دلنوشته آدمی خسته از فشار انتخابها
آن پسرک کوچکِ ترسان، پناه گرفته در حجمِ کلماتِ ریز که اکنون چون کوهی بر شانههایش سنگینی میکنند، هنوز در گوشهی تاریکِ اتاقش، هراسان از انتخابها، کودک مانده. طمعِ نگهداشتنِ همهچیز، فضایِ مسیرهایِ تازه را از او ربوده. آینده… آه، چرا اینقدر زود از راه رسید؟ چرا عطرِ زمانِ حالِ حقیقیمان، آن سکونتگاهِ راستینِ روحمان، با بویِ آمیختهای از آینده و گذشتهها گره خورده؟
ما چگونه بزرگ شدیم؟ در میانِ بزرگسالانی که شبیه ما نبودند؛ آنها شانههایی ستبرتر، کت و شلوارهایی اتوکشیده و حسابهایی بانکی داشتند که هر تعداد بستنی را میخرید. اما حقیقتِ گذرِ سالها، چرا اینقدر تلخ و سهمگین است؟ چرا چون سیلی بر گوشمان نشسته و ما را در وهمِ غرور فرو برده است؟ چرا کودکانِ دیروز، امروز بزرگسالند؟ فردا قرار نبود اینقدر زود فرا برسد. اگر ما اینچنین گشتهایم، پس چرا هنوز زخمهایِ کودکیمان را به خاطر داریم؟ مگر قرار نبود با بزرگ شدن، این زخمها التیام یابند و فراموش شوند؟
به راستی، آیا ما هنوز همان کودکانیم؟ یا صرفاً بقایایی از کالبدهایی هستیم که روحِ کودکانه دیگر در آنها دم نمیزند؟ آیا گذرِ زمان، جوهرهی وجودِ ما را متلاطم میکند؟ نمیدانم… در این حال، ما خلاء هستیم؛ مجموعهای تهی، زیرمجموعهای از تمامِ مجموعهها، و همچنان با هیچکدام اشتراکی نداریم. در این میان، چون قایقی سرگردان بر دریایِ زمان پارو میزنیم. شاید که ساحلِ بعدی، خانهگاهِ قلبمان باشد، اما اگر قبل از رسیدن، طوفانی در گیرد و ما را غرقِ دریا کند چه؟ اگر توشهی راهمان را بربایند چه؟ اگر اصلاً هیچ ساحلی در کار نباشد چه؟
ما مجموعهای از پرسشها هستیم و زمان، پاسخی برایِ این انبوهِ مشغلههایِ فکری به ما نخواهد داد. اما سوال اینجاست: اگر بدانی در مسیری موفق نخواهی شد، آیا از آن دست میکشی؟ اگر جوابت “آری” است، بدان که آن مسیر، حقیقیِ روحِ تو نیست. وگرنه، با تمامِ وجود دنبالهروِ آن باش؛ که گر طوفان درگیرد و گر دزد بر مالت زند، هرگز مسیرت طعمِ تلخی به جانت نخواهد گرفت. تنها زمانِ انتخابِ مسیرت فرا رسیده است.
تو در آینده چه نقشی ایفا خواهی کرد؟ تو در گذشته چگونه بودهای؟ و حال چگونهای؟ قرار است پرواز کنی؟ یا در اعماقِ زمین حفر کنی؟ شناگری؟ یا کشاورزی؟ خواهانِ دانشی؟ یا بندهیِ هنری؟ هر آنچه نوایِ حقیقیِ قلبت را به صدا درمیآورد، بشناس و با تمامِ وجود در همان مسیر گام بردار. مقصدِ تو، نه یک نقطه، که همان مسیری است که با در پیش گرفتهای…
انقدر زیاد پست میسازی نمیدونم کدومو تحسین کنم😭🩵
😂😂بوس بهت ممنونم دختر 🫂🌻
متن ، کاراکترا، سازنده ، پست 🛐🛐🛐🛐🛐🤌(اول برای کاور اومدم ولی دیدم متن هم شاهکاره . خیلی حال کردم با نوشته ات خدایی خسته نباشیی😧)
دورت بگردم من 😭🫂💓
خودت🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐😭😭😭
خیلی قشنگههه🫠آفرین
مرسییی زیبا 🫂💓