همونالش پارت قبلی
از زبان کیمیا☠️: لیدی باگ🐞:«اون یه ستنی مانستره😱؟!» کت🐈⬛:« نباید بهش پنجه مو میزدم😞» لیدی باگ🐞:«نه اشکال نداره کت! تو که نمیدونستی😇!!!» وایپریون🐍:«من میدونم باید چیکار کنم😲!» و بعد، وایپریون سر مار رو به عقب کشید و برگشت سر همون زمان تعیین شده::: لیدی 🐞:«خب حالا همه برید دنبال چیزی بگردید🐼😁!» هرکس داشت به یه سمتی میرفت که سرنخی چیزی پیدا کنه، که یهو... وایپریون رفت سمت کت نوار، دست هاش رو گذاشت روی شونه کت و بهش گفت🐍:«هی کت! تو در آینده یه چیزی شبیه چکش صورتی پیدا میکنی و بهش، کتاکلیزم میزنی؛ خب باید بهت بگم که"نباید از قدرتت، روی اون استفاده کنی! چون اون یه......"» کت🐈⬛:«سنتی مانستره؟» وایپریون🐍:«آره🎧/» کت🐈⬛:«فقط یه سوال: سنتی مانستر ها معمولاً به شکل انسان، حیوون، ربات و یا هر موجود زنده ی دیگه ای (جز ربات) در میان تا بتونن حرف بزنن، حرکت کنن و ماموریت شون رو انجام بدن! مگه یه چکش، میتونه صحبت کنه یا راه بره🤔؟» وایپریون🐍:«نمیدونم😁..تین رو دیگه باید بری از مونارک بپرسی😁😄!» کت🐈⬛:«هه! بیمزه😒» وایپریون🐍:« راستی کت! یه چیزی😐...» کت🐈⬛:«بله🗿؟!» وایپریون🐍:«راستش من😞..من 💍 رو گم کردم😞😐🙁!» کت🐈⬛:«اوه جدی😃؟!..چیزه یعنی.....اوه جدی😐؟!» وایپریون🐍:«آره🗿😄!»
(در ذهن کت 🐈⬛🧠: بر طبل شادانه بکوب 🥁 پیروز و مردانه بکوب 🥁 برخیز و پرچم را ببر 🥁 بر سردر خانه بکوب 🥁 بر طبل شادانه بکوب 🥁) از زبان کت🐈⬛: این یه موهبت ه😃!..البته از یه طرف برای وایپریون هم ناراحتم😞😔.. نمیدونم چرا 🤔؟!. شاید چون رفیقمه::شاید هم...اااه ولش کن مهم نیست 😑🙁...*همینجوری توی حال خودم بودم و با خودم حرف میزدم {البته توی د.ل.م} که یهو...* ....با صدای لیدی باگ به خودم اومدم🐞:«هیییییییییییییییییی با شمام! چند دفعه باید صداتون کنم🤦🏻♀️؟ میشه یکی بیاد بهم بگه اینا چین😠؟؟؟!!!!» من و وایپریون رفتیم سمت صدای لیدی باگ و دیدیم که 😰😆..... یه عکس از من و باگابو اونجاس (روی یکی از دیوارهای اتاق لایلا نصب شده). با این تفاوت که روی عکس من، ♥️ کشیده بودن و روی صورت مای لیدی ،خ.ط خ.ط.ی شده بود😠! و قسمت خنده دارش اینه که براش سبیل و 🤘 هم کشیده بودن😁😁. (☝️یه چیز توی مایه های عکس اسلاید☝️) البته ناراحت کننده و ت.أ.س.ف باره🙄 ولی خب خنده دار هم هست😆😁 از زبان لیدی🐞: وقتی اون ♥️ی که روی صورت کت کشیده شده بود رو دیدم، دلم میخواست بزنم ب.ش.ک.ن.م اون تابلو رو😡. من تازه وارد ر.ا.ب.ط.ه ای شده بودم که.. (ناظر رد نکن😥😢)
وارد ر.ا.ب.ط.ه ای شدم که ♥️ ۲طرفه داره. و حالا یکی میخواد ک.ر.ا.ش.م رو ازم بدزده😬😠😤!...وایسا نکنه که کت هم د.و.س.ت داره😰؟! نکنه ا.ز.د.و.ا.ج کردن😱😱؟؟؟!!!! خدا نکنه😣😖..آروم چشمم رو چرخوندم سمت کت و دیدم که داره ریز ریز میخنده؛ از اون خنده هاش که خیلی 🔥 و ک.ر.ا.ش میشه😍 فقط..اون داره به چی میخنده🤨🤔؟؟؟ شاید داره به عکسش میخنده چون توش خیلی ن.ا.ن.ا.ص شده😍..وایسا!عکس که خنده نداره😐!..پس داره به قیافه ی من با سبیل و 🤘 میخنده😰🤯؟! این یعنی د.و.س.ت.م نداره😔 آره😭 (آها پس اون همه گل و ب.و.س و ف.د.ا کاری و جوک گفتن، همش کشک😐🤌..) از زبان کت🐈⬛: لیدی داشت جوری به اون تابلو زل میزد که اصلاً نمیشد بهش .نخندید😂...نه نه😐! من مای لیدی رو م.س.خ.ر.ه نمیکنم به هیچ وجه😰!..فقط..................وایسا✋🏻 اون کیه اونجا🤨؟! یه آکوماتیزه؟ من🐈⬛:« بچه ها! اونجا رو نگاه کنید👆🏻..اون کیه؟؟»
وایپریون🐍:«من میرم ببینم کیه🗿🍥!» من نمیخواستم که وایپریون از دیدگاه باگابو، یه آدم از خود گ.ذ.ش.ت.ه و شجاع به نظر بیاد. اگه خدااااای نکرده 💍 رو پیدا کنه، اونوقت به لیدی میگه و لیدی با وایپریون 👰🏻♀️ی میکنه😱 و منم تبدیل میشم به یه گربه ی ب.د.ب.خ.ت ب.ی.چ.ا.ر.ه ی فراموش شده😓😓😓..! نباید این اجازه رو بهش بدم🗿😠! پس گفتم🐈⬛:« نه! من و مای لیدی میرسم ببینیم چه خبره، تو اینجا بمون تا........آممممممممممممممممم🙄🤔....تا خب🤔...ما میریم و تو بمون تا اگه ب.ل.ا یی سرمون اومد::تو زمان رو به عقب برگردونی و🙄🤔😅😅..... خبببببببببببببب به دادمون برسی😅..درست نمیگم باگابو😬😅؟» لیدی🐞:«آره منطقیه🧐! من و کیتی میریم😇»آاااااااااااااااااااااااااااااااااااخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخججججججججججججججججوووووووووووووووووووووووووووووووننننننننننننننننننننممممممممممممممممیییییییییییییییییییییی🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! لیدی🐞:«لاکی چارم....خدایی😐؟؟!! آخه چکش😐😐😐😐؟؟؟! وایسا این که چکش نیست🤩 یه لایت استیک ه😍😀!! (آفرین به بلینک های عزیز تستچی😄)
وایسا این یعنی لایلا هم بلینکه🧐؟!» وایپریون🐍:«چرا لایلا هم باید یکی از ما باشه، هم نباشه😫؟!» لیدی🐞:«پس تو هم بلینکی ی؟» وایپریون🐍:« آره!» و من هم که اصلاً نمیدونستم بلینک و چکش ق.ل.ب.ی و اینا چی هستن، همینجوری سکوت کرده بودم😐..نه نه نه نه نه نه نه ☹️😤... الآن باگابو و وایپریون، باهم دیگه یه وجه اشتراک دارن😰 چرا اونا باید باهم😣...نه نه اینطور نیست😃.!..این فقط یه شباهته، تو هم با لیدی باگ شباهت داری، مثلاً هردوتون فلش فن ید😃😃 (فکر کردید اون مثال رو چرا از اون سریال انتخاب کردم😏🥰؟!) از زبان کیمیا ☠️: همینطور که لیدی داره میگرده ببینه چی کار باید بکنه و کیتی و وایپریون هم نگاش میکنن، لایلا هم زیر میز تحریرش قائم شده و رومیزی رو روی میز، و سمت خودش کشیده تا دیده نشه (نمیدونم تونستم منظورمو برسونم یا نه😅!) ولی سایه ش از پشت رومیزی معلوم ه ... لیدی خواست چراغ رو روشن کنه ولی انگار لامپ سوخته بود (در اصل لامپ رو برداشته بودن) پس چراغ لایت استیک رو روشن کرد! کت🐈⬛:«من دید در شب دارما😉😞!!» لیدی🐞:«راست میگی یادم رفته بود😅😞☹️!!!» *لیدی دستش رو برد سمت لایت استیک تا چراغش رو خاموش کنه ولی یهو...* 🐞:«وایسا!برو زیر میز رو ببین! فکر کنم که😧...!» کت🐈⬛:«رفتم بانو😉!» لایلا یه لایت استیک دستش ه که توی زمان قبلی(که وایپریون برگردوندش) کت زده بود نابودش کرده بود😁! بلههههه! سنتی مانستر ما یه "لایت استیک" ه😆🖤💗! (شاید اولین سنتی مانستری که راه نمیره😆) و صدای مونارک از اون لایت استیک سنتی مانستری میاد بیرون که میگه🌈:«هی راسی! مراقب باش فکر کنم کت داره نزدیکت میشه.»لایلا🤥:«حواسم هست مونارک😏😈! راستی😐! تو چرا سنتی مانستری ساختی که صدات از توش بیاد بیرون ولی به خودت، زحمت زنگ زدن ندادی🤨؟ به خاطر پول تلفن🤨؟؟ اصلاً مگه تو میراکلس طاووس رو معامله نکرده بودی😑؟» مونارک🌈:«سوال پیچم نکن بچه😒!!!» لایلا🤥:«😐...😑» *کت توی یک میلی متری لایلا و سنتی مانستر بود؛ فقط کافی بود تارومیزی رو برداره که یهو....* وایپریون🐍:«واااااااااااااااایییییی🤩 بالاخره پیداش کردم🥳!» از زبان کت🐈⬛: چی رو پیدا کرد😰؟ نکنه 💍 رو پیدا کرده 😱؟؟؟!!!!! آب دهنم رو به زووووووورررر قورت دادم و گفتم 🐈⬛:«چی رو😰؟»
نتیجه 1
وایپریون🐍:«هیچی بعدا میفهمی😄👍😓» یعنی خداااکنه اونی که فکر میکنم نباشه😬!! از زبان کیمیا☠️: لایلا فوری از زیر میز تحریرش فرار کرد و رفت از اتاق بیرون (در باز بود) چون اونها حواسشون به وایپریون بود و هیچکس میز رو نگاه نمیکرد! کت میره و رومیزی رو برمیداره ولی چون لایلا فرار کرده بود، هیچی نمیبینه🍂🌕! کت🐈⬛:«هیچی اینجا نیست🤐!» لیدی🐞:«مطمئنی🤔؟» کت🐈⬛:«کاملا👍😬» یهو لایلا با یه ناراحتی و شوک مصنوعی، دوباره میاد داخل اتاقش و میگه🤥:« واااااااااااااااااااااااااااااییییی کیتی😟..لیدی باگ😟.. وایپریون😟..شما ها توی اتاق من چیکار میکنید😟😥؟ این ت.ج.ا.و.ز به حریم خصوصی من محسوب میشه😥😠!» لیدی🐞:«دروغ نگو لایلا! ما میدونین که تو...صبر کن😐! ممکنه اون توهم کار لایلا نبوده باشه ها! آخه ولپینا اینجا نیست🤔! *دوباره چشمش افتاد به اون تابلو توی اسلاید۲* هی ! این چیه 😤👈🏻؟!» لایلا🤥:«اون خب🤔😅...آااااااااممممممم🙄....قبوله شما بردین😟..من الآن دارم به مونارک کمک میکنم تا میراکلساتونو ببره🙄» کت و لیدی همزمان 🐞🐈⬛:«ممنون ولی میدونستیم😒!» لایلا🤥:«خب پس....وقت م.ب.ا.ر.ز.ه ست ؟» مونارک یه آکوما میفرسته برای لایلا و تون رو تبدیل میکنه به........ همینقدر بسه✋🏾 قشششششنگ ح.ا.ل کردین زیاد نوشتما😄 ☝️چالش توی توضیحاته☝️ منم یه حرفی دارم: برای اینکه لاکی چارم لیدی، یه لایت استیک در اومد:: ۱-چون لایت استیک، میتونه روشن خاموش بشه و برای دید بهتر (توی اسلاید۵) تا به عنوان چراغ قوه استفاده بشه. ۲-تا لیدی باگ و وایپریون، یه وجه اشتراک بین خودشون پیدا کنن و کت نوار یه خورده🤏 نگران بشه که نکنه لیدی به وایپریون ♥️مند بشه و بیشتر بتونم ر.م.ا.ن.ت.ی.ک کنم داستانو😉 ۳-یه چکش در پارتهای آینده، خیلی به درد میخوره😁 ناظر جون لطفا رد نکن🥺
نتیجه 2
وایپریون🐍:«هیچی بعدا میفهمی😄👍😓» یعنی خداااکنه اونی که فکر میکنم نباشه😬!! از زبان کیمیا☠️: لایلا فوری از زیر میز تحریرش فرار کرد و رفت از اتاق بیرون (در باز بود) چون اونها حواسشون به وایپریون بود و هیچکس میز رو نگاه نمیکرد! کت میره و رومیزی رو برمیداره ولی چون لایلا فرار کرده بود، هیچی نمیبینه🍂🌕! کت🐈⬛:«هیچی اینجا نیست🤐!» لیدی🐞:«مطمئنی🤔؟» کت🐈⬛:«کاملا👍😬» یهو لایلا با یه ناراحتی و شوک مصنوعی، دوباره میاد داخل اتاقش و میگه🤥:« واااااااااااااااااااااااااااااییییی کیتی😟..لیدی باگ😟.. وایپریون😟..شما ها توی اتاق من چیکار میکنید😟😥؟ این ت.ج.ا.و.ز به حریم خصوصی من محسوب میشه😥😠!» لیدی🐞:«دروغ نگو لایلا! ما میدونین که تو...صبر کن😐! ممکنه اون توهم کار لایلا نبوده باشه ها! آخه ولپینا اینجا نیست🤔! *دوباره چشمش افتاد به اون تابلو توی اسلاید۲* هی ! این چیه 😤👈🏻؟!» لایلا🤥:«اون خب🤔😅...آااااااااممممممم🙄....قبوله شما بردین😟..من الآن دارم به مونارک کمک میکنم تا میراکلساتونو ببره🙄» کت و لیدی همزمان 🐞🐈⬛:«ممنون ولی میدونستیم😒!» لایلا🤥:«خب پس....وقت م.ب.ا.ر.ز.ه ست ؟» مونارک یه آکوما میفرسته برای لایلا و تون رو تبدیل میکنه به........ همینقدر بسه✋🏾 قشششششنگ ح.ا.ل کردین زیاد نوشتما😄 ☝️چالش توی توضیحاته☝️ منم یه حرفی دارم: برای اینکه لاکی چارم لیدی، یه لایت استیک در اومد:: ۱-چون لایت استیک، میتونه روشن خاموش بشه و برای دید بهتر (توی اسلاید۵) تا به عنوان چراغ قوه استفاده بشه. ۲-تا لیدی باگ و وایپریون، یه وجه اشتراک بین خودشون پیدا کنن و کت نوار یه خورده🤏 نگران بشه که نکنه لیدی به وایپریون ♥️مند بشه و بیشتر بتونم ر.م.ا.ن.ت.ی.ک کنم داستانو😉 ۳-یه چکش در پارتهای آینده، خیلی به درد میخوره😁 ناظر جون لطفا رد نکن🥺
نتیجه 3
وایپریون🐍:«هیچی بعدا میفهمی😄👍😓» یعنی خداااکنه اونی که فکر میکنم نباشه😬!! از زبان کیمیا☠️: لایلا فوری از زیر میز تحریرش فرار کرد و رفت از اتاق بیرون (در باز بود) چون اونها حواسشون به وایپریون بود و هیچکس میز رو نگاه نمیکرد! کت میره و رومیزی رو برمیداره ولی چون لایلا فرار کرده بود، هیچی نمیبینه🍂🌕! کت🐈⬛:«هیچی اینجا نیست🤐!» لیدی🐞:«مطمئنی🤔؟» کت🐈⬛:«کاملا👍😬» یهو لایلا با یه ناراحتی و شوک مصنوعی، دوباره میاد داخل اتاقش و میگه🤥:« واااااااااااااااااااااااااااااییییی کیتی😟..لیدی باگ😟.. وایپریون😟..شما ها توی اتاق من چیکار میکنید😟😥؟ این ت.ج.ا.و.ز به حریم خصوصی من محسوب میشه😥😠!» لیدی🐞:«دروغ نگو لایلا! ما میدونین که تو...صبر کن😐! ممکنه اون توهم کار لایلا نبوده باشه ها! آخه ولپینا اینجا نیست🤔! *دوباره چشمش افتاد به اون تابلو توی اسلاید۲* هی ! این چیه 😤👈🏻؟!» لایلا🤥:«اون خب🤔😅...آااااااااممممممم🙄....قبوله شما بردین😟..من الآن دارم به مونارک کمک میکنم تا میراکلساتونو ببره🙄» کت و لیدی همزمان 🐞🐈⬛:«ممنون ولی میدونستیم😒!» لایلا🤥:«خب پس....وقت م.ب.ا.ر.ز.ه ست ؟» مونارک یه آکوما میفرسته برای لایلا و تون رو تبدیل میکنه به........ همینقدر بسه✋🏾 قشششششنگ ح.ا.ل کردین زیاد نوشتما😄 ☝️چالش توی توضیحاته☝️ منم یه حرفی دارم: برای اینکه لاکی چارم لیدی، یه لایت استیک در اومد:: ۱-چون لایت استیک، میتونه روشن خاموش بشه و برای دید بهتر (توی اسلاید۵) تا به عنوان چراغ قوه استفاده بشه. ۲-تا لیدی باگ و وایپریون، یه وجه اشتراک بین خودشون پیدا کنن و کت نوار یه خورده🤏 نگران بشه که نکنه لیدی به وایپریون ♥️مند بشه و بیشتر بتونم ر.م.ا.ن.ت.ی.ک کنم داستانو😉 ۳-یه چکش در پارتهای آینده، خیلی به درد میخوره😁 ناظر جون لطفا رد نکن🥺
نتیجه 4
وایپریون🐍:«هیچی بعدا میفهمی😄👍😓» یعنی خداااکنه اونی که فکر میکنم نباشه😬!! از زبان کیمیا☠️: لایلا فوری از زیر میز تحریرش فرار کرد و رفت از اتاق بیرون (در باز بود) چون اونها حواسشون به وایپریون بود و هیچکس میز رو نگاه نمیکرد! کت میره و رومیزی رو برمیداره ولی چون لایلا فرار کرده بود، هیچی نمیبینه🍂🌕! کت🐈⬛:«هیچی اینجا نیست🤐!» لیدی🐞:«مطمئنی🤔؟» کت🐈⬛:«کاملا👍😬» یهو لایلا با یه ناراحتی و شوک مصنوعی، دوباره میاد داخل اتاقش و میگه🤥:« واااااااااااااااااااااااااااااییییی کیتی😟..لیدی باگ😟.. وایپریون😟..شما ها توی اتاق من چیکار میکنید😟😥؟ این ت.ج.ا.و.ز به حریم خصوصی من محسوب میشه😥😠!» لیدی🐞:«دروغ نگو لایلا! ما میدونین که تو...صبر کن😐! ممکنه اون توهم کار لایلا نبوده باشه ها! آخه ولپینا اینجا نیست🤔! *دوباره چشمش افتاد به اون تابلو توی اسلاید۲* هی ! این چیه 😤👈🏻؟!» لایلا🤥:«اون خب🤔😅...آااااااااممممممم🙄....قبوله شما بردین😟..من الآن دارم به مونارک کمک میکنم تا میراکلساتونو ببره🙄» کت و لیدی همزمان 🐞🐈⬛:«ممنون ولی میدونستیم😒!» لایلا🤥:«خب پس....وقت م.ب.ا.ر.ز.ه ست ؟» مونارک یه آکوما میفرسته برای لایلا و تون رو تبدیل میکنه به........ همینقدر بسه✋🏾 قشششششنگ ح.ا.ل کردین زیاد نوشتما😄 ☝️چالش توی توضیحاته☝️ منم یه حرفی دارم: برای اینکه لاکی چارم لیدی، یه لایت استیک در اومد:: ۱-چون لایت استیک، میتونه روشن خاموش بشه و برای دید بهتر (توی اسلاید۵) تا به عنوان چراغ قوه استفاده بشه. ۲-تا لیدی باگ و وایپریون، یه وجه اشتراک بین خودشون پیدا کنن و کت نوار یه خورده🤏 نگران بشه که نکنه لیدی به وایپریون ♥️مند بشه و بیشتر بتونم ر.م.ا.ن.ت.ی.ک کنم داستانو😉 ۳-یه چکش در پارتهای آینده، خیلی به درد میخوره😁 ناظر جون لطفا رد نکن🥺
سلام داش کیوی بلینک چیه در ظمن بیا پیوی پیام دادم بهت
بلینک یعنی فن های بلک پینک🖤💗
مثل میراکلس که به فن هاش میگن میراکولر🐞🐾
چرا باید لایت استیک دستش باشههههه چرا لایلا باید مثل ما بلینک باشهههههههههههه نوموخواممممممممممم😭👊🏻
بلاییست که سر بلینک ها نازل شده😁
تازه من توی نتیجه گفتم که چرا لایت استیک آوردم😄
مجبوووووووووووررر بودم😆
ولی عوضش فهمیدیم که لوکا و مری هم بلینکن😁
عالییییییییییییییییی بود ✨
انقد ذوق کردم سر لایت استیک😁
😁😁😁❤️❤️
هورا پارت جدید! اولین کامنت و اولین لایک😍عالی بود
😘😘😘😘