منتشر کن خصوصی نکن لایک کن ثواب داره
برو نتیجه.....
برو.....
برو.....
برو.....
نتیجه 1
+شاید شاید بتونم بی سروصدا کارمو انجام بدم اومممم نمیدونممممممممممم خدایا لونا را بترکون از این دنگ (برعکس) زدناش راحت شممممم هوف😐💔 یه بچه:وایسا وایسا وایسا چرا از همین دور جادوش نمیکنی؟ +مگه با اجی مجی کار درست میشه داداش بمولا من دیگه اونقدرا هم گودرتمند نیستماااا (پایان رز(برعکس) هاشون) . . . لونا:چجوری حافظشو تمیز کردی؟ +یه راهی انجام دادم نگو و نپرس لونا:چی؟ +اول رفتم یه چیزی رو تو اتاقشون شکوندم لونا:خب +بعد دم گوشش گفتم تو برو تو اتاق البته نامرئی بودم لونا:خب +بعد بزور اینکه جیغش در نیاد حافظشو تمیز کردم لونا:زمزمه :نقشم دود شد رفت هوا آخه اینا چرا به هم نمیرسن😐💔 +چیزی گفتی؟ لونا:نه..نه +توذهنش:که میخوای ما دوتا رو بهم نزدیک کنی... هه عمرا +من برم پیش دینا ببینم دسته گلی آب داده یا نه لونا:اوک دینا:ماماننننننن +یامانننننن دینا:نکشیمون ستوننننن +دختره ی..... کی اینو بهت یاد دادهههههه دینا:خاله لونا +لونا؟ لونا:دیناااااا دستم بهت برسههههه +میشه یکبار از دستت نفس راحت بکشم؟ لونا:نه🗿✌️ +که نه لونا:اره +مطمئنی؟ لونا:اره +پس بمی... (گوشیش زنگ خورد) الو؟ ؟ :خانم ونوس؟ +بله خودم هستم ؟ : عمه ی دختر عمهی مادر مادر بزرگتون به قتل رسیده است ما از طرف آقای یونگی براتون یک ماشین میفرستیم لطفا ساعت ۱۱ آماده باشید +باشه ممنون فعلا لونا :کی بود؟ +ناشناس لونا:چی گفت؟ +هیچی باید ساعت ۱۱ برم برای مراسم ختم عمه ی دختر عمهی مادر مادر بزرگم لونا:هن؟ +هیچی هیچی ساعت چنده؟ لونا:10 و نیم +من برم آماده بشم لونا:اوکی من برم خونم بای +بای.... دیناااااا دینا:بله +بیا بریم بزارمت خونه ی خاله جونگ سوک دینا:هورااا قراره با خاله یک عالمه بازی تنمممم(همون کنم) +آماده شو بریم این داستان ادامه دارد........
نتیجه 2
+شاید شاید بتونم بی سروصدا کارمو انجام بدم اومممم نمیدونممممممممممم خدایا لونا را بترکون از این دنگ (برعکس) زدناش راحت شممممم هوف😐💔 یه بچه:وایسا وایسا وایسا چرا از همین دور جادوش نمیکنی؟ +مگه با اجی مجی کار درست میشه داداش بمولا من دیگه اونقدرا هم گودرتمند نیستماااا (پایان رز(برعکس) هاشون) . . . لونا:چجوری حافظشو تمیز کردی؟ +یه راهی انجام دادم نگو و نپرس لونا:چی؟ +اول رفتم یه چیزی رو تو اتاقشون شکوندم لونا:خب +بعد دم گوشش گفتم تو برو تو اتاق البته نامرئی بودم لونا:خب +بعد بزور اینکه جیغش در نیاد حافظشو تمیز کردم لونا:زمزمه :نقشم دود شد رفت هوا آخه اینا چرا به هم نمیرسن😐💔 +چیزی گفتی؟ لونا:نه..نه +توذهنش:که میخوای ما دوتا رو بهم نزدیک کنی... هه عمرا +من برم پیش دینا ببینم دسته گلی آب داده یا نه لونا:اوک دینا:ماماننننننن +یامانننننن دینا:نکشیمون ستوننننن +دختره ی..... کی اینو بهت یاد دادهههههه دینا:خاله لونا +لونا؟ لونا:دیناااااا دستم بهت برسههههه +میشه یکبار از دستت نفس راحت بکشم؟ لونا:نه🗿✌️ +که نه لونا:اره +مطمئنی؟ لونا:اره +پس بمی... (گوشیش زنگ خورد) الو؟ ؟ :خانم ونوس؟ +بله خودم هستم ؟ : عمه ی دختر عمهی مادر مادر بزرگتون به قتل رسیده است ما از طرف آقای یونگی براتون یک ماشین میفرستیم لطفا ساعت ۱۱ آماده باشید +باشه ممنون فعلا لونا :کی بود؟ +ناشناس لونا:چی گفت؟ +هیچی باید ساعت ۱۱ برم برای مراسم ختم عمه ی دختر عمهی مادر مادر بزرگم لونا:هن؟ +هیچی هیچی ساعت چنده؟ لونا:10 و نیم +من برم آماده بشم لونا:اوکی من برم خونم بای +بای.... دیناااااا دینا:بله +بیا بریم بزارمت خونه ی خاله جونگ سوک دینا:هورااا قراره با خاله یک عالمه بازی تنمممم(همون کنم) +آماده شو بریم این داستان ادامه دارد........
نتیجه 3
+شاید شاید بتونم بی سروصدا کارمو انجام بدم اومممم نمیدونممممممممممم خدایا لونا را بترکون از این دنگ (برعکس) زدناش راحت شممممم هوف😐💔 یه بچه:وایسا وایسا وایسا چرا از همین دور جادوش نمیکنی؟ +مگه با اجی مجی کار درست میشه داداش بمولا من دیگه اونقدرا هم گودرتمند نیستماااا (پایان رز(برعکس) هاشون) . . . لونا:چجوری حافظشو تمیز کردی؟ +یه راهی انجام دادم نگو و نپرس لونا:چی؟ +اول رفتم یه چیزی رو تو اتاقشون شکوندم لونا:خب +بعد دم گوشش گفتم تو برو تو اتاق البته نامرئی بودم لونا:خب +بعد بزور اینکه جیغش در نیاد حافظشو تمیز کردم لونا:زمزمه :نقشم دود شد رفت هوا آخه اینا چرا به هم نمیرسن😐💔 +چیزی گفتی؟ لونا:نه..نه +توذهنش:که میخوای ما دوتا رو بهم نزدیک کنی... هه عمرا +من برم پیش دینا ببینم دسته گلی آب داده یا نه لونا:اوک دینا:ماماننننننن +یامانننننن دینا:نکشیمون ستوننننن +دختره ی..... کی اینو بهت یاد دادهههههه دینا:خاله لونا +لونا؟ لونا:دیناااااا دستم بهت برسههههه +میشه یکبار از دستت نفس راحت بکشم؟ لونا:نه🗿✌️ +که نه لونا:اره +مطمئنی؟ لونا:اره +پس بمی... (گوشیش زنگ خورد) الو؟ ؟ :خانم ونوس؟ +بله خودم هستم ؟ : عمه ی دختر عمهی مادر مادر بزرگتون به قتل رسیده است ما از طرف آقای یونگی براتون یک ماشین میفرستیم لطفا ساعت ۱۱ آماده باشید +باشه ممنون فعلا لونا :کی بود؟ +ناشناس لونا:چی گفت؟ +هیچی باید ساعت ۱۱ برم برای مراسم ختم عمه ی دختر عمهی مادر مادر بزرگم لونا:هن؟ +هیچی هیچی ساعت چنده؟ لونا:10 و نیم +من برم آماده بشم لونا:اوکی من برم خونم بای +بای.... دیناااااا دینا:بله +بیا بریم بزارمت خونه ی خاله جونگ سوک دینا:هورااا قراره با خاله یک عالمه بازی تنمممم(همون کنم) +آماده شو بریم این داستان ادامه دارد........
نتیجه 4
+شاید شاید بتونم بی سروصدا کارمو انجام بدم اومممم نمیدونممممممممممم خدایا لونا را بترکون از این دنگ (برعکس) زدناش راحت شممممم هوف😐💔 یه بچه:وایسا وایسا وایسا چرا از همین دور جادوش نمیکنی؟ +مگه با اجی مجی کار درست میشه داداش بمولا من دیگه اونقدرا هم گودرتمند نیستماااا (پایان رز(برعکس) هاشون) . . . لونا:چجوری حافظشو تمیز کردی؟ +یه راهی انجام دادم نگو و نپرس لونا:چی؟ +اول رفتم یه چیزی رو تو اتاقشون شکوندم لونا:خب +بعد دم گوشش گفتم تو برو تو اتاق البته نامرئی بودم لونا:خب +بعد بزور اینکه جیغش در نیاد حافظشو تمیز کردم لونا:زمزمه :نقشم دود شد رفت هوا آخه اینا چرا به هم نمیرسن😐💔 +چیزی گفتی؟ لونا:نه..نه +توذهنش:که میخوای ما دوتا رو بهم نزدیک کنی... هه عمرا +من برم پیش دینا ببینم دسته گلی آب داده یا نه لونا:اوک دینا:ماماننننننن +یامانننننن دینا:نکشیمون ستوننننن +دختره ی..... کی اینو بهت یاد دادهههههه دینا:خاله لونا +لونا؟ لونا:دیناااااا دستم بهت برسههههه +میشه یکبار از دستت نفس راحت بکشم؟ لونا:نه🗿✌️ +که نه لونا:اره +مطمئنی؟ لونا:اره +پس بمی... (گوشیش زنگ خورد) الو؟ ؟ :خانم ونوس؟ +بله خودم هستم ؟ : عمه ی دختر عمهی مادر مادر بزرگتون به قتل رسیده است ما از طرف آقای یونگی براتون یک ماشین میفرستیم لطفا ساعت ۱۱ آماده باشید +باشه ممنون فعلا لونا :کی بود؟ +ناشناس لونا:چی گفت؟ +هیچی باید ساعت ۱۱ برم برای مراسم ختم عمه ی دختر عمهی مادر مادر بزرگم لونا:هن؟ +هیچی هیچی ساعت چنده؟ لونا:10 و نیم +من برم آماده بشم لونا:اوکی من برم خونم بای +بای.... دیناااااا دینا:بله +بیا بریم بزارمت خونه ی خاله جونگ سوک دینا:هورااا قراره با خاله یک عالمه بازی تنمممم(همون کنم) +آماده شو بریم این داستان ادامه دارد........
عالیییییییییی بوددددددددد پارتتتتتت بعدیییییییییییی لطفااااااااااااا 💙💙💙💙💙❤️❤️❤️❤️❤️
من رئیس بانک هستم
اگر شما میخواهید که امتیاز جمع کنید
و چیزی که دوست دارید رو بخرید میتونید با گرفتن وام یا پس انداز کردن پول در بانک کلی امتیاز جمع کنی🙂♡
و راستی ما هر هفته قرعه کشی داریم و جایزه ان 5000
امتیاز هههه✪✪✪
پس منتظر چی هستید زود به پیوی بیایید یا در نظرسنجی نظر خود را بگویید