استاد اعظم: آها یادم رفت مرینت اگه بخواهیم نجاتش بدیم یک اتفاقی براش میوفته ...😖 مرینت: چی؟ ....😬 استاد اعظم: ... ففرررااممووششیی (فراموشی) میگیره 😓😢 مرینت: چیییییییی😭 نههههه نباید این اتفاق بیوفته استاد اعظم: نمیشه جلوش رو .... (یهو آدرین با صورتی وح.شت.ن.اک ظاهر میشه ☠️ آدرین: سلام سلام (با صدای کلفت) مرینت: استاد پس مجبوریم نقشتون رو عملی کنیم 😔 استاد اعظم: باشه پس کارت رو شروع کن ... (بعدش استاد از اون منطقه دور میشه) آدرین: فرار کن پ.ی،ر مرد فرار کن😏 ... خب خب چطوری مرینت ن،وج (بر عکس بخونید) مرینت: للطفا آرروم باش .. باشه😬؟ آدرین: نگران نباش 😇 .... بعد بهش حم،،ل.ه میکنه 😐😑 ....
پارت ۴ کو
عالی بود. داداشی
ببین مثل اون موقع لج میکنم باهاتا خود دانی
پارت بعدی تو راهه
مثل همیشه عالییییییی
منتظر پارت بعد می مونم 🤗
مرسی
هر وقت بتونم میزارم