توسط: ☆𝓙𝓸𝓵𝓲𝓪☆off تعداد رأی‌ها: 12 گزارش

دختری تنها در شب زیر نور مهتاب قدم میزد🚶‍♀️در راهروهای باریک جنگل رد میشد همانند مشکلات زندگی🌌کوه های استوار را کنار میزد همانند انسان های پر دردسر اطرافش☄️حالا او در تاریکی شب زیر باران تنها بود🌄قطرات باران اشک هایش را می‌پوشاندند همانند فریاد های اطرافیانش🌟اما او خوشحال بود چون دیگر انسان های گرگینه اطرافش را نمی‌دید و همچنان زیر لب تکرار میکرد:"من هیچ انسانی ندیده ام پس دلیل تنهاییم همین است❄️." خلوت خودمه مزاحم نشید ممنان
لینک کوتاه

توجه!

محتوای ارائه شده در این سایت توسط کاربران تولید می شود و تستچی نقشی در تهیه محتوا ندارد بنابراین نمایش این محتوا به منزله تایید یا درستی آن نیست. مسئولیت محتوای درج شده بر عهده کاربر سازنده آن می باشد.

  • جهت اطلاع از قوانین و شرایط استفاده از سایت تستچی اینجا را ببینید.
  • اگر محتوای این صفحه را نامناسب یا مغایر با قوانین کشور تلقی می نمایید می توانید آن را گزارش کنید.
برای مشاهده و ثبت نظر لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.