سلام سلام! امیدوارم حالتون خوب باشه. به ایستگاه هفتم از سفرمون خوش اومدین. در این پست قراره با چند تا از مهمترین آرایههای ادبی آشنا بشیم.🍀 به خاطر تنوع در آرایههای ادبیات فارسی، ترجیح دادم در دو پست متفاوت توضیحات مربوطه رو بدم.🍀
این پست مربوط به آرایههای معنوی هست. یعنی این آرایهها به معنی کلمهها بستگی داره.🍀 اولین آرایه، آرایه تشبیه هست. تشبیه: وقتی چیزی رو با چیز دیگهای بر اساس یه سری ویژگی مشترک مقایسه میکنی. مثلا: صورتش همچون ماه درخشید. در تشبیه ما چهار تا قسمت داریم به نامهای: مشبه: اون چیز یا کسی که قراره به یه چیز یا کس دیگهای تشبیه بشه. در جمله بالا صورتش مشبه هست. مشبهبه: اون چیز یا کسی که چیز یا کسی بهش تشبیه شده. در جمله بالا ماه مشبهبه هست؛ چون ماه به اون نسبت داده شده. ادات تشبیه: به کلماتی مثل * مثل، مانند، همچو، همچون، شبیه و... * که داره مشبه رو به مشبهبه وصل میکنه ادات تشبیه میگن. در جمله بالا همچون ادات تشبیه هست. وجه شبه: اون عامل مشترک بین مشبه و مشبهبه که ما از طریق اون داریم دو چیز یا کس رو با هم مقایسه میکنیم. در جمله بالا درخشید وجه شبه هست.
آرایه بعدی، استعاره هست.🍀 استعاره: تشبیهی هست که در اون یا مشبه یا مشبهبه حذف بشه و معنی ضمنی و غیرمستقیمی داشته باشه. مثلا: غنچهٔ خنده بر لبش نشست. یعنی لبش به خنده باز شد و لبخند زد. در اینجا غنچه استعاره از لبه.
کنایه: جملهای هست که دو تا معنی مختلف داره. یکی اونطور که گفته میشه و منظور واقعی گوینده. مثلا: زبونم مو دراورد. منظور واقعی جمله اینه اون فرد یه چیزی رو به دفعات زیاد تکرار کرده؛ نه اینکه واقعا روی زبونش مو رشد کرده. مبالغه: بزرگنمایی یا کوچکنمایی چیزی برای تأثیر بیشتر. مثلا: چنان سیلی شلاقواری بر گونه ملتهب دخترک کوبید که دخترک بیچاره چهار متر به هوا پرتاب شد و صدای فریاد گوشخراشش قلب آسمان را هم شکافت. مبالغه و کنایه شباهت زیادی با هم دارن؛ اما یکی نیستن. این رو هم بگم که کارگردانهای محترم فیلمهای هندی به این نوع آرایه علاقه بیاندازهای دارن.
ایهام: وقتی یه واژه دو معنای متفاوت داشته باشه. مثلا: کلمه دل هم معنای قلب هست و هم روح و جان. گوینده میگه:« دل از من بردی، ای دلبر!» اینجا منظور گوینده این هست که قلب من رو بردی و من رو عا*شق خودت کردی و این چرت و پرتا.
تضاد: وقتی ما از دو کلمه با معنای متفاوت در جمله استفاده کنیم و بین این دو کلمه متفاوت، از یک حرف تا چندین کلمه فاصله باشه، درواقع از آرایه تضاد استفاده کردیم. مثلا: شب و روز پارادوکس: پارادوکس همون تضاده؛ اما یه تفاوت داره. در تضاد باید بین کلمات مخالف فاصله باشه؛ اما در پارادوکس کلمه دوم در ادامهٔ کلمه دوم میاد، بدون هیچ فاصلهای. مثلا: شورشیرین، خنده تلخ. طباق: همون آرایه تضاده؛ اما مخصوص فعله. مثلا: آمد و رفت. خندید و گریست. کش*ت و قهقه زد.
مراعات نظیر: وقتی از یه سری کلمه که با هم ارتباط معنایی داشته باشن و در یک زمینه مشترک باشن، استفاده میکنیم، درواقع از آرایه مراعات نظیر استفاده کردیم. مثلا: ابر و باد و مه و خورشید و فلک. همهٔ این موارد مربوط به طبیعت هستن.
تناسب یا مراعات لفظی: واژهها از نظر معنا یا تاریخ یا فضا با هم هماهنگ هستن. مثلا: گل در چمن، بلبل در سخن تشخیص: وقتی یه موجود زنده و یا غیر زنده بیاد کار یا رفتاری انجام بده که که فقط انسانها میتونن انجام بدن، از آرایه تشخیص استفاده شده. نوازش دستان پر محبت ستارگان، لبخند محوی را بر لبان کوچک خرس قهوهای مهمان کرد.
تلمیح: اشاره غیرمستقیم به داستان، آیه و یا رویداد تاریخی معروف. عصایش را بالا برد و با چشمانش به دریای مواج و نا آرام فرمان داد. اشاره به داستان حضرت موسی. حسن تعلیل: آوردن دلیل زیبا و شاعرانه برای چیزی. مثلا: باران برای گریهی ابر آمد. دلیل واقعی و علمی نیست؛ ولی شاعرانه و جینگیلیه!
نظرات بازدیدکنندگان (0)