در این پست با تاریخچه گلیم بافی آشنا میشویم
انسان از ابتدای زندگی روی زمین، برای محافظت از بدن خود در برابر تغییرات جوی و محیطی به فکر استفاده از تن پوش بوده. پوست حیواناتی که انسان های اولیه شکار می کردند مناسب ترین وسیله برای این مورد بوده است. با اهلی کردن حیواناتی چون گاو، گوسفند و بز در حدود ۸ تا ۹ هزار سال قبل از میلاد در مصر، آسیای میانه، هند، چین و اروپا به تدریج دامداری رواج می یابد و بعد از آن پوست گوسفند به صورت تن پوش مناسب مورد استفاده قرار می گیرد که در حال حاضر هم به عنوان زیر انداز و بالا پوش نیز از آن استفاده می شود و کم کم ریسیدن پشم و بافتن آن در میان قبایل رواج می یابد.
به علت پیشرفته تر بودن دستگاه های ساده بافندگی نسبت به دارهای گلیم بافی می توان گفت که شروع گلیم بافی قبل از پارچه بافی بوده و به نظر می آید که هر دو صنعت از سبد بافی نشات گرفته باشند که از روزگاران بسیار دور در بین انسان های اولیه رواج داشته است.
“گلیم“ در ابتدا به عنوان وسیله ای برای محافظت از بدن در برابر سرما مورد استفاده قرار می گرفته که هنوز هم در بین بعضی از قبایل ساکن در افغانستان، افراد قبیله نوعی گلیم صد در صد پشمی روی دوش خود می اندازند و برای خواب و استراحت از همان گليم به عنوان رو انداز استفاده می کنند. با رواج بافندگی و بافت پارچه های گوناگون، از گلیم برای زیرانداز، کف پوش و همچنین برای فرش نمودن كف چادر قبایل مورد استفاده قرار می گیردکه این نقش و طرح ها تا مدت ها با مصرف پشم های خودرنگ بوجود می آمد که در حال حاضر نوعی گلیم در منطقه قشقایی فارس با این روش حفظ شده و نوعی گلیم محلی که به نام گليم شتری معروف است دارای چنین ویژگی می باشد. بکارگیری گیاهان رنگزا و رواج رنگرزی باعث می شود تا پشم به رنگ های مختلف در آمده و در نتیجه نقشه ای متنوع تر با رنگ آمیزی بیشتر به گلیم زیبایی بیشتری ببخشد.
قدیمی ترین گلیم جهان به علت آسیب پذیری مواد اولیه مصرفی گلیم با گذشت زمان و شرایط جوی، نمونه های چندانی از گلیم های بافته شده در روزگاران قدیم بدست ما نرسیده است اما در “جزیره آناتولی” بقایای گلیمی بدست آمده است که متعلق به حدود هزار سال قبل از میلاد مسیح بوده که قدیمی ترین گلیم جهان شناخته شده است، همچنین قدمت گلیم ایرانی کشف شده را نیز مربوط به ۳۰۰ سال پیش از میلاد مسیح دانسته اند.
گلیم بافی در ایران دار های گلیم بافی عشایر به صورت افقی است. که اگر گلیم به طور ناتمام روی آن باشد، امکان جا به جایی و حمل و نقل را دارد. در عشایر زنان و دختران بافت گلیم را انجام می دهند. موقع فراغت از کارهایی مانند پخت نان و غذا و رسیدگی به دام ها و دوشیدن شیر و تهيه مواد لبنی گلیم بافی می کنند. همچنین دختران کوچک از همان دوران با بافت گلیم آشنا می شوند.بافندگان گلیم مانند تولید کنندگان صنایع دستی کشور مان احساسات، عواطف و حالات روحی خود را در تولید گلیم منعکس می نمایند که می توان هر گلیم را نشان دهنده حالات و عواطف بافنده آن دانست. هر ایلی روش بسیار قدیمی در نقش پردازی دارد ولی میان ایلات و عشایر، طرح ها به همان اندازه شیوه ها مبادله می شود، به طوری که با تشخیص ریزه کاری های هر نقش با شیوه های متداول تر، می توان اغلب ، خاستگاه یک گلیم را شناخت.
در گذشته ای نه چندان دور، پشم مصرفی در تولید گلیم از گوسفندان ایل توسط قبیله تأمین می شد و بعد شستشو با مواد گیاهی، رنگرزی و مورد استفاده قرار می گرفت که استفاده از رنگ های گیاهی در رنگرزی پشم در کنار حالات ذهنی بافت طرح ها، مجموعه ای غنی و کاملاً اصیل از تیم های تولیدی عشایر فراهم می نمود.که آنچه از روزگاران پیش بجای مانده نشان دهنده این ادعا است.در بسیاری از مناطق روستایی کشور گلیم بافی به عنوان فعالیتی جنبی برای عده زیادی از خانوار های روستایی ایجاد درآمد کمکی نموده و زنان و دختران روستایی در اوقات فراغت از کار کشاورزی، دامداری و امور خانه به بافت و تولید گلیم می پردازند که بخشی از درآمد مورد نیاز خانواده های روستایی را تامین می نمایند.
همچنان از نخ پشمی رنگ شده به عنوان پود گلیم و از نخ پنبه ای برای تار استفاده می گردد که مصرف نخ پنبه ای به عنوان چله یا تار موجب استحکام گلیم شده که علاوه بر روستا ها در مناطق عشایری نیز رایج است از جمله می توان عشایر آذربایجان شرقی را نام برد، به علت گسترش ارتباط میان شهر و روستا، سلیقه مصرف کنندگان شهری (بخصوص در زمینه رنگ بندی و طرح) پیش از مناطق عشایری مورد توجه بافندگان روستایی قرار گرفته است. اگر چه امکانات فروش بیشتری را برای گلیم های تولیدی در مناطق روستایی کشورمان فراهم نموده ولی بعضاً موجب کاهش اصالت از نظر طرح و رنگ بندی گلیم های روستایی گردیده است.
نظرات بازدیدکنندگان (0)