

۱_«داستان سیاوش» سیاوش یکی از غمگین ترین یا حتی به جرات میتونم بگم غمگین ترین داستان شاهنامه هست. سیاوش شاهزاده ایرانی پسر کیکاووس هستش که نامادریش سودابه عاشقش میشه و... اسپویل نمیکنم بقیه رو تا بخونید.

۲_«رستم و سهراب» رستم و سهراب هم به نظرم غمگین ترین داستان بعد از سیاوشه.دیگه تمام مردم این داستان رو میدونن یا حداقل اسمشو شنیدن و میدونم راجب چیه.داستان جنگ بین پدر و پسر بدون خبر داشتن از نسبت اونها باهم و اتفاق دردناکی که اتفاق میوفته در آخر.

۳_«بیژن و منیژه» بیژن،پهلوان جوان شجاع و خوش چهره ایرانی پسر گیو،که عاشق شاهدخت زیبای تورانی منیژه،دختر شاه توران افراسیاب میشه و... اتفاق هایی که براشون اتفاق میوفته.

۴_«ضحاک ماردوش» ضحاک،پسر پلید و عوضی مرداس پادشاه جایی که الان سوریه نام داره،گول اهریمن رو میخوره و پدرش رو میکشه و پادشاه میشه و ... این هم واقعا داستان خوبیه که باید بخونید.

۵_«فریدون» فریدون که با زندانی کردن ضحاک به کمک کاوه آهنگر،پسر آبتین و سودابه بوده که بعد از ضحاک پادشاه جهان میشه اما در پیری قلمرو خود یعنی کل جهان رو بین سه پسرش یعنی سلم،تور(تورج) و ایرج تقسیم میکند. قسمتی را به سلم پسر بزرگش میدهد که از نسل او رومیان زاده میشوند،قسمتی را به تور میدهد که تورانیان از اون زاده میشوند و قسمتی را به ایرج کوچکترین فرزندش که نسل ایرانیان از او ادامه پیدا میکنن. تا اینکه دو پسر بزرگ به ایرج حسودی میکنن و...

۶_«زال» سام پسر نریمان،بهترین پهلوان ایران در زمان خودش،که در حسرت داشتن فرزند بوده،بعد از مدت ها پسری ازش زاده میشه،پسرکی سالم و تنومند و زیبا و خوش چهره،اما یک مشکل وجود داره،این پسر مثل افراد پیر تمام موهاش سپیده و...
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!