3 سال پیش 8 اسلاید 40 مشاهده

اشتراک گذاری

توجه!

محتوای این بخش توسط کاربران تولید می‌شود. پیش از انتشار، محتوا به‌صورت سیستمی یا توسط ناظرین بررسی می‌شود، با این حال این بررسی به منزله تضمین کامل صحت، مشروعیت یا عدم تخلف محتوا نیست.
مسئولیت نهایی مطالب منتشرشده بر عهده کاربر تولیدکننده آن است. در صورت دریافت گزارش یا احراز تخلف، محتوا اصلاح یا حذف خواهد شد.

از همین سازنده

تازه‌های دسته‌ی داستان

نظرات بازدیدکنندگان (12)
  • لیا چان من بیو تو خوندم و از اونجایی که یک سال ازم بزرگ تری (لیا سنپای) صداتون میکنم مشکلی که نداره؟!

    • نه خیلیم‌خوبه^^♡

    • پس سنپای مشتاقانه منتظر پارت های بعدی هستم (:

    • اوه حتماا^^

  • تخته های کف خونه جیر جیر می‌کنن، آروم از لایه در نگاه می‌کنه ولی اونا پدر و مادرش نیستن. 🫠🫴🏾

  • جالب بود یهو تستتو دیدم،و واقعا قشنگ بود.
    می شد راحت تصور کرد شخصیتا رو؛ ولی یه ایرادی که داشت شیوه نوشتن بود یجا ادبی بود یجا زبانی بهتره همه جاش یه طور باشه.
    (نمی‌دونم درست متوجه شدم یا نه ولی داستان یه وایب کلاسیک قدیمی طور انگار میداد به دلیل اسم شخصیتا اینو میگم درسته!؟)
    و اینکه من اسلاید 8 رو خیلی دوست داشتم: هوای ابری مه گرفته‌ی اول صبح، همه جا تقریبا تاریکه ورونیکا رو با یه لباس قهوه ای میشه تصور کرد که صدایی رو می‌شنوه و فکر می‌کنه پدر مادرش برگشتن، به سمت در قدم بر می داره.....

    • مرسی از اینکه ایراداتمو بهم گفتی تو مارتای دیگه حتما رعایتش میکنم:)♡
      و اینکه اره تقریبا یه همچین وایبی داره
      قلمت خیلیی خوبههo-o♡

    • خواهش میکنم 😄
      آریگاتووو♡

    • :)♡

برای مشاهده و ثبت نظر لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.