سلاااام اومدم با یک پست جدید با موضوع خرابکاری کاربر ها در بچگی این پست فانه و قصد توهین به هیچکسی رو نداره
21 اسلاید
نتیجه
مجموع امتیاز شما
امتیاز
تعداد پاسخ صحیح
تعداد پاسخ غلط
درصد صحیح
شما به درصد سوالات پاسخ درست دادید
سلاااام اومدم با یک پست جدید با موضوع خرابکاری کاربر ها در بچگی این پست فانه و قصد توهین به هیچکسی رو نداره
محتوای این بخش توسط کاربران تولید میشود. پیش از انتشار، محتوا بهصورت سیستمی یا توسط ناظرین بررسی میشود، با این حال این بررسی به منزله تضمین کامل صحت، مشروعیت یا عدم تخلف محتوا نیست.
مسئولیت نهایی مطالب منتشرشده بر عهده کاربر تولیدکننده آن است. در صورت دریافت گزارش یا احراز تخلف، محتوا اصلاح یا حذف خواهد شد.
فقط خدا میدونه واسه اس ۴ چقدر خندیدم🤣
عالی بود 🤣🤣🤣
راستش مامانم وقتی بیدار شد اولش ناراحت شد ولی بعد خندید و گفت فردا با هم تمیزش میکنیم.
من گریه کردم و گفتم نمیخوام پاک بشه 😭 مامانم هم دلش سوخت و قبول کرد.
فرداش وقتی من خواب بودم، عمهام اومده بود و یکی از بچهها بدون اینکه چیزی بگه دیوارها رو تمیز کرده بود.
وقتی بیدار شدم و دیدم دیوارها تمیز شدن، خیلی گریه کردم 😭😂
دستت بی نهایت درد نکنه 🥰
یا بهتره بگم دست همتون 🤣
چه مامان خوبی داشتی
بله همینطوره 😊
ولی کاش به آرزو هام و نظرات ام هم احترام می ذاشتن 😞
عالی و قوی
میشه اگه پارت بعدی بود منم باشم
یه بار یه بسته کامل رنگ آبی گذاشته بودن تو اتاقم تا بعد بردارن منم درشو باز کردم و کل اتاقمو رنگکاری کردم
یه بار دیگه هم داداشم خیلی کوچیک بود هنوز یه سالشم نشده بود داشتم میگو سوپری میخوردم دیدم داره نگام میکنه یدونه بهش دادم و تازه رفتم با افتخار به مامانم هم گفتم
عالی بود
اینی که میگم هنووووز کسی ازش با خبر نشده جز من و دختر داییم!!!
یه روز من و دختر داییم مامان و بابا هامون اجازه دادن تنهایی بمونیم خونه مادربزرگم ما هم موندیم،بعد یواشکی تلفن زدیم قرار گذاشتیم نفری۱۰۰ تومن بیاریم،بعد از اینکه رفتیم خونه مادربزرگم ،مادربزرگم دستشویی بود من و دختر داییم سریع یه چادر پوشیدیم رفتیم از مغازه جلوی خونه مادربزرگم دوتا شیر کاکائو با یه بسته چیپس سرکه الی خریدیمیواشکیخوردیمومادربزرگمانهممتوجهنشد،دوبارهبعدازچندساعتسهباراینکاروتکرارکردیم!با پول مادربزرگمون!😂😀
من بچه خیلی آرومی بودم بودم😇
به صورت کلی نهایتا ۹۰ درصد جهیزیه مامانمو به باد دادم😊
مبلمون روکش چرمی داشت تا ۳ سالگیم همه جای مبل پوست پوست شده بود🤷🏼♀
تو ۵ سالگی تلویزیونو انداختم🤷🏼♀
تو ۳ سالگی بلندگو کنار تلویزیونو شکوندم🤷🏼♀
و یکوچولو دیگه😌🤷🏼♀ اینا جزو ضرر های مالی بود کلی هم ضرر روانی رسوندم😂🤷🏼♀
در کل بچه خیلی آرومی بودم😇
منم یه بار بچه بودم در ماشین معتاد همسایمونه باز کرده بودم مارو دید ۲ساعت کامل تو ته کوچمون قایم شده بودم
در صورت داشتن پارت دو
رفته بودیم خونه مامان بزرگم من رفتم من داخل یکی از اتاقهاش
در کشو رو باز کردم ببینم چی توشه همینطور که داشتم نگاه میکردم توش یه چیزی دیدم شبیه پوست کن سیب زمینی . از سر فضولی درش آوردم و نگاهش کردم یکدفعه ای دستم رو زخم کرد و خون اومد منم دستم رو مشت کردم و این چیزها رو گذاشتم توی کشو . ناگفته نماند در اتاق رو بسته بودم.بعدش دستم رو که باز کردم دیدم کل دستم پررررررررررر خون شده بود .سریع کسی نفهمه رفتم دستم رو شستم ولی جای خونش موند به برادرم گفتم خبرچین هم به مامانم گفت.
مرسی منو گذاشتی