ناظر لطفا رد نکننن
بازم مثل همیشه تو خونه بودم و کار های روزمره ام رو انجام میدادم بزارید خودم رو معرفی کنم (من لونا هستم ۲۳ سالمه و تو خونه خودم زندگی میکنم مامان بابام رو توی یک تصادف از دست دادم و خواهر برادرم ندارم) از تو خونه بودن خسته شده بودم تصمیم گرفتم برم بیرون ( استایل لونا👆🏻)یک میکاپ ملایم کردم و از خونه زدم بیرون رفتم تو یک پاساژ همین جوری داشتم نگاه میکردم و راه میرفتم که یک پسره با یک سرعت که داشت میدویید محکم خورد به من و افتادم( علامت لونا:+) +هوییی کوری مگه. واقا ببخشید خانم کمکم کرد بلند شم و دوباره سریع دوید و از پاساژ خارج شد
+هوف. بعد از کلی گشتن تو پاساژ یک مغازه پیدا کردم که کلی لباس های قشنگ داشت رفتم توی مغازه و دو تا لباس خریدم راه افتادم به خونه توی راه خونه بودم جاده تاریک تو و چند تا قطرات بارون روی موهام ریخت. من عاشق بارونم همین جوری داشتم راه میرفتم که...
که یک مرده که صورتش معلوم نبود چون با یک دستمال صورتشو پوشونده بود دستمو گرفت. +ولم کن عوضی چی از جونم میخوای ( علامت مرده £ ) £خوشگله کجا بزار برسونمت. +ولم کن اشغاللللل. یک هو یک چاقو از جیبش در آورد. £یا با من میای یا... +نمیامم عوضییی. داشت چاقو رو نزدیکم میکرد که یک پسره اومد و کتکش زد مرده در رفت ا..و..ن...اون...
لایک؟فالو؟کامنت؟ ادامه بدم؟
ارععع ادامش بدهع
اوک
ادامه بده خاهرم ...
اوکیه