پس از قرنها ادبیات، بشر به یک سری اصل عملا «ضدگلوله» در نویسندگی داستان دست یافته که نقشه راهیست برای نوشتن یک داستان خوب. برخی نویسندگان در آثار خود انقلابهای ادبی به پا کردهاند، اما اگر شما قصد ایجاد یک انقلاب ندارید یا هنوز به ایده مناسب برای انجام یک انقلاب نرسیدهاید، یادگیری این اصول ایده بسیار خوبیست
شخصیت پردازی شخصیتها هستند که داستان شما را پیش میبرند، آنها هر کدام شخصیت مستقل و شیوه تفکر متفاوتی دارند و برای همین این موضوع اهمیت بسیاری دارد که شما شخصیتهای خود را کاملاً بشناسید. نویسندگان توانمند در شخصیت پردازی: جین آستین (نویسنده غرور و تعصب) برای شخصیتهای اجتماعی پیچیده فئودور داستایوفسکی (نویسنده جنایت و مکافات) برای عمق بخشیدن به روان شخصیتها
سمبولیسم: سمبولها و نمادهای پنهان و آشکار در داستان شما به عمق و پیچیدگی نوشته میافزاید و مهارت شما در نوشتن یک کتاب که چندین بُعد از نویسندگی را تحت پوشش قرار میدهد را به رخ خواهد کشید، همچنین با افشای نمادهایی که در جلوی چشم خواننده پنهان کردهاید، خواننده را به تحسین وا خواهید داشت. نویسندگان توانمند در سمبولیسم: جورج اورول (نویسنده قلعه حیوانات و ۱۹۸۴) برای نمادهای سیاسی دن براون (نویسنده راز داوینچی و باقی سهگانه رابرت لنگدن) برای نمادشناسی عمیق مذهبی
خط داستانی این احتمالاً مهمترین بخش کار شماست، وقایعی که در نوشته شما اتفاق میافتند آنچیزی هستند که داستان را جلو میبرند، شخصیتهایتان را تغییر میدهند، خواننده را به سمت کتاب شما میکشاند و در آخر، پس از تمام شدن داستان، آن حسی را به خوانندگان میدهد که شما قصد ایجادش را داشتهاید. نویسندگان توانمند در ایجاد خط داستانی: آگاتا کریستی (نویسنده کتابهای هرکول پوآرو و خانم مارپل) برای خط داستانی پیچیده و رازآلود دن براون (تکراری) برای داستانهای سریع و میخکوبکننده
پیشداستان پیشداستان (backstory) وقایعی هستند که پیش از شروع داستان اصلی و خط داستانی شما اتفاق افتاده و تاریخ محسوب میشوند، شاید شما بخواهید اتفاقات گذشته را یک راز نگه دارید اما به هر حال باید مقداری از آن را در اختیار خوانندگان خود قرار دهید تا آنها را به داستان وفادار نگه دارید زیرا داشتن تاریخ امکان همزادپنداری را زیاد میکند. البته این در صورتی است که گذشته اسرار آمیز آن چیز نیست که خواننده را به ادامه دادن داستان شما میکشاند. نویسندگان توانمند در نوشتن پیشداستان: جی کی رولینگ (نویسنده هری پاتر و ایکاباگ و...) برای هویدا سازی استادانه و آرام آرام گذشته جورج آر آر مارتین (نویسنده نغمه آتش و یخ یا همان بازی تاج و تخت) برای وقایع تاریخی زیاد و گسترده و حتی رمزآلود که حال را تشکیل میدهند
جهان: مکانی که داستان شما در آن اتفاق میافتند و شامل همهچیز، از جمله ادیان، زبانها، سنتها و... است. یک جهان خوب پیچیدگی دارد و خواننده را به داستان متصل میکند اهمیتی هم ندارد که این جهان سرزمین میانه است یا هاگوارتز، آلمان نازی است یا زمین آینده یا هر جای دیگر، شیوه ارائه ابن جهان است که بیشترین اهمیت را دارد. نویسندگان توانمند در ساخت جهان: جی آر آر تالکین (نویسنده ارباب حلقهها) برای جهانی گسترده و کهن و حتی ارائه نقشه کاملی از آن فرانک هربرت (نویسنده تلماسه) برای یک جهان کامل، با ادیان، زبانها، سنتها، روابط سیاسی و حتی نژادپرستیهای مرتبط با محل زندگی
راوی چه کسی داستان شما را روایت میکند؟ یک راوی همهچیزدان یا یک راوی با دانش محدود؟ آیا راوی، خود نیز به قضایا ورود میکند و از شخصیتهاست و یا فقط ناظر است؟ یا شاید حتی ترکیبی از این چند حالت نویسندگان توانمند در روایت: سوزان کالینز (نویسنده بازیهای گرسنگی) اول شخص، احساسات شخصیت اصلی قدرتمندتر در ما اثر خواهد گذاشت، دانش ما محدود به دانش شخصیت اصلی است و این احساس ندانستن را بهتر از یک سوم شخص با دانش محدود به ما منتقل میکند و دست نویسنده را برای وقایع پنهانی بازتر میگذارد جی کی رولینگ (تکراری) سوم شخص با دانش محدود، رولینگ با استفاده از این نوع روایت ما را آرام آرام با جهان خود آشنا میکند و با مرموز نگه داشتن میزان قابل قبولی اطلاعات، جذابیت را نیز حفظ میکند. لئو تولستوی (نویسنده جنگ و صلح) سوم شخص همهچیزدان، تولستوی با این شیوه روایت، افکار تمام شخصیتها را به مخاطب نشان میدهد و در نتیجه توان خود در شناخت افکار شخصیتهای خود به رخ میکشد، همچنین او وقایع را از دید چند شخصیت که دید متفاوتی داشتند بیان میکرد و نشان میداد حقیقت در نگاه هرکس چگونه متحول میشود
نظرات بازدیدکنندگان (0)