گاهی توی رابطهها یا حتی بین خودمون، یه حس گیرکردن داریم؛ انگار باید هیجانهامون رو جمعوجور کنیم یا اصلا نشون ندیم که مبادا قضاوت بشیم. نتیجهاش هم میشه سکوتهای طولانی، سردیهای کوچیک، و خشم و ناراحتیای که میمونه توی دل.
یه وقتا یه چیزی هست که باعث میشه نتونیم راحت همونطور که هستیم احساس کنیم و نشون بدیم. شاید بعضی وقتا حس کنیم اگر هیجانهامون رو بروز بدیم، انگار باید بابتش توضیح بدیم، یا حتی ممکنه قضاوت بشیم. شاید هم از درون یک فشار بیصدا حس کنیم: «نکنه ضعیف به نظر بیام؟» برای بعضیها، احساسات مثل موجهای کوچیک میآن، ولی قبل از اینکه کامل خودشون رو نشون بدن، توسط ما کنترل میشن. نتیجهش هم معمولاً اینه که هم خودمون، هم اطرافیانمون کمتر چیزهایی رو که واقعاً تو دلمون میگذره میبینن. گاهی حتی خشم و ناراحتی هم به جای اینکه خودش رو نشون بده، تبدیل میشه به سکوت.
🎹طرحواره یک الگوی ذهنی یا چهار چوبه که از تجربیات گذشته، بهویژه در کودکی، در ذهن ما شکل میگیره؛ این الگو روی احساسات، افکار و رفتارهای ما تاثیر میگذاره. دقیقا عین یه عینک نامرئی که باعث میشه دنیا رو به شکل خاصی ببینیم و طبق اون تصمیم بگیریم.
🎹بازداری هیجانی یا Emotional Inhibition Schema یک الگوی ذهنی و رفتاریه که در اون فرد تمایل داره احساسات خودش رو سرکوب کنه یا اونا رو تحت کنترل شدید قرار بده. این افراد معمولا از بیان هیجانات خود مانند شادی، غم، عصبانیت یا ع*ش*ق، اجتناب میکنن؛ چراکه نگران واکنش دیگران یا پیامدهای منفی احتمالی اون هستن. این طرحواره معمولا از دوران کودکی و به دلیل حضور در محیطهای سختگیرانه، انتقادی یا سرد عاطفی شکل میگیره. افرادی که با این الگو زندگی میکنن، به مرور زمان یاد میگیرند که احساساتشون رو مخفی کنن؛ چون باور دارن که نشون دادن هیجانات ممکنه اونارو آسیبپذیر کنه یا مورد قضاوت قرار بده. در واقع، اونا به جای تجربه و بیان طبیعی احساسات، از روشهایی مانند بیتفاوتی ظاهری یا حتی سرکوب کامل احساسات استفاده میکنن.
🎹احساس سردی تو روابط: این آدما معمولاً تو ابراز محبت و احساساتشون مشکل دارن و ممکنه تو رابطههاشون از نظر عاطفی دستنیافتنی به نظر برسن. 🎹نگرانی همیشگی از قضاوت بقیه: طرف خیلی نگران اینه که اگه احساساتشو بگه، بقیه قضاوتش کنن یا مسخرهش کنن. 🎹تمایل به منطقیسازیِ بیش از حد: بهجای اینکه احساساتشو بپذیره، سعی میکنه با دلیل و منطق سرکوبشون کنه یا نادیدهشون بگیره. 🎹احساس گناه موقع ابراز هیجانات: ممکنه وقتی احساساتشو بیان میکنه، حس شرمندگی یا گناه بگیره، انگار یه کار اشتباه کرده. 🎹ترس از آسیبپذیر بودن: فکر میکنه نشون دادن احساسات یعنی ضعف، و بقیه ممکنه ازش سوءاستفاده کنن. 🎹ناتوانی تو ابراز خشم و ناراحتی: حتی وقتی کاملاً حق داره ناراحت باشه، ممکنه عصبانیتشو قورت بده و همهچیو بریزه تو خودش.
هیچکس از همون اولِ زندگی با این الگو به دنیا نمیاد. این طرحواره معمولاً توی اثرِ تجربههای زندگی و محیط اطرافِ آدم شکل میگیره. 🎹محیط سختگیر و انتقادی: اگه توی خانواده از همون کوچیکی بهت گفته باشن: «بزرگ شدی، باید احساساتو کنترل کنی!» یا توی جمعِ دوستان و مدرسه به خاطر گریه کردن، ناراحت بودن، یا حتی ابراز شادی مسخرهات کرده باشن، احتمال زیادی هست که این طرحواره توی تو هم شکل گرفته باشه. 🎹کمبود محبت و صمیمیت: توی خانوادههایی که احساسات رو بهعنوان یه چیز کماهمیت تلقی میکنن، بچه یاد میگیره که ابراز عواطفش نه ضروریه و نه ارزشمند. 🎹ترس از طرد شدن یا مسخره شدن: شاید تو هم تجربه کرده باشی وقتی احساساتو گفتی، طرف مقابل بیاهمیت حسابش کرده یا حتی مسخرهات کرده. این جور تجربهها باعث میشن آدم یاد بگیره احساساتشو بروز نده، چون فکر میکنه اینطوری کمتر ضربه میخوره.
🎹فرهنگ و باورهای اجتماعی: تو بعضی فرهنگها و جامعهها، نشون دادن احساسات (بهخصوص برای مردها) بهعنوان نشونهی ضعف حساب میشه. همین موضوع باعث میشه خیلیها هیجاناتشونو کنترل کنن یا حتی سرکوبشون کنن. 🎹تجربهی روابط ناسالم: اگه توی گذشته توی یه رابطهی عاطفی یا حتی بین دوستها، وقتی احساساتو گفتی طرف مقابل ردش کرده یا جدی نگرفته، ممکنه ناخودآگاه یاد بگیری که احساساتو بروز ندی که آسیب نبینی. 🎹الگوهای رفتاری والدین: اگه کودکِ خانوادهای باشی که والدینشون خودِ احساساتشون رو بروز نمیدادن، معمولاً ناخودآگاه همون مدل رو شروع میکردن به تقلید کردن و تو بزرگسالی هم با همون الگو جلو میرن.
🎹آگاهی و پذیرش طرحواره: اولین گام توی درمان هر طرحوارهای، آگاه شدن از وجودشه. آدم باید بفهمه که این الگوی رفتاری چطور روی زندگیش تأثیر گذاشته و چه عواملی باعث شکلگیریش شدن. خودآگاهی از راهِ رواندرمانی، نوشتنِ افکار و احساسات توی یه دفتر روزانه یا انجامِ تمریناتِ خودشناسی تقویت میشه. 🎹تمرین ابراز احساسات: خیلی از آدمایی که با این طرحواره درگیرن، حس میکنن نشون دادنِ احساسات نشونهی ضعفِه. برای تغییرِ این باور، لازمه که کمکم تمرین کنن تا احساساتشون رو توی موقعیتهای مختلف ابراز کنن. این کار رو میشه با نوشتنِ احساسات، صحبت کردن با آدمای قابلاعتماد یا تمرینِ مکالمههای احساسی توی محیطهای امن شروع کرد
🎹تقویت مهارتهای ارتباطی: یاد گرفتنِ مهارتهای ارتباطی مثل گوش دادنِ فعال، ابرازِ نیازها و خواستهها به شکلِ شفاف و نشون دادنِ احساسات از طریقِ زبانِ بدن و کلمات، به کم شدنِ اثراتِ این طرحواره کمک میکنه. 🎹 کمک گرفتن از روانشناس:کمک گرفتن از یه متخصص که میتونه دلایل احساسات ما رو خوب آنالیز کنه و درون ما رو کشف کنه و بر اساس اون راهحل بده میتونه بیشترین کمک رو بکنه درمانِ طرحوارهی بازداریِ هیجانی نیازمندِ زمان، صبر و تمرینه. با استفاده از روشهای خودآگاهی، بازسازیِ شناختی، مواجهه تدریجی و کمک گرفتن از متخصصها، آدم میتونه کمکم یاد بگیره که احساساتش رو آزادانه و بدونِ ترس بیان کنه و کیفیتِ زندگی و روابطش رو بهتر کنه.
چقدر به شرایط الان میخورهههه
عالییییی🌷🌷🌷🌷
عاشق پستا و مطالبتمممم😭✨🛐🛐🛐🛐
من عاشق زیبایی توعم بانوو😭🍻