درود به همگی ، در این پست میخواهیم بررسی کنیم که آیا هر کس که باطن زیبایی دارد ، ظاهر زیبایی هم دارد ؟ و بالعکس .
«زیبایی» چیزی نیست که فقط توی آینه تعریف بشه. از نگاه علمی و فلسفی، زیبایی یک تجربهی ادراکیه؛ یعنی چیزی که در تعامل بین دیدن، احساس کردن و قضاوت ذهنی شکل میگیره. به همین دلیله که یک چهره برای یک نفر معمولیه و برای یکی دیگه فوقالعاده جذاب. اینجا اولین ترک در مفهوم «زیبایی صرفاً ظاهری» ایجاد میشه. چون اگه زیبایی فقط مجموعهای از نسبتهای طلایی، تقارن صورت یا رنگ پوست بود، همه باید روی یک استاندارد به توافق میرسیدن؛ ولی نمیرسن.
از نظر عصبشناسی، وقتی ما یک انسان رو میبینیم، مغز فقط چهره رو پردازش نمیکنه. همزمان: زبان بدن تُن صدا حالت نگاه سرعت واکنش حتی انرژی احساسی فرد همه با هم وارد پردازش میشن. تحقیقات روانشناسی اجتماعی نشون میده که مغز ما خیلی سریع (در حد چند صدم ثانیه) یک برداشت کلی میسازه. این برداشت فقط بصری نیست؛ بلکه ترکیبی از «ظاهر + حس درونیای که از طرف مقابل میگیریم» است. به زبان سادهتر: ما آدمها رو میبینیم، ولی با دل قضاوت میکنیم.
یکی از مفاهیم مهم علمی این بحث، اثر هالهای است. اثر هالهای یعنی: اگر ما یک ویژگی مثبت در کسی ببینیم (مثلاً زیبایی ظاهری)، ناخودآگاه ویژگیهای مثبت دیگهای هم بهش نسبت میدیم؛ مثل: مهربان بودن باهوش بودن قابل اعتماد بودن جالب اینجاست که این اثر دوطرفه هم میتونه باشه. یعنی: اگر کسی رفتاری گرم، صادقانه یا همدلانه داشته باشه، مغز ما بهمرور ظاهرش رو هم زیباتر ارزیابی میکنه؛ حتی اگه در نگاه اول جذاب نبوده. اینجا کمکم میرسیم به نقطهای که زیبایی ظاهری و باطنی از هم جدا نیستن، بلکه روی هم اثر متقابل دارن.
حتماً تجربهش کردی: کسی که دفعهی اول خیلی معمولی بوده، ولی هرچی بیشتر شناختیش، جذابتر شده. یا برعکس، کسی که اولش خیرهکننده بوده، اما بعد از مدتی جذابیتش ریخته. این اتفاق اتفاقی نیست. از نظر روانشناسی: چهرهای که با خاطرههای خوب، احساس امنیت، احترام یا آرامش گره میخوره، در ذهن ما بازسازی میشه. مغز ما زیبایی رو به تجربهی احساسی وصل میکنه، نه فقط به فرم. برای همین بعضیها «در عکس» زیبان، اما «در واقعیت» نه. و بعضیها شاید در عکس معمولیان، اما حضورشون زیبا و دلگرم کننده .
اینجا بحث فقط ذهنی نیست؛ کاملاً فیزیکی هم هست. حالتهای درونی مزمن مثل: آرامش یا اضطراب خشم یا رضایت حسادت یا قدردانی در طول زمان روی: عضلات صورت چینوچروکها نگاه حتی حالت ایستادن و راه رفتن اثر میذارن. برای مثال: آدمهای عصبانی معمولاً انقباضهای دائمی در فک و پیشانی دارن. آدمهای آروم، صورت رهاتر و نگاه نرمتری دارن. لبخند واقعی (نه اجتماعی) عضلات خاصی رو درگیر میکنه که به مرور چهره رو دلنشینتر میکنه. یعنی باطن فقط «احساس» نیست؛ رد خودش رو روی جسم میذاره.
در روابط عاطفی و حتی دوستیها، تحقیقات نشون میده: زیبایی ظاهری در شروع رابطه مهمه اما در ادامه، کیفیت باطن تعیینکنندهست بعد از مدتی، مغز به ظاهر عادت میکنه (پدیدهی عادتپذیری). اونچیزی که میمونه: شیوهی رفتار احترام امنیت روانی صداقت برای همینه که: ظاهر میتونه در رو باز کنه، ولی باطنه که آدم رو نگه میداره.
از یک زاویه: نه، چون آدمهایی هستن که ظاهر زیبا دارن ولی درون آشفته یا آسیبزننده. از یک زاویهی عمیقتر: این دو کاملاً جدا هم نیستن. چون: باطن، ظاهر رو شکل میده ظاهر، برداشت ما از باطن رو تغییر میده و تجربهی ما از یک انسان، حاصل هر دوست در نتیجه : شاید ظاهر یک انسان با باطن اش فرق داشته باشد ، اما حتما باطن فرد بر ظاهر اش تأثیر خواهد داشت .
عالییی بود درخواست ویژه شدن رو بدههه
ممنونن. حتما . البته قبلیه هنوز بررسی نشده
عالی بود☆
منم حس میکنم همه منو از روی قیافم قضاوت میکنن که یه آدم بی استعداد هستم البته شاید بی استعداد باشم ولی حداقل سعی میکنم آدم مفیدی باشم هم از لحاظ احساسی هم از لحاظهای دیگه...🥲*البته همین مهربونیم باعث شده خودم ناراحتتر بشم:/*
البته فک کنم ربطی نداشت.......¿
- جالب بودد 🫠...
ممنون
من همیشه برام سوال بود چرا وقتی یکی مهربونه به تدریج ظاهرش هم بنظرم زیباتر میشههه
فکر میکردم فقط برا من اینجوریه و طبیعی نیستتت :D
بنظرت ویژه میشه پستت؟ امتحان نمیکنی؟ 🐇
نمیدونم شاید ویژه بشه ، والاه هنوز اون یکی پستم رو درخواست ویژه دادن دادم ، ی هفته است بررسی نشده . اول باید اون بررسی شه بعد .
اها، باشه
به امید ویژه شدنش :>
خیلی خوب بود
ممنون☆
عالی بود
زیبایی به تدریج هست و یه باره نمیاد تو بدنمون که
ممنون.
اوهوم.
❤
(جواب نتیجه بود)