سلامم⊹
"روزی روزگاری، ادری هپبورن فقط یک دختر بچه بود، دختری که کلاس باله میرفت و ارزو داشت آنا پاولوای اینده باشد. دختری که با برادرهایش از درخت بالا میرفت، در اتاقش کتاب میخواند و گاهی احساس بیاطمینانی میکرد، اما یاد گرفته بود ادامه دهد. دختری که عاشق این بود که دوست داشته شود، درست مثل همهی ما."
"راستش من هیچوقت نگران تصویر خودم در ذهن مردم نبودهام. اگر دربارهی انتظاراتی که دیگران دربارهی من دارند نگران باشم، باعث ناامیدی میشوم. علاوه بر این، خودم هم به چنین تصویری باور ندارم."
"یک بار جملهای شنیدم که از یادم نخواهد رفت: شادی یعنی سلامتی و داشتن یک حافظه ی کوتاه مدت! کاش من این جمله را گفته بودم، چون خیلی درست است."
"ادری در چند هفته ی گذشته با یک آهو بسیار جوان زندگی میکرد که ایپ نام داشت. ایپ وقتی ادری چرت میزد میآمد و کنارش دراز میکشید. آن ها واقعا با هم ارتباط خاصی داشتند، یک چیزی که هرگز بین انسان و حیوان جنگلی ندیدهام."
"من کسی نیستم که خیلی قاعده و قانون داشته باشد. از آن هایی هم نیستم که باید یک خواب خوب کامل داشته باشند تا پوستشان خوب به نظر برسد. عاشق قدم زدنم، پس خیلی به هواخوری میروم و این طوری است که اکسیژن زیادی به بدنم میرسد و خیلی خوب میخوابم و به هشت یا نه ساعت احتیاج دارم تا کاملا شاداب و خوشحال بشوم. باقی وقت ها برای یک چرت کوتاه دراز میکشم، اما اگر وقتش را نداشته باشم نابودم نمیکند. خلاصهی کلام این است که دربارهی خودم خیلی راحت و آزادم. کاری را میکنم که باید بکنم و این طوری پیش میرود."
"من فیلم جنگ و صلح را در تابستان، با پوششی از مخمل و پوست، بازی کردم... در صحنهی شکار، وقتی لباسی از مخمل پوشیده بودم و کلاه بزرگی بر سر داشتم، خانوادهای داشتند به سختی زیر آفتاب داغ رُم راه میرفتند که ناگهان اسبم به زمین افتاد و آن ها به سرعت مرا از زین جدا کردند... پس وقتی بهم گفتند من مثل اسب قوی هستم، گفتم، من قوی ترم؛ اسب غش کرد اما من غش نکردم."
"اگر روزی بخواهم اهمیت هر چیزی را در دنیای سرگرمی برجسته کنم، آن چیز قطعا کیفیت افسانه های پریان است... مردم به همان دلیلی به تئاتر و سینما میروند که باعث میشود افسانه های پریان را دوست داشته باشند: حس تماشای چیزی که واقعیت ندارد. به نظرم افسانه های پریان. قلب دنیای سرگرمی هستند."
"بیاید قبولش کنیم. یک کیک شکلاتی خامه ای خوب کارهای زیادی برای خیلی از مردم انجام میدهد. برای من هم همینطور."
"آرایش تنها می تواند ظاهر شما را زیبا جلوه دهد اما اگر درون زشتی داشته باشید کمکی به شما نخواهد کرد، مگر آن که آرایش را بخورید!"
"من امیدوار بودم بالرین شوم و برای این کار، تا جایی که میتوانستم، سخت درس خواندم... میدانید، این موضوع تا جایی که توانش را داشتم ادامه پیدا میکرد. اما بالاخره احتیاج پیدا میکنی، برای خریدن یک جفت کفش باله یا رفتن به دندان پزشکی پول در بیاوری. پس من در تئاترهای موزیکال کار گرفتم و بعدش صاحب نقش کوچکی در یک فیلم شدم."
"اگر من دماغم را بخارانم، خبرش در همه ی دنیا پر میشود. اما موضوع این است که تصویری که مردم از من میبینند یک تصویر بیرونی است و فقط خودمان هستیم که میدانیم واقعا دارد چه اتفاقی میافتد. بقیه اش در ذهن مردم است."
"وقتی واقعا بازی بلد نبودم، ازم خواسته شد بازی کنم. وقتی نمیتوانستم آواز بخوانم، ازم خواسته شد بخوانم. وقتی نمیتوانستم پا به پای فرد استر برقصم، ازم خواسته شد برقصم و هزاران کاری که نه انتظارشان را داشتم و نه آمادگی انجامشان را. پس همه ی چیزی که بهش احتیاج داشتم این بود که یاد بگیرم چطور با نتیجه کنار بیایم."
"لباس... بگذار بگویم لباس صحنه همیشه برای من خیلی مهم بوده و هست. شاید بخاطر این که وقتی بازیگری را شروع کردم، هیچ تکنیکی برای بازی نداشتم، چون هیچوقت آموزش بازیگری ندیده بودم. پس مثل بچه ها به نوعی خودباوری احتیاج داشتم."
"اجرا همیشه برای من سخت است. پس به خودم میگویم من آدری هپبورن نیستم، من هولی گلایتلی یا الیزا دولیتل هستم."
"سابرینا دختر رویا پردازی بود که در افسانه های پریان زندگی میکرد. رمانتیک هم بود، رمانتیکی که اصلاح نمیشود، درست مثل من که نمیتوانستم بدبین باشم و اهمیتی هم نمیدادم. میمردم و دوباره عشق را از سر میگرفتم."
"تا دنیا بوده، ناعدالتی هم وجود داشته. اما این دنیای ما میتواند با کوچکتر شدن ما را بیشتر به هم نزدیک کند. هیچ شکی نیست که تعهد اخلاقی ما ایجاب میکند آن ها که بیشتر دارند به آن ها که چیزی ندارند ببخشند. بچه ها مهمترین منبع حیات ما و امیدمان به آیندهاند. ما نه تنها باید به آن ها کمک کنیم از شکننده ترین دوران حیاتشان در اول زندگیشان به سلامتی بگذرند، بلکه باید تلاش کنیم دنیا را از سوءاستفاده های احساسی، اجتماعی و فیزیکی پاک کنیم. تصور جهانی بدون تنش و خشونت ناممکن است، اما میتوانیم ناممکن را ممکن کنیم. همهاش به ما بستگی دارد."
عالیی بود😭😭
واییی مرسیییی✨
فن دو آتیشه بانو میباشم . 😝☝🏻
همچنین🫠
نازینازی
خیلییی قشنگ بوددد🫠🫠🫠
ممنوننن✨✨✨
آدری،چه بانوی نازی هستی😭