قبل از شروع، یه حقیقت تلخ: اگه فقط فیلم های هری پاتر رو دیده باشی، رون ویزلی رو نمی شناسی. فیلم ها شخصیت این پسر رو به یه شوخ ترسو تبدیل کردن که فقط قراره بخندونه. اما توی کتاب ها، رون قهرمانیه با پای شکسته که جلوی قا*تل وایمیسه، استراتژیستیه که نبرد رو رهبری میکنه، و دوستیه که جونش رو برای هری و هرماینی فدا میکنه.
۱. شطرنج مرگبار: فداکاری نهایی در ۱۱ سالگی هری و هرماینی و رون به آخرین مانع سنگ جادو رسیدند: یک صفحه شطرنج غول پیکر با مهره های سنگی جاندار. رون فرماندهی مهره های سفید را بر عهده میگیرد و با هوشی تاکتیکی، بازی را پیش می برد. وقتی می فهمد برای مات کردن شاه سیاه باید یک مهره قربانی شود، بدون لحظه ای تردید میگوید: «نه من، نه هرماینی، تویی که باید زنده بمونی، هری.» خودش را جای مهره میگذارد و با ضربه ی ملکه بیهوش میشود. این یک پیروزی ناب است: در ۱۱ سالگی، بدون ذره ای خودخواهی، جانش را فدا میکند و در بازی شطرنجی که یکی از بهترین اساتید تدارک دیده بود، پیروز میشود. دامبلدور بعدا میگوید: «بهترین بازی شطرنجی که در هاگوارتز دیده ام.»
2-غولی که رون از پا در آورد، نه هرماینی! در هالووین سال اول، غول ۱۲ فوتی وارد حمام دخترانه میشود و هرماینی از ترس غش میکند. هری روی پشت غول میپرد اما کاری از پیش نمی برد. درست وقتی غول چماقش را برای کوبیدن هری بلند میکند، رون اولین طلسمی که به ذهنش میرسد را فریاد میزند: «وینگاردیوم لوی اوسا!» چماق از دست غول میپرد و روی سر خودش سقوط میکند (فلیتویک گفته بود یک جادوگر سال اولی به سختی یک پر را در چند سانتی متری معلق میدارد. چماق بالغ بر 500 کیلوگرم وزن داشت!) در فیلم، این لحظه را به هرماینی دادند. اما در کتاب، هرماینی آنقدر ترسیده بود که نمی توانست حتی حرکت کند. رون جان دوستانش را نجات داد، اما اعتبارش را به دیگری دادند.
3-پای شکسته، ولی قلبی سالم! در شیون آوارگان، پای راست رون چند جا شکسته و به سختی روی یک پا می ایستد. صورتش از درد سفید شده. اما وقتی سیریوس بلک (که فکر می کنند قا*تل است) به سمت هری حمله میکند، رون با صدایی لرزان اما محکم فریاد میزند: «اگه میخوای هری رو بکشی، اول باید ما رو هم بکشی!» دو بار تکرار میکند. بعدا سیریوس اعتراف میکند که شجاعت رون او را به یاد جیمز انداخت. در فیلم، این جمله را به هرماینی دادند و رون را در گوشه ای ترسیده نشان دادند. یکی از بزرگ ترین تحریف های شخصیتی در تاریخ سینما.
4-سکوت یا مجازات در برابر اسنیپ؟ در کلاس معجون سازی، اسنیپ به هرماینی که جواب سوال را داده است میگوید: «خانم گرنجر، چقدر لذت میبری از اینکه یک علامه ی دهر غیرقابل تحمل باشی؟» کلاس یخ میزند. هری جرئت نمیکند حرف بزند. اما رون از جا بلند می شود و می گوید: «شما یک سوال پرسیدید و او جواب را می داند! چرا می پرسید اگر نمی خواهید جواب بشنوید؟» اسنیپ او را مجازات می کند. در فیلم، رون به جای دفاع از هرماینی، در گوش هری زمزمه می کند: «راست میگه میدونی؟» یعنی حرف اسنیپ را تایید می کند. این تغییر، رون را از یک دوست فداکار به یک تماشاگر بی تفاوت تبدیل کرد.
5- مر*گخوارانی که حریف یک پسر 16 ساله نشدند! در نبرد دپارتمان اسرار، رون به همراه جینی و لونا در اتاق پیشگویی ها گیر می افتد. سه مر*گخوار وارد می شوند: بلاتریکس لسترنج، لوسیوس مالفوی و رودولفوس لسترنج (شوهر بلاتریکس). رون به تنهایی با آنها مبارزه می کند. لونا بعدا به هری میگوید: «رون دیوانه وار رفتار میکرد تا ما فرار کنیم.» سه تن از قوی ترین مر*گخواران نتوانستند یک پسر ۱۶ ساله را بکشند. این یک موفقیت خاموش است که هیچکس در فیلم ندید.
6-نابودی هورکراکس! رون تحت تاثیر هورکراکس گروه را ترک کرده بود. این بزرگ ترین شکست اخلاقی اوست. اما بعد با پشیمانی برمی گردد. هری را در دریاچه ی یخ زده از غرق شدن نجات میدهد، شمشیر گریفیندور را از کف دریاچه بیرون می آورد، و به سراغ مدال هورکراکس می رود. مدال با صدایی شبیه هرماینی زمزمه می کند: «ضعیف ترین عضو خانواده... مادرت آرزو می کند تو به دنیا نیامده بودی...» اما رون فریاد می زند: «تو دروغ می گویی!» و شمشیر را بر مدال فرود می آورد. این لحظه، ارزش ناب رون را نشان می دهد: او اشتباه می کند، اما برمی گردد و از خودش فراتر می رود.
7-دانش جادویی، فراتر از هرماینی! وقتی مالفوی در کتاب دوم به هرماینی می گوید «مادبلاد»، هرماینی نمی داند یعنی چه. چون او در خانواده ای ماگل بزرگ شده و هرگز با این واژه برخورد نداشته است. این رون است که با چهره ای درهم رفته توضیح می دهد: «یعنی خو*نی کثـ*یف. بدترین فحش دنیای جادو.» در فیلم، این سکانس را به هرماینی دادند. این الگو بارها تکرار می شود: رون کسی است که دانش بومی دنیای جادو را به گروه می آورد، از قوانین کوییدیچ گرفته تا معنی «اسنیچر» و داستان یادگارهای مرگ. ارزش او در این است که پل ارتباطی خواننده با دنیای ناشناخته ی جادو است.
8-ویزلی پادشاه ماست! رون به عنوان دروازه بان تیم کوییدیچ گریفیندور انتخاب شد، اما تحت فشار عصبی است. اسلیترینی ها برای او آهنگ تمسخرآمیزی ساخته اند: «ویزلی پادشاه ماست، ویزلی پادشاه ماست، او هیچ وقت توپ را نمی گیرد...» در بازی نهایی، رون ناگهان عالی بازی می کند: سه سیو تماشایی، یک شیرجه ی وارونه. گریفیندور جام را می برد. دانش آموزان همان آهنگ را با صدای بلند می خوانند، این بار برای تجلیل. اشک در چشمان رون حلقه می زند. این لحظه ارزش ذاتی رون را نشان می دهد: او نیاز به دیده شدن دارد، اما هرگز برای دیده شدن تلاش نمی کند. وقتی بالاخره دیده می شود، شایسته ی آن است.
9-ارزش نهایی، انتخاب های لحظه ای هستند! برخلاف هری که سرنوشت اش از پیش نوشته شده، و هرماینی که نبوغش در نگاه اول می درخشد، رون شبیه ماست: می ترسد، اشتباه می کند، گاهی حسادت می کند، گاهی فرار می کند. اما در لحظه ای که واقعا مهم است، انتخاب درست را می کند. جی.کی رولینگ گفته: «رون کسی است که خیلی آسان می توان دوستش داشت.» نه به خاطر شوخ طبعی اش. به خاطر انسان بودنش. ارزش رون ویزلی در این است که به ما یادآوری می کند: قهرمان بودن یک ویژگی ذاتی نیست. قهرمان بودن یک انتخاب لحظه ای است. و هر کس می تواند آن را بکند.
عالی بود به عنوان یه ویزلی هد که با هری و رون و هرماینی بزرگ شده کلمه به کلمه حرف هات رو قبول دارم🩷🩷🩷🩷🩷🩷🩷🩷
ممنونمممم💕
مثل همیشه پستت مثل گل رز زیبا بود 🌹
ممنونمممم عزیزمممممم💓🌷✨
این بشر چه تو کتاب چه تو فیلم با نگاه اول تبدیل شد به کاراکتر مورد علاقم😭🙏
توی کتاب که نگاه اول نداریم سطر اول داریم🤣
عالیی بودد
ممنونممممم💖🍃
عالی بودد✨✨
ممنونممم🌷🌹
تو فیلم واقعا خیلی در حقش ظلم شد و کمرنگ کردنش
واقعا. ای کاش توی این سریال جدید جبران کنن
من به این سریال جدید هم امید ندارم
وقتی وضع انتخاب بازیگر شون اینه بقیهاش میخواد چی باشه دیگه؟
والا من جز اسنیپ به چیز دیگه ای اعتراض ندارم خوبه به نظرم. و میدونن که باید خوب عمل کنن وگرنه طرفدارا منتظر یه ایراد کوچولو هستن تا کل سریال رو تحر/یم کنن.
تا حالا اینجوری بود بعدش چی؟
هنوز خیلی از نقش های اصلی تر و مهم حتی انتخاب هم نشدن و تو کتاب های بعدیان
وقتی یک نقش رو اینجوری خراب کردن ممکنه بقیه هم همین بشه
بقیه رو نمیدونم ولی من از قبل برنامه ندارم حتی یک ثانیه اش رو ببینم مگر اینکه بازیگری و روند داستان در حد پرفکت باشه
جز ولدمورت و امثال سیریوس دیگه چه شخصیت اصلی مونده که انتخاب نشده باشه؟
همینا هم بیشتر از ۵ تا میشن
کم نیستن که...
نمیدونم چرا نه تو کتابها نه تو فیلم از این بدبخت خوشم نیومد
شخصیت خوبی دارهها ولی هیچ جوره به دل من نمیشینه🚶♀🚶♀
دلیل مشخصی هم براش ندارم صرفا حسم بهش اینه🚶♀🚶♀
به هر حال سلایق متفاوته🤷♀
من اول کتاب ها رو خوندم
بعد فیلم ها رو دیدم
ولی خداییش کتاب ها بهتر بودن
شاید هری پاتر جدید بیشتر به کتاب شبیه باشه اما هری پاتر قدیمی خیلی بانمک تر و دوست داشتنی تر بود
قطعا به نظرم کتابها بهترن فقط فیلم اونجاش بهتره که میشه دقیقا دید چی داره میشه.
دقیقا
فیلم باعث میشه بهتر تصور کرد
عالییی!!!
ممنونمممم💓✨
عالیییی بود
من اول که فیلم ها رو دیدم اینجوری بودم که آهه رون به چه دردی میخوره،بعد که کتابارو خوندم ملا نظرم عوض شد✨
دقیقاااااا منم همینجوری بودم که وات؟؟ مگه میشهههه؟؟