𝑶𝒏𝒄𝒆 𝒖𝒑𝒐𝒏 𝒂 𝒕𝒊𝒎𝒆, 𝑻𝒉𝒆𝒓𝒆 𝒘𝒂𝒔 𝒂 𝒔𝒊𝒓𝒆𝒏 𝒘𝒉𝒐 𝒍𝒊𝒗𝒆𝒅 𝒊𝒏 𝒇𝒂𝒊𝒓𝒚𝒕𝒂𝒍𝒆 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒘𝒊𝒎𝒎𝒊𝒏𝒈 𝒊𝒏 𝒔𝒆𝒗𝒆𝒏 𝒔𝒆𝒂𝒔 روزی روزگاری، سایرنی بود که در سرزمین پریان زندگی میکرد و در هفت دریا شنا میکرد
𝑻𝒉𝒆 𝒔𝒊𝒓𝒆𝒏 𝒉𝒂𝒕𝒆𝒅 𝒑𝒊𝒓𝒂𝒕𝒆𝒔, 𝑺𝒉𝒆 𝒂𝒍𝒘𝒂𝒚𝒔 𝒘𝒊𝒔𝒉𝒆𝒅 𝒕𝒐 𝒃𝒆 𝒕𝒉𝒆 𝒒𝒖𝒆𝒆𝒏 𝒐𝒇 𝒐𝒄𝒆𝒂𝒏, 𝒔𝒐 𝒔𝒉𝒆 𝒄𝒐𝒖𝒍𝒅 𝒅𝒊𝒔𝒓𝒐𝒚 𝒑𝒊𝒓𝒂𝒕𝒆𝒔 سایرن از دزدان دریایی متنفر بود، او همیشه آرزو میکرد که ملکه اقیانوس بشه، که بتونه دزدان دریایی رو نابود کنه
𝑶𝒏𝒆 𝒅𝒂𝒚, 𝒕𝒉𝒆 𝒄𝒓𝒐𝒘𝒏 𝒐𝒇 𝒕𝒉𝒆 𝒒𝒖𝒆𝒆𝒏 𝒔𝒕𝒐𝒍𝒆𝒏, 𝒃𝒖𝒕 𝒘𝒉𝒐 𝒘𝒂𝒔 𝒕𝒉𝒆 𝒕𝒉𝒊𝒆𝒇? یک روز، تاج ملکه دزدیده شد، اما چه کسی دزد بود؟
𝑻𝒉𝒆 𝒌𝒊𝒏𝒈 𝒘𝒂𝒔 𝒕𝒓𝒚𝒊𝒏𝒈 𝒕𝒐 𝒄𝒂𝒍𝒎 𝒕𝒉𝒆 𝒒𝒖𝒆𝒆𝒏 𝒅𝒐𝒘𝒏, 𝒘𝒉𝒊𝒍𝒆, 𝒕𝒉𝒆 𝒑𝒊𝒓𝒂𝒕𝒆 𝒐𝒇 𝒔𝒆𝒗𝒆𝒏 𝒔𝒆𝒂𝒔 𝒘𝒂𝒔 𝒆𝒏𝒋𝒐𝒚𝒊𝒏𝒈 𝒘𝒊𝒕𝒉 𝒕𝒉𝒆 𝒔𝒉𝒊𝒏𝒚 𝒄𝒓𝒐𝒘𝒏 پادشاه سعی میکرد ملکه رو اروم کنه، درحالی که دزد دریایی هفت دریا داشت از تاج براق لذت میبرد
𝑻𝒉𝒆 𝒒𝒖𝒆𝒆𝒏 𝒅𝒆𝒄𝒊𝒅𝒆𝒅 𝒕𝒐 𝒎𝒂𝒌𝒆 𝒂 𝒅𝒆𝒂𝒍 𝒘𝒊𝒕𝒉 𝒔𝒊𝒓𝒆𝒏, 𝒕𝒉𝒆 𝒅𝒆𝒂𝒍 𝒘𝒂𝒔 𝒂𝒃𝒐𝒖𝒕: ملکه تصمیم گرفت با سایرن معامله ای کنه، موضوع معامله از این قرار بود که:
𝑻𝒉𝒆 𝒔𝒊𝒓𝒆𝒏 𝒘𝒐𝒖𝒍𝒅 𝒇𝒊𝒏𝒅 𝒕𝒉𝒆 𝒕𝒉𝒊𝒆𝒇, 𝒊𝒏 𝒆𝒙𝒄𝒉𝒂𝒏𝒈𝒆, 𝒕𝒉𝒆 𝒒𝒖𝒆𝒆𝒏 𝒘𝒐𝒖𝒍𝒅 𝒄𝒂𝒍𝒍 𝒔𝒊𝒓𝒆𝒏 𝒇𝒐𝒓 𝒕𝒉𝒆 𝒌𝒊𝒏𝒈𝒅𝒐𝒎 𝒐𝒇 𝒐𝒄𝒆𝒂𝒏 سایرن دزد رو پیدا میکرد، در ازا، ملکه سایرن رو برای حکمروایی اقیانوس صدا میزد
𝑻𝒉𝒆 𝒔𝒊𝒓𝒆𝒏 𝒅𝒊𝒔𝒓𝒐𝒚 𝒕𝒉𝒆 𝒑𝒊𝒓𝒂𝒕𝒆 𝒂𝒏𝒅 𝒓𝒆𝒕𝒖𝒓𝒏 𝒕𝒉𝒆 𝒄𝒓𝒐𝒘𝒏 𝒕𝒐 𝒕𝒉𝒆 𝒒𝒖𝒆𝒆𝒏 سایرن دزد دریایی رو نابود کرد و تاج رو به ملکه برگرداند
𝑩𝒖𝒕 𝒕𝒉𝒆 𝒌𝒊𝒏𝒈 𝒃𝒓𝒐𝒌𝒆 𝒕𝒉𝒆 𝒅𝒆𝒂𝒍, 𝒔𝒐 𝒔𝒊𝒓𝒆𝒏 𝒈𝒆𝒕 𝒔𝒂𝒅 𝒂𝒏𝒅 𝒂𝒏𝒈𝒓𝒚 ولی پادشاه معامله رو شکست، پس سایرن عصبانی و ناراحت شد
𝑻𝒉𝒆 𝒔𝒊𝒓𝒆𝒏 𝒔𝒕𝒂𝒓𝒕𝒆𝒅 𝒕𝒐 𝒔𝒊𝒏𝒈𝒊𝒏𝒈 𝒂𝒏𝒅 𝒄𝒖𝒓𝒔𝒆𝒅 𝒕𝒉𝒆 𝒘𝒉𝒐𝒍𝒆 𝒍𝒂𝒏𝒅 سایرن شروع کرد به آواز خواندن و کل سرزمین رو نفرین کرد
𝑺𝒉𝒆 𝒄𝒐𝒏𝒕𝒓𝒐𝒍𝒆𝒅 𝒕𝒉𝒆 𝒔𝒆𝒗𝒆𝒏 𝒔𝒆𝒂𝒔 𝒂𝒏𝒅 𝒎𝒂𝒅𝒆 𝒂 𝒕𝒔𝒖𝒏𝒂𝒎𝒊, 𝒕𝒉𝒆 𝒍𝒂𝒏𝒅 𝒘𝒂𝒔 𝒅𝒊𝒔𝒓𝒐𝒚𝒆𝒅 او هفت دریا رو کنترل کرد و سونامی رو ساخت، کل سرزمین نابود شد
𝑨𝒇𝒕𝒆𝒓 𝒕𝒉𝒂𝒕, 𝒈𝒐𝒅 𝒅𝒆𝒑𝒐𝒓𝒕𝒆𝒅 𝒔𝒊𝒓𝒆𝒏 𝒕𝒐 𝒕𝒉𝒆 𝒐𝒕𝒉𝒆𝒓 𝒘𝒐𝒓𝒍𝒅, 𝒂 𝒘𝒐𝒓𝒍𝒅 𝒘𝒊𝒕𝒉𝒐𝒖𝒕 𝒎𝒂𝒈𝒊𝒄 بعد از اون، خدا سایرن رو به دنیایی دیگر تبعید کرد، دنیایی بدون جادو
𝑯𝒆 𝒕𝒐𝒐𝒌 𝒉𝒆𝒓 𝒕𝒂𝒊𝒍 𝒂𝒏𝒅 𝒇𝒊𝒔𝒉𝒚 𝒆𝒂𝒓𝒔, 𝒔𝒐 𝒕𝒉𝒆 𝒄𝒓𝒆𝒂𝒕𝒖𝒓𝒆𝒔 𝒐𝒇 𝒕𝒉𝒂𝒕 𝒘𝒐𝒓𝒍𝒅 𝒘𝒐𝒏'𝒕 𝒉𝒖𝒏𝒕 𝒉𝒆𝒓 او دم و گوش های ماهی مانندش را ازش گرفت، که موجودات اون دنیا اون رو شکار نکنند
𝑯𝒆 𝒄𝒉𝒐𝒌𝒆𝒅 𝒉𝒆𝒓 𝒗𝒐𝒊𝒄𝒆, 𝒔𝒐 𝒔𝒉𝒆 𝒄𝒐𝒖𝒍𝒅 𝒏𝒆𝒗𝒆𝒓 𝒔𝒊𝒏𝒈 𝒂𝒏𝒅 𝒄𝒖𝒓𝒔𝒆 𝒔𝒐𝒎𝒆𝒐𝒏𝒆 او صدایش را خفه کرد، که او دیگر نتواند آواز بخواند و کسی را نفرین کند
𝑨𝒕 𝒕𝒉𝒂𝒕 𝒎𝒐𝒎𝒆𝒏𝒕، 𝒕𝒉𝒆 𝒐𝒕𝒉𝒆𝒓 𝒄𝒓𝒆𝒂𝒕𝒖𝒓𝒆𝒔 𝒐𝒇 𝒇𝒂𝒊𝒓𝒚𝒕𝒂𝒊𝒍 𝒘𝒉𝒐 𝒘𝒂𝒔 𝒂𝒍𝒊𝒗𝒆 𝒇𝒓𝒐𝒎 𝒕𝒔𝒖𝒏𝒂𝒎𝒊, 𝒍𝒊𝒌𝒆 𝒇𝒂𝒊𝒓𝒚, 𝒘𝒆𝒓𝒆𝒘𝒐𝒍𝒇, 𝒘𝒊𝒕𝒄𝒉, 𝒗𝒂𝒎𝒑𝒊𝒓𝒆, 𝒅𝒓𝒂𝒈𝒐𝒏, 𝒆𝒍𝒇 𝒂𝒏𝒅 𝒎𝒆𝒓𝒎𝒂𝒊𝒅 𝒈𝒐𝒕 𝒐𝒖𝒕 𝒇𝒓𝒐𝒎 𝒕𝒉𝒆𝒊𝒓 𝒔𝒉𝒆𝒍𝒕𝒆𝒓 در همین لحظه، موجوداتی که در سرزمین پریان زندگی میکردند و از سونامی زنده ماندند، مانند پری، گرگینه، جادوگر، خونآشام، اژدها، اِلف و پری دریایی از پناهگاهشان بیرون اومدند
𝑻𝒉𝒆𝒚 𝒕𝒓𝒊𝒆𝒅 𝒕𝒐 𝒓𝒆𝒄𝒐𝒏𝒔𝒕𝒓𝒖𝒄𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒕𝒉𝒆 𝒇𝒂𝒊𝒓𝒚𝒕𝒂𝒍𝒆, 𝒂𝒏𝒅 𝒕𝒉𝒆𝒚 𝒅𝒊𝒅 𝒊𝒕 اونها تلاش کردن که سرزمین پریان رو بازسازی کنند، و انجامش دادند
𝑩𝒖𝒕 𝒕𝒉𝒆 𝒇𝒂𝒊𝒓𝒚 𝒏𝒐𝒕𝒊𝒄𝒆 𝒕𝒉𝒂𝒕 𝒘𝒊𝒕𝒉𝒐𝒖𝒕 𝒔𝒊𝒓𝒆𝒏, 𝒕𝒉𝒆𝒚 𝒄𝒂𝒏'𝒕 𝒄𝒐𝒏𝒕𝒓𝒐𝒍 𝒕𝒉𝒆 𝒐𝒄𝒆𝒂𝒏 اما پری متوجه شد که بدون سایرن، اونا نمیتونن اقیانوس رو کنترل کنند
𝑺𝒐, 𝒕𝒉𝒆𝒚 𝒑𝒖𝒕 𝒂 𝒎𝒂𝒈𝒊𝒄𝒂𝒍 𝒃𝒂𝒌𝒆𝒓 𝒎𝒂𝒏 𝒊𝒏 𝒕𝒉𝒆 𝒘𝒐𝒓𝒍𝒅 𝒕𝒉𝒂𝒕 𝒔𝒊𝒓𝒆𝒏 𝒆𝒙𝒊𝒍𝒆𝒅 پس اونا یه مرد قناد جادویی رو در دنیایی که سایرن تبعید شد قرار دادند
𝑻𝒉𝒆 𝒔𝒊𝒓𝒆𝒏 𝒎𝒖𝒔𝒕 𝒇𝒊𝒏𝒅 𝒕𝒉𝒆 𝒎𝒂𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒆𝒂𝒕 𝒕𝒉𝒆 𝒎𝒂𝒈𝒊𝒄𝒂𝒍 𝒄𝒖𝒑 𝒄𝒂𝒌𝒆 سایرن باید اون مرد رو پیدا کنه و کیک فنجونی جادویی رو میل کنه
𝑻𝒉𝒆 𝒆𝒏𝒅 پایان
وای خیلییییییییییییییییی قشنگ بودددددددد😢😢😢😭😭😭👍😭😭😭😭😭😭😭😭🛐🛐🛐🛐🛐
مرسی عزیزم منم✨🎀
💖☄