3 سال پیش 12 اسلاید 41 مشاهده
اشتراک گذاری

توجه!

محتوای این بخش توسط کاربران تولید می‌شود. پیش از انتشار، محتوا به‌صورت سیستمی یا توسط ناظرین بررسی می‌شود، با این حال این بررسی به منزله تضمین کامل صحت، مشروعیت یا عدم تخلف محتوا نیست.
مسئولیت نهایی مطالب منتشرشده بر عهده کاربر تولیدکننده آن است. در صورت دریافت گزارش یا احراز تخلف، محتوا اصلاح یا حذف خواهد شد.

از همین سازنده

تازه‌های دسته‌ی داستان

نظرات بازدیدکنندگان (7)
  • عالی بود عرفان سان

    • ممنونم 🙂 خوشحالم که خوشون اومده

  • خیلی هم زیبا .. 🥲😂👌🏻

  • زیبا و خواندنی

  • ستاره ی بنفشم
    به سمت پنجره ها قدم برداشتم مشغول تمیزکاریشون شدم که شازده غلتی تو جاش زد و باعث شد پتو از روش کنار بره.. زیر چشمی بهش نگاهی انداختم که با دیدن بدن بـ...ر...هــ....ـنـ..ـش چشام چهار...نه شصتا شددد!!! همینجوری مات بهش زل زده بودم که گفت:
    مایلی‌داستانمو‌بخونی?

برای مشاهده و ثبت نظر لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.