در برابر همسالان یا عروسکهایش رفتارهای ظالمانه دارد. برای مثال، کودک سناریوهایی را بازی میکند که در آن دوست دارد به دیگران ظلم کند یا در این سناریوها میخواهد با داشتن سلطه بر دیگران، به آنها آسیب برساند. رفتارهای قُلدُرانه: برخی از کودکان ممکن است گرایشهای سادیسمیشان را از طریق رفتارهای قلدرانه نشان دهند و در آن به صورت عمدی به دیگران از نظر عاطفی یا جسمی آسیب بزنند تا بر آنها قدرت پیدا کنند و احساس لذت و رضایت داشته باشند. این رفتارها در مدارس زیاد اتفاق میافتد؛ کودکی بر کودکی دیگر قلدری میکند، از نظر فیزیکی با او درگیر میشود و کودکان دیگر را بر علیه او میشوراند. تا جایی که کودکِ قربانی اعتماد به نفس خود را از دست میدهد و زیر سلطه کودک سادیسمی درمیآید. ادامه اسلاید بعد
فقدان همدلی: ناتوانی در همدلی با همسالان، یکی از ویژگیهای کودکان با گرایشهای سادیسمی است. این کودکان ممکن است متوجه شدت آسیبی که میزنند نشوند و اهمیتی هم به آن ندهند. بیشتر کودکان، اگر گاهی پرخاشگری کنند و به کودکی دیگر آسیب برسانند، متوجه اشتباه خود میشوند و عذرخواهی میکنند؛ وجود چنین واکنشی علامتی از رشد همدلی در کودکان است. اما کودکان سادیسمی در رفتار خود هیچگونه رحمی به دیگران ندارند؛ حتی بعد از آن به هیچ عنوان عذرخواهی نمیکنند و رفتارشان را توجیه میکنند. مهمتر از همه آنکه رفتارشان را اشتباه نمیدانند و از پیامدش ناراحت نمیشوند. علاقه به رسانههای خشن: کودکانی که در معرض رسانههای خشونتآمیز مثل بازیها، فیلمها و سریالهای خشن قرار میگیرند، ممکن است در برابر آنها کاملاً بیحس شده و شروع به تقلید از آنها کنند. این میتواند سرآغازی برای بروز رفتارها و گرایشهای سادیسمی باشد.
تفاوت سادیسم و مازوخیسم کلمات «سادیسم» و «مازوخیسم» با هم زیاد شنیده میشوند و ممکن است معنای آنها نیز با هم اشتباه گرفته شود. همانطور که اشاره شد، سادیسم به علاقۀ افراد به آسیب رساندن به دیگران و حتی لذت بردن از مشاهدۀ درد دیگران اشاره دارد. این افراد همچنین عاشق قدرت و سلطه هستند. مازوخیست دقیقاً برعکس سادیسم است. افراد با گرایشهای مازوخیستی از اینکه خودشان آسیب ببینند لذت میبرند و دوست دارند مورد آزار دیگری قرار بگیرند. این افراد ممکن است در زندگی یا اجتماعیشان روابط را طوری تنظیم کنند که تنها آسیب ببینند.
تنها کسانی که صلاحیت تشخیص این گونه اختلالات را دارند، روانشناسان و روانپزشکان هستند. متخصصان بهداشت روانی با آگاهی کامل از نحوۀ شکلگیری و سیر این اختلال، بهتر میتوانند به کسانی که از این اختلال رنج میبرند کمک کنند. اگر فردی در اطرافتان رفتارهای آسیبزا نشان میدهد، مراجعه به متخصص سلامت روان میتواند مفید باشد.
عالی بود ✨
پست مازوخیسم رو هم بساز🙏🏻❤
خوشوقتم یک عدد سادیسمی طیف کمم🤝🏻
یعنی از آزار دادن با حتی به گربه انداختن افراد شدیدا لذت میبرم-
واووووو
یعنی همدلی نکردن هم میشه سادیسم-...🥀
منی که تو کالاف ادامایی ه لازم نبود بکشم رو قاچ.و میکردم و گلوشون