کمی در تستچی گشتم و فقط یک پست با چنین موضوعی پیدا کردم که مال 5 سال پیشه و بسیار مختصره. و همچنین موضوعاتی که در موردش میخوام صحبت کنم متفاوت از اون پسته. با این حال بر خودم لازم میدونم که از سازنده به خاطر هرگونه شباهت اتفاقی، عذرخواهی کنم.
کلا خیلی رایجه که وقتی چیزی طرفدار های زیادی داره، هیتر های زیادی هم داشته باشه. بهترین مثال برای این قضیه کیپاپ هست. اما برخلاف تمام این موارد، هری پاتر کمترین تعداد هیتر و بیشترین تعداد طرفدار رو داره! اما چرا؟ راز موفقیت این رمان چیه؟
اولین دلیل! رولینگ اکثرا از عناصری استفاده کرد که همه اونا رو میشناختن اما یه بازتعریف اساسی کرد. مثلا: 1-چوب دستی: مخصوصا توی دنیای غرب، چوب دستی یکی از ارکان جدایی ناپذیر جادوگر هاست. اما رولینگ اومد و این عنصر رو کمی ارتقا داد. چوب دستی توی هری پاتر،یک چوب خالی نیست. نمایان گر و بازتاب دهنده ی شخصیت و احساسات صاحبشه. 2-اشباح: تو معدود فرهنگ هایی میشه وجود و تاثیر اشباح رو انکار کرد. اما رولینگ اشباح رو نه فقط ناظر، بلکه در جاهایی خود عامل به تصویر کشیده. و این متفاوت ترین تصویر از اشباح تاکنون بوده. 3-حیوانات: حیوانات جادویی بخش انکارناپذیر جادو هستن اما اینکه بشه اون ها رو متفاوت تر از همیشه نمایان کرد، یه هنر خاصی می خواد. همون هنری که رولینگ داشت. برای نمونه، باسیلیسک همیشه بوده توی فرهنگ اروپا. اما رولینگ گفت:«چی میشه اگه اونو توی فاضلاب یه مدرسه مخفی کنم؟» و بووم! ایده تولید شد!
دلیل دوم: سادگی و شیوایی در عین پیچیدگی! کمتر کسی پیدا میشه که نتونه هری پاتر رو بخونه یا بفهمه. اما صبر کنید! این به این معنی نیست که یه داستان ساده است. رولینگ با هوشمندی مفاهیم پیچیده ای مثل زمان، مرگ و جدایی رو با لحن خیلی ساده و روان جوری که حتی بچه ها هم به راحتی متوجهش بشن، به تصویر کشید و باعث شد خیلی ها شجاعت پرسیدن سوال از خودشون رو به دست بیارن. علاوه بر این، لحن ساده هیچ وقت قدیمی نمیشه. این توی ادبیات خودمون هم هست. خیلی از شاعرانی مثل مولانا یا حافظ، شعر هاشون ساده است (حالا نسبت به متن های زمان خودشون) و همین باعث شده که موندگار بشن(تنها عامل نیست ولی خب مهمه). دقیقا به همین دلیله که هیچ وقت هری پاتر خسته کننده نمیشه و همیشه آدم رو مشتاق نگه میداره.
دلیل سوم: پیچش های قدرتمند داستانی! پیچش های قدرتمندی که رولینگ ترتیب اونها رو داده بود، خیلی جذاب بودن و یکی از دلایل محکم ماندگاری این اثره. کدوم پیچش ها؟ مرور میکنیم: 1-کی به کوییرل شک میکرد؟ همه انگشتشون رو به سمت اسنیپ گرفته بودن! 2-جینی و بازکردن تالار اسرار؟ احتمال حدس زدنش با باران زرافه های دمپایی به دست یکی بود! 3-پیتر پتی گرو خائن بود نه سیریوس! اینو عمرا کسی تونسته باشه درست تشخیص داده باشه. و سایر مواردی که هممون تجربه اش کردیم و شاید بهترین و مهم ترین اونها، جایی بود که فهمیدیم اسنیپ اون آدم فداکار داستانه نه اونی که به همه پشت کرده بود. مهارت خیلی دقیق و زیادی میخواد که چنین اتفاقاتی رو پشت هم بچینه و هیچ تناقضی هم وجود نداشته باشه! هممون صادقانه میدونیم که نصف جذابیت هری پاتر قطعا به همین پیچش ها بود.
دلیل چهارم: پیشرفت تدریجی! ما توی کل سری هری پاتر، هیچ شخصیت کاملی نداریم. همه یک سری عیب ها دارن و در مقابل یک سری خوبی ها دارن. و بهترین بخشش اینه که کاراکتر های اصلی، در طول داستان رفته رفته ارتقا پیدا میکنن و به یه پیشرفت قابل قبولی می رسن. مثلا: 1-رون مثل قبل عجول نیست و یاد گرفته صبر کنه. حتی اگه مجبورش نکنن. 2-نویل یادگرفته که استعداد های هر فرد متفاوته و خودشو از این بابت سرزنش نمی کنه (یکی از مهم ترین تکامل های شخصیتی رو نویل داشته) 3- حتی خود هرماینی هم یاد گرفته که یه سری چیزها فراتر از دانش، کتاب و قوانین هستن. مثل عشق، دوستی و حتی نفرت.
دلیل پنجم: همذات پنداری! این مورد یکی از مهم ترین معیارهاست. همذات پنداری یک هنر خیلی ظریف توی نویسندگی محسوب میشه که خیلی از نویسنده ها (حتی مشهور ها و شاهکارنویس ها هم) نمیتونن به درستی اجراش کنن. همذات پنداری یعنی اینکه کاری کنی مخاطب خودشو با کاراکتر تطبیق بده و خودشو جای اون بزاره. به وفور این ویژگی توی هری پاتر دیده میشه. اما نه همیشه. مثلا خیلی ها میتونن خودشون رو با هری یا حتی لونا تطبیق بدن اما زیاد راحت نیست تطبیق دادن خودت با یه پیرمرد 150 ساله که قدرتمندترینه! حتی گاهی رولینگ هم اینجا دچار لغزش شده اما این چیزی از ارزشها کم نمی کنه.
دلیل ششم: سکون و بی حاشیگی! هری پاتر جدای از دنیای فوق العاده ای که داره، خیلی بی حاشیه اس. یعنی چی؟ یعنی نه خود رمان ها و فیلم های هری پاتر و نه رولینگ هیچ توهینی به هیچ یک از گروه های جامعه، حزب های سیاسی و یا حتی مذهب های دینی نداشتن و این باعث شده که طرفداران خیلی بیشتری داشته باشه. *البته بعضی ها میگن که هری پاتر، نماد شیطان پرستیه چون کاملا مستقیم و علنی داره به جادوگری و جادو اشاره میکنه اما این کاملا غلطه و اشاره به جادو هیچ ربطی به شیطان پرستی نداره. خود شاهنامه و قرآن هم به جادو اشاره کردن. پس اشاره کردن به جادو و جادوگری به تنهایی نماد شیطان پرستی نیست.*
دلیل هفتم: پویایی و گسترش پذیری! دنیای هری پاتر بسیار متنوعه و امکان گسترش وحشتناک شدیدی داره. میتونید از روی داستان هایی که در همین دسته نوشته میشن، به شدت عظمت پویایی این فرانچایز پی ببرید. هزاران فن فیکشن نوشته شده، هنوز هم ادامه داره و من به شخصه فکر نمیکنم متوقف بشه. چون رولینگ فقط بنا و پایه رو نهاده کرد و بقیه اش به عهده ی تخیل کاربران و طرفدار ها هست.
خب فعلا همین 7 تا دلیل رو نگه میداریم چون اصلی ترین دلیل ها بودن. اما اگه بخوام چند تا دلیل جزیی هم بگم اینا هستن: 8-محبوبیت خود رولینگ و رمان های اون که باعث کشش به سمت این سری شده. 9-حمایت برخی سلبریتی ها و اعلام این سری به عنوان کتاب ها و فیلم های مورد علاقه خودشون که باعث شده فن های اون سلبریتی مشتاق خوندن و دیدن این سری بشن (هرچند که خود رولینگ الان سلبریتی محسوب میشه) 10-عشق و علاقه خود رولینگ به این سری (همیشه گفتن که اگه یه چیزی رو با علاقه واردش بشی، موفق میشی) 11- در فیلم ها، انتخاب بازیگر بسیار خوب و جذابی داشتن و باعث شد میل و شوق مردم به تماشا، بیشتر بشه.
نظرات بازدیدکنندگان (0)