وا ساپ گایز. من برگشتم با یه پارت دیگه فقط یه خبر مهم آبجیمم دیگه با من کار میکنه(راشای معروف خواهر منه البته خواهر ناتنی که توی پرورشگاه با هم آشنا شدیم)و اون داستان های واقعی ترسناک میزاره اممم همین دیگه بریم برای تست(راستی عید همگی مبارک باشه ایشالله سال خوبی داشته باشیم)
آنچه گذشته:گفت:میتونی منو ببری پیش جیهوپ؟ با شک بهش نگا کردم.گفت:نخورم.با طرز زدن تیر میتونم بگم که کسی که زده هیتر هست یا کسه دیگه اییه باز هم با شک نگاش کردم که اعصابش داغون شد:اصلا به منچه من میرم پیش مریض خودم تا خواستم بره دستشو گرفتم گفتم : باشه با یه لبخند پیروز مندانه گفت:بزن بریم to be continue
خوشبختانه راهرو خلوت بود😌 برای همین زود از راهرو رد شدیم و رفتیم اتاقه 271(همینجوری الکی)تا وارد شدم به فارسی گفتم:یا ایزد منان😯 به کره ایی ادامه دادم:اینجوری که شما توی این اتاقه دو اینچی خودتون و جا دادین جیهوپ بدبخت از زخم گلوله نمیره از کم بودن اکسیژن میمره خو😑شوگا:اه این دختر بی ادبه. ابرو هامو دادم بالا و گفتم:به به آقای دیوار ....تا خواستم ادامه بدم گفت: ای بابا من یک و هفتاد و چهارم زیاد نیست که به جیمین و کوکی نگا کنی تازه میفهمی غول و از روی چه آدم هایی ساختن😒 من:فعلا که من به شما خوردم و افتادم زمین شوگا تا خواست جوابمو بده یهو به بقیه اعضا که با نگاهی منگ به ما دو نفر چشم دوخته بودن(خواستم ببینم ادبی بودن چه حالی داره😆اممم ببخشید ادامه🤐)
گفتم:چرا همتون تو دو سانت جا جمع شدین؟نامجون گفت:آمممم همچین کوچیک هم نیست ها. یه نگاه انداخت به بقیه اعضا به معنی(تایید کنید و گرنه میکشمتون😡) جیمین گفت:اممم میشه خودتون و معرفی کنید هر چی نباشه شما یهو اومدید تو اتاق دوسته ما همه به تایید کردن و با چشمهایی منتظر بهم نگاه کردن. گفتم:خب من راشا ام . یکم نگاشون کردم ببینم چیزی میگن. اتاق برای چند ثانیه ساکت شد یهو هم با هم:Wowwwww من که گرخیده بودم گفتم:چه تون شد (عکس اتاق آها قبلی هم عکس راهروی بیمارستان بود)
کوکی گفت:ول کن مهم نیست برو زخم جی هوپ و ببین 🙁 اوکی و دادم و رفتم جلو تر.......گفتم خب کجاش زده؟؟؟همه اشاره کردن به شکمش لباس و دادم بالا تا زخم و دیدم گفتم :اوه اوه تهیونگ با نگرانی گفت:چیشده؟ گفتم:هر کی بوده خیلی کارش درست بوده همه چپ چپ نگام کردن.گلوم و صاف کردم:اهم ببخشید .....پوکه ی اسلحه رو ندارید؟ جین:پلیس پیداش کرد و بردش یکم فکر کردم و گفتم:تا جایی که من میدونم و از جای این گلوله معلومه طرف با سلاح تک تیر انداز AS50 شلیک کرده(خیلی سلاحه خفنیه آرزوی هر تیراندازیه که باهاش کار کنه البته منم تیراندازی کار میکنم)عکس تفنگه
کوک گفت:خب؟؟من:ببین خیلی سادست کسی که یه همچین سلاحی داره که محض اطلاع ۱۲ کیلو هست و به زور میتونی بلندش کنی و تازه بیشتر از یک میلیارد و نیم هم هست (باورتون نمیشه و هر کدوم از تیر هاش ۵۰۰ دلاره)فقط برای هیت دادن که از همچین چیزی استفاده نمیکنه...مگه نه؟؟🤨 همه سر تکون دادن.....بهشون نگاه کردم
و گفتم:این قضیه معلومه برای دیروز یا پریروز نیست درسته؟و به وی نگاه کردم. میدونستم واقعیت و بهم میگه. وی چشای منتظرم و دید. یه نفس عمیق کشیدم و گفت همه چی از یه هفته پیش شروع شد....من و یه مکث کرد که صدای تیر اندازی اومد از صدا های زمختشون معلوم بود PSG1 وDragunov SVD هستن و حدودا پنج یا شش تا از هر دو نوع این اسلحه کل بخش و گرفته بود بچه ها با نگرانی هم و نگاه کردن و فوری رفتن بیرون نتونستم چیزی بگم منم رفتم بیرون که به محض اینکه پامو بیرون گذاشتم یه گلوله به سمت جین شلیک شد و اگه جلوش گرفته نمیشد به مغزش برخورد میکرد......to be continued
عالییی بود❤
ساله نو تو هم مبارک🌸
ممنون همچنین
وای حرف نداشت😍😍🤩🤩
ولی اگه بلایی سر اعضا بیاد خودم میدونم و خودت😭😭😭😭😭😭😭😭
شما چجوری با هم آشنا شدید و میشه یه توضیحی در مورد زندگیت بدی😍😁
بی صبرانه منتظر پارت بعدم😍😍🤩🤩
حتما چرا که نه همه چیو توضیح میدم
مرسی🤩🤩🤩🤩