کنیچوااااااا اومدم انیمه های جدیدی بهتون معرفی کنم ( این انیمه ها درحال پخش هستند )
این از اولیش اسمش : محکوم به قهرمان بودن خلاصه داستان «قهرمان» بودن بدترین مجازات دنیاست. کسانی که مرتکب جنایات وحشتناکی شدهاند، به «قهرمان» شدن محکوم شده و مجبورند در جنگ اجباری علیه اربابان شیاطین خدمت کنند. حتی حق مردن هم ندارند و اگر کشته شوند، دوباره زنده میشوند تا روزی دیگر دوباره بجنگند. قهرمان زایلو فوربارتز، فرمانده پیشین محفل شوالیههای مقدس، رهبری یگانی کیفری از تبهکاران را در خط مقدم بر عهده دارد. در همین شرایطِ مرگبار است که با تئوریتا، یکی از قدرتمندترین سلاحهای جهان، مواجه میشود. «وقتی آخرین دشمن هم از پا دراومد، اونوقت حسابی ازم تعریف کن و یه دستی به سرم بکش.» برای زنده ماندن و گرفتن انت.قا.م از کسانی که به او خیانت کردند، او با الههای پیمان میبندد و بیپروا خود را به دل گرداب جنگ و دسیسه میزند
من با عشقم و شمشیر نفرین شده ام برای زندگی عادیم میجنگم خلاصه داستان فلم هرگز قهرمان نمیشد . با وجود آمار صفر روی تخته و قدرتی که حتی نمیتواند از آن استفاده کند , او به نوعی خود را در گروهی از قهرمانان میبیند . اما زندگی فلم زمانی که حکیم مشهور حزب , ژان اینتج , تصمیم میگیرد که دختر بیمصرف وزن مرده داشته باشد , به پایینترین حد میرسد و ترتیبی میدهد که او به بردگی فروخته شود . فلم که برای سرگرمی اربابش به سوی هیولاها پرتاب میشود , این انتخاب ناامیدانه را برای رسیدن به یک سلاح نفرینشده انجام میدهد …
ماه تاریک محراب خون خلاصه داستان : در آکادمی «دسلیس»، هفت پسر خونآشام گذشته تاریک خود را پنهان میکنند. وقتی «سوهآ»، دختری که از خونآشامها متنفر است به آنجا منتقل میشود، آنها به او جذب میشوند. در حالی که وقایعی مرموز شهر ساحلیشان را تکان میدهد، رازهای قدیمی نمایان میشود.
دفاع آسانگیرانه از سرزمین توسط ارباب خوشبین جادوی تولید یه روستای بینام و نشون رو تبدیل به قویترین شهر مستحکم میکنه خلاصه داستان وان، پسر چهارم یک اشرافی قدرتمند، وقتی زندگی گذشتهاش به عنوان یک حقوقبگیر توی ژاپن رو یادش میاد فقط دو سالشه. با مغز بزرگسالش در یک بدن جوون، به عنوان یک کودک نابغه شناخته میشه. تا وقتی که 8 سالش میشه و مهارت جادوی تولید رو نشون میده. توی خانوادهای که جادوهای تهاجمی رو میپسندن، این مهارت ساخت و ساز توی مبارزه بیمصرف به حساب میاد، و وان با بیاحترامی به یک کشور کوچک خارجی تبعید میشه. با تنها خدمتکار شخصیش، خاطرات گذشتهاش و جادوی بیمصرفش، آیا وان میتونه سرنوشت این روستای کوچک و خودش رو تغییر بده؟ ( فقط اسمش 😅😐 )
آهنگ قلب نیمه شب خلاصه داستان وقتی آریسو یامابوکی شبها تنها در رختخواب بود، در صدای مجری رادیویی که با نام «آپولو» شناخته میشد، آرامش پیدا میکرد. اما یک روز، او بدون هیچ توضیحی پخش را متوقف کرد. سالها گذشت و حالا آریسو دانشآموز سال دوم دبیرستان است. او جستجوی آپولو را مأموریت خود قرار میدهد، زیرا چیزی هست که میخواهد به او بگوید. او نمیداند آپولو چه شکلی است یا حتی نام واقعیاش چیست، اما در کلوپ پخش مدرسهاش سرنخهایی از او به دست میآورد. جایی که با چهار دختری آشنا میشود که همه آرزو دارند شغلی پیدا کنند که بتوانند تماماً از صدایشان استفاده کنند! آپولو دقیقاً کیست و آرزوهای آن چهار نفر به کجا خواهد رسید؟
ولیعهد کشور همسایه عا.ش.ق بانوی شرور است خلاصه داستان تیاراروز لاپیس کلمنتیل نامزد ولیعهد هارتنایتس است. او خاطرات زندگی گذشتهاش را به یاد میآورد و متوجه میشود که شخصیت منفی بازی مورد علاقهاش، "حلقه ...
تناسخ اشرافزاده خوششانس به دنیا اومدم پس به قدرت نهایی دست پیدا میکنم خلاصه داستان نوا، قویترین شش ساله دنیا، با خوش شانسی تمام به عنوان پسر سیزدهم امپراتور متولد شد. به علاوه، با سطح نامحدود و توانایی تقلبی که میتونه قدرت هر کسی که جلوش قرار داره رو گردآوری کنه، به قدرت عظیمی دست پیدا کرد. ولی حتی این مزایا هم مشکلات خودش رو داره، پشت ظاهر درخشان جامعه اشرافی، دنیایی از توطئهها، دسیسهها و کشمکشهای قدرت پنهان شدهست. ( واقعا چرا اسماشون اینطوریه 😑 )
کونون ساحره میتونه ببینه خلاصه داستان کونون، جوانی که نابیناست، هدفش اینه که با استفاده از جادوی آب، چشمهای تازهای برای خودش بسازه. اون تنها بعد از پنج ماه آموزش جادوگری، از استاد خودش هم فراتر رفت و در مسیر انجام کاری گام برداشت که قبل از این هرگز کسی موفق به انجامش نشده بود. این داستان فانتزی درباره یه جوان نابغه و نابیناست که با کنجکاوی و اشتیاقش برای جادو، دریچه تازهای به سوی جهان باز میکنه. آغاز ماجرایی شگفتانگیز در راهه.
اکانت مرده خلاصه داستان داستانی مدرن و ماورایی را به تصویر میکشد؛ سوجی انشیرو نوجوانی ۱۵ ساله است که بهعنوان یک استریمر جنجالی با نام «آورینگو» برای پوشش هزینههای درمان خواهر کوچکترش ویدیوهایی تحریکآمیز منتشر میکند، اما پس از یک رویارویی ناگهانی با پدیدههای دیجیتال و ارواحی که در حسابهای اینترنتیِ افراد مرده گرفتار شدهاند، قدرتهای خاصی در او بیدار میشود و او را به مدرسهای میکشاند که در آن جوانان آموزش مقابله با این تهدیدات فراطبیعی را میبینند.
خیلی عالی بود💘💗