دوستان و همراهان گرامی! میخوایم از شهر تکنولوژیا بازدید کنیم؛ تازه مجانی! (چرا مجانی؟ چون که یه شهر عادی نیست عزیزوم اینجا یه جاییه که کمتر کسی میتونه بیاد) شهرداریش یکم زیادی دست و دلباز شده از وقتی عروسی کرده! که البته چیز خوبیه! مبارکشم باشه. دوزتان گلم خوش امدید این شما و این هم تکنولوژیا سیتی!
ایشون یکی از ساکنین این شهره! اسمش تاتیه اومده جاهای دیدنی رو نشونمون بده! تاتی: سلامعلیک خوبستین☻ خب تاتی ما از تکنولوژیا چیزی نمیدونیم تو بهمون یاد بده! تاتی: (لبخند شیطانی) خب دوزتان فرض کنید یه بنده خدایی بر اثر حادثه یا بیماری دور از جونتون فلج شده و نمیتونه دست و پاشو تکون بده. ولی مغزش هنوزم دستور حرکت میده مثلا مغز میگه دستمو تکون بده ولی چون مسیر عصبی اسیب دیده این دستوره نمیرسه به دست. حالا دانشمندا تراشه های خیلی کوچولویی درست کردن که رو یا داخل مغز میزارن که میان سیگنال های مغز رو میخونن میدن به کامپیوتر! بعدش چیمیشه؟ بعدش اون فرد اگه بخواد موس رو تکون بده کامپیوتر میفهمه خودش انجام میده! بدون اینکه حرف بزنه یا دستشو تکون بده. یا حضرت ادم! تاتی: برگات ریخت داداش؟ داداش برگام سر جاشه خودم ریختم! تاتی: اشکالنداره داداش پیشمیاد. این تکنولوژی برای کشور امریکاس. ایده اینکار هم از دهه 1970 شروع شد ولی تو دهه 2010 با پیشرفت تراشه ها و هوش مصنوعی خفن تر شد و جهش بزرگی کرد!
Wow زیبا بود! تاتی: بلهبله، خب کسی میدونه اسکلت بیرونی چیه؟ *سکوت اسکلت چیچی؟ تاتی: اسکلت بیرونی یا همون Exoskeleton اهااها ( چی هست؟ ) تاتی: خب اممم، اها اون پشه هه رو ببین. پشه: ویززززز خب پشهس دیگه! تاتی: بعضی از حشره ها یه اسکلت سخت بیرون بدنشون دارن؛ منظورم این نیست که زره اهنی دارنا تازه خیلی هم نازک و سبکه. منطقی هم هست چون اینطوری نمیتونستن پرواز کنن. پشه: ویززززز (تایید میکنم) خب این چه ربطی به تکنولوژی داره؟ تاتی: مهندسا اومدن گفتن اگه انسان هم یه اسکلت رباتی بیرون بدنش داشته باشه چی؟ واو تاتی: بله واو، این لباسه روی پاها و مفصل ها نصب میشه بعد وقتی فرد بخواد حرکت کنه موتور ها کمک میکنن. که واسه افراد فلج و سالمندان و همینطور حمل بار های سنگین توی کارخونه ها خوبه. شبیه لباس ابرقهرمانی توی فیلماس! چه باحال شبیه ایرون من!! تاتی: ارهه
خب تاتی بازم بگو! تاتی: بریم سراغ چشم مصنوعی! میدونیم که خیلیا به دلیل اسیب شبکیه بیناییشون رو از دست دادن؛ ولی همیشه که خود مغز اسیب ندیده. حالا، دانشمندا میگن اگه چشم نمیتونه تصویر بفرسته شاید دوربین بجاش بتونه این کار رو انجام بده! حالا چطوری؟ دوربینه تصویر رو میگیره میده کامپیوتر پردازش میکنه و سیگنال به عصب یا مغز فرستاده میشه. بعضیا تونستن نور و شکل های ساده و یا حرکت رو تشخیص بدن! یعنی ممکنه روزی نابینایی قابل درمان بشه.
تاتی از این همه نبوغ و پیشرفت و تکنولوژیا سرگیجه گرفتم تاتی: (باز هم لبخند شیطانی ) پیشمیاد داداش. بزار درمورد انرژی اینده بشر بگم. همجوشی هسته ای. چرا و چطور خورشید روشنه؟ تو مرکز خورشید همه اتم های هیدروژن بهم میپیوندن و مقدار بسیار زیادی انرژی ازاد میشه که دانشمندا میگن اگه همین کار رو روی زمین انجام بدیم میتونیم انرژی نامحدود داشته باشیم! ولی فعلا مشکل چیه؟ اون دمایی که لازمه یکم زیادی زیاده. اخه میدونی حتی از مرکز خورشید هم بیشتر، حدود صد ها میلیون درجه سانتیگراد. چیزی نیست که بابا. ولی اگه موفق بشن گر و گر برق داریم الودگی کمتر میشه سوخت خیلی زیادی هم داریم! واو تاتی پشمام چقد خوب میشه.
تاتی: نانوربات های پزشکی، خب اول بگم نانو چیه؟ یک نانومتر حدود یک میلیاردم متره یعنی اونقد کوچیکه که با چشم نمیشه دید. دانشمندا گفتن چرا ربات هایی نسازیم که داخل رگ بدن حرکت میکنن؟! خب بدرد چی میخوره؟ تاتی: مثلا برای کسی که دور از جون سرطان داره دارو ها بجا اینکه به همه جای بدن برن فقط به سلول های سرطانی میرن. واو چه جالبببب تاتی: واقعا شگفت انگیزه! شبیه اینه که میلیون ها دکتر میکروسکوپی تو بدن کار میکنن.
اخ تاتی کاشکی ماشین پرنده هم بود. تاتی: ارهه، تاکسی پرنده! تو شهر های بزرگ ترافیک خیلی زیاده و وسیله ای که مثل هلیکوپتر عمودی بلند بشه و مثل هواپیما پرواز کنه و با برق کار میکنه. اینطوری بخوای یجا بری نیم ساعت تو ترافیک نمیمونی. مسیر یه ساعته رو ده پونزده دقیقه ای میری!
تاتی ربات های انسان نما چی؟ تاتی: (صلوات! بالاخره یچیزی میدونن) سالها بود که ربات ها فقط به اصطلاح بازوی صنعتی بودن مهندسا اومدن گفتن بیاین ربات شبیه انسان بسازیم چون محیط زندگیمون واسه انسان ها طراحی شده. تاتی مهندسا و دانشمندا چرا همش میان میگن اگه این اینطوره چرا اینطورش نکنیم. تاتی: *نگاه معنا دار منظورتچیه هیچی بابا یکی از مسافرا: تاتی به دل نگیر این زیاد حرف میزنه. *نگاه معنا دار به مسافر مسافر: (چرا اینطور نگاه میکنه پناه بر خدا) تاتی: ولش کن داداش داشتم میگفتم رباتی که مثل انسان باشه راحت تو محیط انسان میتونه باشه. میتونه راه بره وسیله مسیله بلند کنه، چبدونم بفهمه کجاست و تو چه محیطیه، دستوری چیزی هم بدی اطاعت میکنه و از این جور کارا، تازه ممکنه یه روز تو بیمارستان و کارخونه و خونه ها کار کنه. واو!!!
تاتی: یچیزی بگم پشم ریزون خدا رحم کنه! تاتی: چاپگر سه بعدی اعضای بدن! به جای جوهر مواد مختلف رو لایه لایه روهم میزارن. اگه به جای پلاستیک از سلول زنده استفاده کنیم چی؟! هیچی دانشمندا تونستن بعضی از بافت ها و نمونه های ازمایشی رو پیچیده تر بسازن! یعنی فکر کن یه روزی بشه قلب و کلیه و اینا رو چاپ کرد! حاجیی پشمامم چهه خفننن تاتی: بلهبله! پشمات ریخت؟ اره داداش تاتی: اشکال نداره داداش خودتو ناراحت نکن جمعشون کن بده سر راه ممد واست بچسبونه. (نمکدون چشم نخوری!) تاتی: چیزی گفتی؟ نه نه چیزی نگفتم توهم زدیا! تاتی: خب دیگه برین نخود نخود هر که رود خانه خود! خدافظ تاتی ممنون تاتی: بای بای
فوقالعاده بود💫
ممنونممم
خیلی جالب بود، خسته نباشی🎀✨
ممنونمم
عالییییییییییییییی
مرسیی
چقدر ژاذاب و عالی بودد ! خسته نباشییی
وای مرسیی
فرصتتت
عالی بود
ممنونمم