1 سال پیش 9 اسلاید 104 مشاهده
اشتراک گذاری

توجه!

محتوای این بخش توسط کاربران تولید می‌شود. پیش از انتشار، محتوا به‌صورت سیستمی یا توسط ناظرین بررسی می‌شود، با این حال این بررسی به منزله تضمین کامل صحت، مشروعیت یا عدم تخلف محتوا نیست.
مسئولیت نهایی مطالب منتشرشده بر عهده کاربر تولیدکننده آن است. در صورت دریافت گزارش یا احراز تخلف، محتوا اصلاح یا حذف خواهد شد.

از همین سازنده

تازه‌های دسته‌ی اطلاعات عمومی

نظرات بازدیدکنندگان (40)
  • تست های اکانتت خیلی خوبن
    وقت کنم حتما همشونو با حوصله میخونم:)
    خسته نباشی

  • فهم چیست؟
    -چیزی که بیشتر اطرافیان من ندارند!

  • درود، ممکنه راجع‌ به پوستر پروفایل توضیح بدید؟ ممنون میشم:)

    • درود بر شما.پوستر یا پروفایل؟

    • پوستر در مورد پروفایل یه بار مزاحمتون شدم🥲

    • اشتباه تایپی وحشتناک😂

    • توی پیویتون میگم دوباره

  • بک میدم

  • سلام امیدوارم عالی باشید
    لطفا به مسابقه من سر بزنید
    ادمین اگه ناراحت شدی پاک کن
    ممنون🤍🪐🙂

  • درود جناب
    سال نوتون مبارک:))

  • در نهایت باید بگم شاید ابهت اون قصر از نظر معرفت شناسانه و منطق محدود، اهمیتی برای اون مورچه نداشته باشه، اما هستی اون مورچه، بدون کلیت اون ابهت و عظمتی که درک نمیشه، عملا وجود نداره و کل زندگی اون مورچه، وابسته به وجود چیزیه که درکش نمیکنه.

  • چنین دیدگاهی فرض گرفتن هستی شبیه به یک هستنده است. و همین فرض گرفتن باعث شده که در طول تاریخ تفکر، حقیقت هستی به شکلی متافیزیکی و با کلماتی نظیر جوهر و... بیان بشه.
    و از اون جهت که ماهیت این هستی، یک حقیقت واحد گزاره ای نیست، و در واقع چیزی است که در هر چیزی جاریست، هر بیان و تفسیری از اون لاجرم صحیحه و نمیشه گفت که حقیقتش، چیزی جدا از تفسیر هایی هستش که از اون میشه

    • کاملا درسته و کاملا موافقم.

  • معذرت میخوام یه کامنت اضافه فرستادم...
    ... اما کیفیت این ظهور چگونه است؟ هر دازاین با وقوف خودش بر وضعیت اساسا تاریخمندی که داره، و تفکر در ساحت هستی و نه هستندگان، قابلیت این رو داره که تفسیر شخصی خودش رو از گشودگی به هستی ارائه کنه، این یعنی به تعداد هر دازاین، یک گشودگی به هستی وجود داره. اما این به این معنی نیست که هر کدوم از این تفسیر ها نسبت به مفسرش اعتبار داره، نه، چنین دیدگاهی مستلزم اینه که فرض کنیم حقیقت وجود، یک چیز ثابته که مثلا قابلیت این رو داره که به شکل یک گزاره بیان بشه، خیر

  • به واسطه همین وحدت وجود نسبت و پیش‌فهمی با هستی داره و اساسا هستی براش مسئله و محل پرسشه، این یعنی ذات انسان اساسا از اون جهت که دورادور با هستی خیشاونده، میل به شناخت هستی داره و این امکان تا حدودی براش میسره؛ این رویکرد باعث میشه هایدگر به ورطهٔ نیهیلیسم معرفت شناختی نیوفته و در عین حال تحلیلی پرسپکتیویستی از نحوه فهم انسان از هستی ارائه بده. اینجاست که تقریبا با استناد به همین مقدمات، تعریف متمایز هایدگر از ذات انسان پدیدار میشه: انسان به عنوان منکشف کنندهٔ حقیقت هستی. یا انسان به مثابهٔ

برای مشاهده و ثبت نظر لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.