
اسموت لایک باتر لایک ع کریمینال اندرکاور گن پاپ لایک ترابل اه*نگ باتر گذاشتم دارم ق*ر میدم خیلی از ریتمش خوشم میاد...ناظر عزیز بنشر♥♥
ارو ویو:داشتم از منظره لذت میبردم ناگهان دری ک روی پشتبوم بود باز شد و ی نفر وارد شد فکر کنم اونم ناراحت بود اول وجی جان نذاشتند که نزدیکش بشم چون پس*ره(-__-)ولی بعدش غلبه کردم و با ی سرفه الکی از فکر درش اوردم من:اهم یونگی(بلی بلی اگوست دی اعظم البته اونموقع نبوده قراره بوده تبدیل بشه):چرا ریشه افکارمو..یعنی چیزه بله بفرمایید من:چرا تو فکری یونگی:ب ت چ(😅) من:اخه منم حوصلم سر رفته ولش کن چرا ت اینقدر شبیه پیشی ای
یونگی:من بعضی وقتا اه*نگ مینویسم پس میام پشتبوم من:واوو اه*نگ مینویسی میشه یکیشو بخونی نویسنده:و خوند من نویسنده ام شاعر نیستم... ذهنم:خیلی خوب ر*پ میکرد من:چجوری ر*پ یاد گرفتی؟ یونگی:تمرین کردم چون علاقه دارم وایسا ببینم چرا اصلا دارم ب ت میگم؟ من:نمیدونم همه باهام راحتن بیخیال داشتی میگفتی یونگی:چند وقت پیش با خانواده یکم حر*فم شد زدم بیرون بین کارم تمرینم میکردم الان دیگه کار اموزم حالا ولش کن میدونم معمولا همینجوری با کسی دو*ست نمیشن ولی میشه باهم دو*ست بشیم اولین کسی هستی ک اینقدر باهاش راحتم(فرند معمولی:|)من:باشه....
من:گفتی کاراموزی یونگی:اره من:برای کدوم کمپانی؟ یونگی:بیگ هیت چطور؟ من:برادر منم اونجا کاراموزهگفتم شاید....یونگی:اسمش چیه؟ من:کیم تهیونگ یونگی:اوهوم ما باهم تو ی خوابگاهیم من:جدی؟اینکه عالیه راستی منم ادیشن دادم امیدوارم قبول بشم اگه قبول بشم میام اونجا؟ یونگی:نمد شاید خب من دیگه باید برم امیدوارم بعدا بازم ببینمت من:باشه راستی اسمت چیه یونگی:راست میگی خ*ی*ر سرمون دو*ستیم مین یونگی من:کیم ارو خدافظ یونگی یونگی:بای
چ پ.سر عجیبی بود مخواستم یکم دیگه بمونم ک سوز هوا نذاشت پس رفتم ت اتاقم و تا دراز کشیدم خوابم برد. یونگی ویو:با یکی به اسم ارو دو*ست شدم دخ*تر خوبیه ولی چون همینجوریش نباید میومدم بیرون دیگه خدافظی کردم و برگشتم ت راه خیلی خسته بودم یکی دوبار نزدیک بود بخورم ب میله های ت پیاده رو رسیدم خوابگاه مثل همیشه دویس تا کفش دلنگه ب لنگه جلو در بود(اعضا خودشون تعریف کردن و فکر کنم گفتن تا اشپزخونه هم ادامه داشته)
همه خواب بودن پس فرصت رو غنیمت شماردم(فرصت را غنیمت بشمار و... وای خودا فردا امتحان فارسی دارمممممم) و رفتم حموم که اگه گفتن کجا بودی بگم رفته بودم حموم ی دوش 2 دقیقه ای گرفتم و با موی خ.یس خوابیدم«بچه سینوزیت میگیری»ولی خوابم نمیبرد یکی از پشتبوم صدای جیر جیر و شکه اب میومد خیلی اذ*یتم میکرد سعی کردم توجه نکنم و بعله ب راحتی خوابیدم دیگه متوجه نشدم اون صدای چکه از کجا بود برامم مهم نبود
ایندفعه جای حس*اس نکاتیدم پس تا پارتی دیگر شمارو ب خدای بزرگ میسپارم و ناظر عزیز لطفا بنشر♥♣راستی خبری ازین چهارتا خ.و.د د.ر.گ.ی.ر ها نبودش
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
عالی بود
ممنون♥♥سارینا میتونی پارت18 رو منتشر کنی نمیدونم چرا تو صف میمونه ممنون میشم
باشه
عالی بیدد
💜