درود به همگی. موضوع مطلب امروز درمورد لاماسو ها یا گاوهای بالدار (یا شیر های بالدار) که در دوره های هخامنشیان و آشوریان رواج داشته است.
لاماسو (Lamassu) دقیقاً چیست؟ لاماسو یا «گاو بالدار با سر انسان»، یکی از نمادینترین موجودات ترکیبی (Hybrid) در هنر باستان است. این موجود از ترکیب چهار عنصر ساخته شده تا قدرت و ابهت رو به حداکثر برسونه: •سر انسان: نماد خرد و هوش. •بدن گاو (یا شیر): نماد قدرت و صلابت. •بالهای عقاب: نماد سرعت و توانایی پرواز در قلمرو آسمان. •تاج: نشاندهندهی جایگاه الهی و سلطنتی. در باور باستانی، لاماسوها موجودات نگهبان بودند. اونها رو معمولاً در ورودی شهرها یا کاخها نصب میکردند تا از ورود نیروهای شیطانی، بیماری و بدیمنی جلوگیری کنند. جالب اینجاست که این موجودات در زوایای مختلف، متفاوت دیده میشدند: از روبرو ایستاده به نظر میرسیدند (۴ پا روی زمین) و از نیمرخ در حال حرکت یا گام برداشتن بودند (۵ پا داشتند تا حس حرکت القا شود).
جالب است بدانید معروف ترین لاماسوی کشف شده لاماسوی آشوری است که در خورس آباد عراق پیدا شده و سپس به یکی از موزه های آمریکا انتقال داده شده است.
تفاوت لاماسو های هخامنشی و لاماسو های آشوری چیست ؟ *لاماسوهای آشوری (عصر قدرت و هراس) ⚔️ •هدف: آشوریها در دوره جنگهای سخت بودند. لاماسوهای اونها بهشدت خشن، با ابهت و ترسناک طراحی میشدند. •ویژگی ظاهری: ریشهای بسیار پرپشت و مجعد، عضلات برجسته و اغراقآمیز در بدن گاو، و چهرهای که پیامآور قدرت بیحد و حصر پادشاه بود. این مجسمهها معمولاً عظیمالجثه بودند و حس سنگینی و شکستناپذیری رو القا میکردند. •محل قرارگیری: نگهبان دروازههای کاخهای «نمرود» یا «نینوا». *لاماسوهای هخامنشی (عصر شکوه و نظم) ⚖️ •هدف: هخامنشیان به دنبال بازنمایی صلح، تمدن و نظم در سراسر امپراتوری بودند. لاماسوها در هنر هخامنشی (مثل تختجمشید) به شکلی تلطیفشدهتر دیده میشن. •ویژگی ظاهری: چهرهها آرامتر و مهربانتر هستند. ظرافت در تراش سنگ، دقت در نمایش چینوشکن لباسها (به سبک پارسی) و هماهنگی بیشتر با معماری. اونها بیشتر از اینکه «ماشین جنگیِ سنگی» باشند، «نگهبانان باوقار» بودند. •نکته کلیدی: در تختجمشید، ما بیشتر با «گاوهای بالدار» با سبک هخامنشی روبرو هستیم که بهجای وحشتافکنی، شکوهِ عدالتِ شاهنشاهی رو به نمایش میگذارند.
همچنین افسانه هایی در رابطه با این تندیس های عظیم وجود دارد: ۱. داستانِ بیداری در مهتابِ تمام در میان مردمانِ کهن، روایتی است دیرینه که گاوهای بالدار در روشنایِ روز، پیکرههایی از سنگِ سخت و خاموشاند. اما چونان که ماهِ تمام در آسمان میتابد و پرتوِ نقرهفامش بر تنهی سنگیِ این نگهبانان میافتد، گویی نبضِ زندگی در پیکرشان به طپش میافتد. آنان از بندِ ماده رها شده و در تالارهای کاخ، با گامهایی بیصدا و سنگین میخرامند تا از حریمِ قلمرو در برابرِ ارواحِ سرگردان و تاریکیهایِ شبانه محافظت کنند. . داستانِ سپرهایِ نورانی در برابرِ تاریکی در اساطیرِ بینالنهرین و ایران، این موجودات را نه فقط سنگتراشی، که سدی در برابرِ اهریمن میدانستند. نقل است که هرگاه سپاهِ تاریکی قصدِ یورش به دروازههایِ پادشاهی میکرد، این گاوها بالهایِ ستبرِ خود را میگشودند و سپری از نورِ نابِ ایزدی پدید میآوردند. این سپر، چنان حصاری نفوذناپذیر بود که هیچگونه پلیدی را توانِ عبور از آن نبود؛ گویی این نگهبانان، سربازانِ خطِ مقدمِ نبردی ابدی میانِ نور و ظلمت بودند. ۳. داستانِ محاکمه در آستانهی ورود روایت دیگری بر جنبهی خردِ این نگهبانان تأکید دارد. باور بر این بود که اینان قاضیانِ راهِ ورودند. هر کس که میخواست به حریمِ کاخ گام نهد، باید از آزمونِ حضورِ آنها میگذشت. گاوِ بالدار، آینهی تمامنمایِ روحِ آدمی بود؛ آنان که با اندیشهی پاک و قلبی گشوده میآمدند، سنگینیِ حضورشان را چون نجوایی آرام مییافتند، اما آنان که نیتِ ناپاک در سر داشتند، چنان سنگینی و هیبتی از آن پیکرهها حس میکردند که از شدتِ هراس، راهِ بازگشت پیش میگرفتند. ۴. داستانِ لاماسو، طوفانسازانِ جاوید در کتبِ باستانی، از موجودی به نام «لاماسو» یاد شده که فرستادهی ایزدان بوده است. در قصهها آمده که این موجودات تنها به قدرتِ بازو متکی نبودند؛ بلکه آنان قادر بودند با برهم زدنِ بالهایِ عظیمِ خویش، طوفانهایی مهیب به پا کنند. این طوفانها، نه برای ویرانی، که برای راندنِ دشمنان و دور کردنِ نحسی و بدیمنی از مرزهایِ پادشاهی بود، تا آرامشِ ابدی در قلمرو برقرار بماند.
نظرات بازدیدکنندگان (0)