انتشار: 2 سال پیش تعداد رأی‌ها: 12
دختری تنها در شب زیر نور مهتاب قدم میزد🚶‍♀️در راهروهای باریک جنگل رد میشد همانند مشکلات زندگی🌌کوه های استوار را کنار میزد همانند انسان های پر دردسر اطرافش☄️حالا او در تاریکی شب زیر باران تنها بود🌄قطرات باران اشک هایش را می‌پوشاندند همانند فریاد های اطرافیانش🌟اما او خوشحال بود چون دیگر انسان های گرگینه اطرافش را نمی‌دید و همچنان زیر لب تکرار میکرد:"من هیچ انسانی ندیده ام پس دلیل تنهاییم همین است❄️." خلوت خودمه مزاحم نشید ممنان
لینک کوتاه

توجه!

محتوای این بخش توسط کاربران تولید می‌شود. پیش از انتشار، محتوا به‌صورت سیستمی یا توسط ناظرین بررسی می‌شود، با این حال این بررسی به منزله تضمین کامل صحت، مشروعیت یا عدم تخلف محتوا نیست.
مسئولیت نهایی مطالب منتشرشده بر عهده کاربر تولیدکننده آن است. در صورت دریافت گزارش یا احراز تخلف، محتوا اصلاح یا حذف خواهد شد.

نظرات بازدیدکنندگان (699)
برای مشاهده و ثبت نظر لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.