قیمت واقعی لباس ۲۰ دلاری تو
یک روز معمولی در آوریل ۲۰۱۳. کارگران ساختمان رانا پلازا در بنگلادش مشغول کارند. ناگهان ترکهایی روی دیوارها ظاهر میشود. روز قبل، مهندسان اعلام کرده بودند ساختمان غیرایمن است. مدیران کارخانه به کارگران گفتند نگران نباشید، فردا باید سر کار بیایید. ساعت ۸ و ۴۵ دقیقه صبح، ساختمان ۸ طبقه بدون هیچ هشدار قبلی فرو میریزد. زیر آوار، ۱۱۳۴ مرد و زن جان میبازند. بیشترشان زنانی با حقوق روزانه ۲ دلار. آنها داشتند لباس میدوختند برای شما. برای برندهایی مثل اچ اند ام، زارا، مونگو، پریمارک و والمارت. لباسی که شاید امروز در کمد تو باشد، بدون اینکه بدانی قیمت واقعی آن، یک جان انسان بوده است. این پست روایت تلخ فاجعه رانا پلازا و سوالی است که هیچکس جوابش را نمیدهد: آیا مد ارزش این همه خ7ون را دارد؟
بنگلادش بعد از چین، دومین تولیدکننده بزرگ پوشاک در جهان است. سالانه ۳۰ میلیارد دلار لباس از این کشور صادر میشود. بیش از ۴ میلیون کارگر در ۵ هزار کارخانه لباسدوزی مشغول کارند. ۸۰ درصد این کارگران زن هستند. سن خیلی از آنها زیر ۱۸ سال است. حقوق ماهیانه یک کارگر بنگلادشی در صنعت مد، حدود ۹۵ دلار است. یعنی روزانه کمتر از ۳ دلار. با همین پول باید خوراک، مسکن و درمان خود و گاهی خانوادهشان را تأمین کنند. شرایط کاری فراتر از تصور است. سالنهای بسته بدون تهویه، ساعات کار ۱۴ ساعته، ۶ روز در هفته. حتی حق استفاده از سرویس بهداشتی را هم ندارند. مینیمم حقوق در بنگلادش ۱۹ سنت در ساعت است. در کشورهای غربی، این رقم ۲۰ برابر است. به همین دلیل است که برندهای بزرگ مد، کارخانههای خود را به بنگلادش بردهاند. نه به خاطر کیفیت، به خاطر ارزانی کار. همان کارگری که یک جفت شلوار جین ۵۰ دلاری را با ۲ دلار دستمزد میدوزد، خودش هیچوقت نمیتواند آن شلوار را بخرد.
ساختمان رانا پلازا در سال ۲۰۰۶ بدون مجوز ساخته شد. طبقه چهارم تا هشتم در سال ۲۰۱۲ بدون استحکامبندی اضافه شد. مالک ساختمان، محمد سهیل رانا، به شهرداری رشوه داد تا مجوزهای جعلی بگیرد. این ساختمان قرار نبود کارخانه باشد. قرار بود یک بازار معمولی باشد. اما تقاضا برای فضای کارخانه آنقدر زیاد بود که رانا طبقات بالایی را هم به برندهای مد اجاره داد. در ۲۳ آوریل ۲۰۱۳، یک روز قبل از فاجعه، مهندسان ترکهای عمیق روی دیوارها دیدند و ساختمان را غیرایمن اعلام کردند. خبر به کارگران رسید. آنها خواستند بیرون بیایند. اما مدیران کارخانه درهای خروجی را قفل کردند و گفتند نگران نباشید، ساختمان مشکلی ندارد، کارتان را ادامه دهید. بعضی کارگران گفتند ما صدای ترک خوردن دیوارها را میشنویم. مدیران گفتند صدای ماشینهای خیاطی است. صبح روز بعد، کارگران برگشتند. آنها نمیدانستند آخرین صبح زندگیشان است. ساعت ۸ و ۴۵ دقیقه، ساختمان مثل یک خانه پوکر فرو ریخت. در کسری از ثانیه، هزاران انسان زیر ۱۵۰ هزار تن آهن و بتن مدفون شدند. صدای فریادها تا یک هفته بعد از زیر آوار شنیده میشد. ۱۱۳۴ نفر جان باختند. بیش از ۲۵۰۰ نفر زخمی شدند. این فاجعه، مرگبارترین حادثه در تاریخ صنعت پوشاک جهان است.
بعد از فاجعه، یک سوال بزرگ مطرح شد. کی باید پاسخگو باشد؟ مالک ساختمان، محمد سهیل رانا، دستگیر شد و به ۱۷ سال زندان محکوم گردید. اما او فقط یک مهره کوچک بود. برندهای بزرگی مثل اچ اند ام، والمارت، زارا و مونگو میدانستند رانا پلازا غیراستاندارد است. گزارشهای بازرسی خصوصی که از سال ۲۰۱۱ وجود داشت، نشان میداد ساختمان خطرناک است. اما آنها به جای تعطیلی کارخانه، لابی کردند تا بازرسیها متوقف شود. تحقیقات نشان داد اچ اند ام در سال ۲۰۱۱، یعنی دو سال قبل از فاجعه، از وضعیت خطرناک ساختمان مطلع شده بود. نه تنها کاری نکرد، بلکه سفارشهایش را افزایش داد. چرا؟ چون تولید لباس در رانا پلازا ۲۰ درصد ارزانتر از سایر کارخانههای بنگلادش بود. و اچ اند ام به سودش فکر کرد، نه جان کارگران. اما نقش ما مصرفکنندهها چیست؟ شما هر بار یک تی شرت ۱۰ دلاری از اچ اند ام میخری، به این مدل کسب و کار رای میدهی. تقاضا برای مد سریع، یعنی لباسهای ارزان با کیفیت پایین که بعد از چند بار شستشو دور ریخته میشوند، باعث میشود برندها به دنبال ارزانترین و غیراخلاقیترین روشهای تولید بروند. شما با هر خریدی، یک رأی میدهی. رأی به ادامه این کش7تار یا رأی به توقف آن.
بعد از رانا پلازا، دنیا شوکه شد. برندهای مد زیر فشار افکار عمومی، مجبور به تغییر شدند. موافقتنامه ایمنی آتشسوزی و ساختمان در بنگلادش امضا شد. ۲۰۰ برند بزرگ به آن پیوستند. قرار شد کارخانهها بازرسی و استانداردسازی شوند. اما ۱۰ سال بعد، واقعیت چیست؟ هنوز هم سالانه دهها کارگر در کارخانههای بنگلادش جان میبازند. سال ۲۰۲۱، یک کارخانه مواد شیمیایی متعلق به تامینکننده اچ اند ام منفجر شد و ۵۲ کارگر مردند. سال ۲۰۲۳، سقف یک کارخانه دیگر فرو ریخت و ۱۲ نفر جان باختند. موافقتنامه ایمنی هنوز اجرا نمیشود. بیشتر کارخانههای بنگلادش هنوز هم شرایط ایمنی استاندارد را ندارند. و برندهای بزرگ هنوز هم به جای نظارت جدی، به دنبال کارخانههای جدید و ارزانتر در اتیوپی و ویتنام و کامبوج هستند. یک فعال حقوق کارگران میگوید: رانا پلازا فراموش شده. برندها کمی شرمنده شدند، کمی پول خرج کردند برای نمایش، و بعد برگشتند به روال سابق. کارگران بنگلادشی هنوز همان حقوق ناچیز را میگیرند و هنوز در همان ساختمانهای خطرناک کار میکنند. فقط حالا میدانند اگر بمیرند، عکسشان چند روز در رسانههای غربی میآید و بعد فراموش میشوند.
برخی برندهای کوچکتر و مستقل، مدل متفاوتی را دنبال میکنند. مد اخلاقی یا مد پایدار. یعنی شفافیت کامل در زنجیره تولید. یعنی حقوق عادلانه برای کارگران. یعنی استانداردهای ایمنی جدی. اما قیمت لباس در این برندها بالاتر است. یک تی شرت ۲۰ دلاری معمولی، در مد اخلاقی ۴۰ یا ۵۰ دلار قیمت دارد. برای بسیاری از مردم، این تفاوت قیمت زیاد است. اما آیا واقعاً نمیتوانیم کمتر بخریم؟ آمار نشان میدهد یک فرد معمولی در آمریکا، سالانه ۷۰ قطعه لباس جدید میخرد و ۷۰ درصد آنها را بعد از یک سال دور میاندازد. یعنی میتوانیم نصف این مقدار بخریم، اما با کیفیت بهتر و از برندهای اخلاقیتر. هزینه کل همان میشود، اما تاثیرش بر جان انسانها و محیط زیست کاملاً متفاوت است.
از امروز، قبل از خرید هر لباسی، به برچسبش نگاه کن. نه فقط سایز و جنس، بلکه نام کشور تولیدکننده را ببین. بنگلادش، کامبوج، ویتنام، پاکستان. این کشورها بهشت مد سریع هستند اما جهنم کارگران. سوال این نیست که آیا تو میتوانی گرانتر بپوشی یا نه. سوال این است که آیا حاضری یک تی شرت ارزان بخری به بهای جان یک کارگر بنگلادشی؟ شاید فکر کنی این اغراق است. اما برای خانواده ۱۱۳۴ نفری که در رانا پلازا مردند، این اغراق نیست. آنها میتوانستند زنده باشند اگر تو و من یک دلار بیشتر برای لباسمان پرداخت میکردیم. مد سریع، قیمت واقعی خود را در خ7ون کارگرانش نوشته است. وقتش رسیده ما مصرفکنندهها هم آن قیمت را ببینیم.
ممنون که تا آخر این پست همراه من بودید :) این پست چقدر به شما کمک کرد؟ از 1 تا 20 نمره بدهید!🗣🤝🏻
حادثه رانا پلازا هیچ وقت فراموش نخواهد شد🙏🏻!
خود فاجعه بود!
۲۰ از ۲٠🌷🛐🤌🏻
👍🏻
ممنونم
این پست بی نظیر و عالی بود🌟
و نمره بی نهایت رو میگیره🌿
با آگاهی تصمیمات بهتری خواهیم گرفت🤝
عزیزمی ممنونم
دقیقا
پستت غمگین بود ولی جالب، مخصوصا بین ده ها پست که محتوای زیاد خوبی ندارن
نظر لطفته زیبا
ولی اس آر نفهمیدم اینهمه ایده برای پست ویژه از کجا میاری....
فقط کافیه تو خونتون راه بری😂😂
من چون انسانیم همیشه سوژه دم دستم هست...تو کلاسامون تو بحثامون..
همین حادثه رانا پلازا رو براش نشستم یه مستند دیدم
میتونی سرچ کنی ببینی جالبه
مستند هزینه واقعی یا همون د ترو کاست
واو خیلی خوب توضیح دادی😂
پستت عالی بود و ناظرش هم بودم
عزیزمی ممنونم