امیدوارم خوشتون بیاد🌱 راستی پارت قبلی رو گذاشتم، منتشر هم شد ولی نمیدونم چرا نیومد تو دسته بندی هری پاتر ولی دسته بندی ش رو درست گذاشته بودم. اگه خواستین از تو پروفایلم بینین😁
لونا با اما و لیا و رز به سمت کلاس معجون سازی به راه افتاد. وارد کلاس شدند. باورش نمیشد. پاتیل های معجون سازی، وسایل و خیلی چیزهای دیگر. پروفسور اسنیپ وارد کلاس شد. بالافاصله شروع کرد به حرف زدن با لحنی جدی: اینجا با وردها سروکار نداریم. اینجا با هنر ظریف معجون سازی سرو کار داریم. مالفوی
پدرت توی معجون سازی خوب بود. بزار ببینم تو هم از اون استعدادش رو به ارث بردی یا نه. اگر ریشه اسیاب شدهی گل سوسن رو به دم کردهی گیاه افسنطین اضافه کنیم چی بدست میاد؟ لیا گفت: یه معجون خواب آور خیلی قوی به نام شربت زندگی فلاکت بار پروفسور.
اسنیپ گفت: آفرین بدک نبود. ۵ امتیاز برای ریونکلا. خب بریم سراغ درسمون... لونا بغضش گرفت. معنی این سوال را میدانست: من از مرگ لیلی غمگینم. همان حرفی که به هری زده بود اما گویا در جهانی که مثل جهانی موازی بود که سرنوشت اسنیپ طور دیگری رقم خورده بود. در خیالاتش غرق بود که اسنیپ گفت:
ویزلی! چرا صفحه ی ۱۱۲ کتابت رو باز نکردی؟ صبر کن ببینم، پاتیل و کتابت کجاست؟ نداری؟ لونا مضطرب شد. فکر نمیکرد اولین دیدارش با اسنیپ اینطوری پیش برود. به هر حال با اضطراب گفت: متاسفم پروفسور. قول میدم که تکرار نشه... پروفسور... (و سرش را پایین انداخت) اسنیپ گفت: ۱۵ امتیاز از ریونکلا کم میشه. و درسش را شروع کرد.
بعد از درس دادن اسنیپ گفت که باید شربت زندگی فلاکت بار را درست کنند. اما گفت: لونا من میتونم پاتیل و کتابم رو بهت بدم. بیا بگیرشون. و بعد اما اسنیپ رفت پیش پروفسور و زمزمه کرد: میشه من کتاب و پاتیل رو از توی کمد بردارم؟ اسنیپ با لحنی آمیخته از جدیت
و کمی مهربانی گفت: هیچ تبعیضی بین تو و دیگر دانش آموزان وجود نداره اما. ولی باشه میتونی اینکارو بکنی. فقط یادت باشه اگر یه بار دیگه همچین درخواستی از من بکنی از امتیاز گروهت کم میکنم. فکر میکنم امروز به اندازه کافی از ریونکلا کم شده باشه.شروع کردند به درست کردن معجون. لیا هرچه را که در حافظه اش بود را انجام داد. در پایان کلاس پروفسور اسنیپ همه ی پاتیل هارا چک کرد تا بفهمد که بچه ها چطور پیش رفته اند. به پاتیل لونا رسید.
گفت: باورم نمیشه! تاحالا دانش آموزی رو که این معجون رو درست بسازه ندیده بودم. مثل اینکه استعدادت به پدرت نرفته که هیچ مهارتی توی معجون سازی نداشت ولی شاید استعدادت به مادرت رفته باشه. دوشیزه گرنجر وقتی شاگردم بود دانش آموز متوسط روبه بالایی بود. برای جایزه، ۵۰ امتیاز به ریونکلا اضافه میکنم. ولی یادم نرفته
که پاتیل و کتاب رو دوشیزه اسنیپ بهت داد و باید برای جلسه ی بعد پاتیل و کتاب تهیه کنی! لونا به فکر فرو رفت. اسنیپ شجره نامه ی او را از خودش بهتر میدانست. او دختر که بود؟ معروف ترین شخصیت ها ی دنیای جادویی والدینش بودند و او نمی دانست؟
درود👋
دوستمیه کانال تو روبیکا زده از هری پاتر فعالیت میکنه🫠
نیاز به حمایت داره🥺
HarryP🎃otter_sena🎃rio🎃@
لینکش بدون استیکر،میشه عضو شی؟اگه داری البته! 🥹
عالی بود😍🤍
❤️❤️
منی که هنوز این پارت منتشر نشده منتظر پارت بعدم🫠
😃❤️
عالیه🫠
خیلی دوسش دارم❤️🩹
ممنونمممم❤️❤️