
اینم پارتی که همه منتظرش بودید. مجازید بعد خوندنش منو بزنید.😂
شماره ای که بهم زنگ زده بود رو نداشتم. تا جواب دادم قطع کرد(هههه فکر کردید من استاد ضدحالم😂) و سریعا یک پیام از طرف همون شماره اومد و برام نوشته بود (فکر کنم ازت خوشم میاد) اینو کی نوشته بود؟ نمیدونم و یهو یچیزی تو ذهنم جرقه کرد که نباید میکرد. جیمین؟ خودشه؟ نه بابا جیمین منو دوست خودش میدونه اخه برای چی باید از من خوشش بیاد. یعنی واقعا اینا اشتباهه؟؟؟؟ اهههههه ذهنم درگیر شد. مدیر برنامه: ا.تتتتت اماده ای دیگه نه؟؟؟؟؟؟؟ ا.ت: اره اره اره اماده ام ببخشید. سوار ماشین شدم و راه افتادیم به سمت جشنواره. وسط راه به اون شماره پیام دادم و گفتم (تو کی هستی؟) ولی هیچ جوابی نیومد پس منم بیخیال شدم. رسیدم رفتم پیش اعضا و سلام کردم و نشستم روی صندلیای اونجا. جین: خب چی میخوایم بخوریم؟ همه خندیدیم. جین: جدی میگم. نامجون: به نظر من اول بریم پیش غذا بخوریم. جونگ کوک: نظرتون چیه اصلا طبق برنامه پیش نریم ها؟ جی هوپ: کاملا موافقم.🤣. ا.ت: اونوقت برای چی؟؟؟؟ نامجون: عادت میکنی اینا همیشه همینجورین. ا.ت: اوکی. الان 25 دقیقه وقت داریم تا شروع جشنواره چیکار کنیم؟ شوگا: بازی کنیم؟؟ همه: اره فکر خوبیه. شوگا: همه ده تا انگشتتون رو بیارید بالا. اولیش رو من میپرسم. کسی که لباس رنگین کمونی پوشیده یک انگشتشو بیاره پایین. ا.ت: یاااا.🥲😂. ا.ت: خب نوبت منه. کسی که اینجا از این جشنواره راضی نیست.
بعله نامجون انگشتشو اورد پایین. نامجون: نوبت منه. کسی که اینجا گوشی اورده. همه اوردیم پایین😂 جونگ کوک: حالا من بگم؟ اممم. کسی که بنظرش من ادم باحالیم. همه اعضا یک انگشتو اوردیم پایین. جونگکوک: هههه میدونستم خیلی باحالم. تهیونگ: من میگم. کسی که اینجا عاشق توت فرنگیه. ا.ت: هعی میخواید من ببازم نه؟ تهیونگ: شاید نمیدونم. ا.ت: ایش. جیمین: کسی که اینجا همیشه اشپزی میکنه. جین: باشه. حالا من میگم. کسی که اینجا شلوارلی پوشیده انگشتشو بیاره پایین. همه اوردیم پایین چون هممون شلوار لی پوشیده بودیم. انقدر سوال پرسیدیم که هممون باختیم. و ساعت هم 11 شد. راه افتادیم و گشتیم و گشتیم و کلی غذا خوردیم دونه به دونه. پاپ کورن، پشمگ، نودل، دوکبوکی، اسنک و کلی چیزای دیگه. سر راهمون یهو چشمم خورد به چهارتا دختر اشنا. اینارو یجا دیدم. که یهو یکم دقت کردم دیدم بلک پینکه. وات؟؟؟؟ اونها هم اینجا هستن؟ رفتیم با اعضا سلام کردیم و احوال پرسی و اینا. جنی: این عضو جدیده؟ نامجون: بله این عضو جدیده. لیسا: سلام سلام سلام👋🏻 ا.ت: سلام. لیسا: چقدر خشکی☹️ ا.ت: هممم. جیسو: خب بریم بچه ها. رزی: خوشبگذره. نامجون: ممنون. رفتیم تا ته و انقدر خوردیم که نمیدونم. خیلی زیاد بود. ا.ت: اع نگا اتاق فالگیرییییییی! تهیونگ: مگه تو ام خوشت میاد؟؟؟؟ ا.ت: ارهههههههه تهیونگ: ما میریم اتاق فالگیری شما راه بیوفتید پیداتون میکنیم. نامجون: باشه برید.
تهیونگ دستم رو گرفت و به سمت اتاق تند کشید. بعد اینکه مطمئن شدیم کس دیگه ای داخل نیست رفتیم تو. قیمتش زیاد نبود. پرداخت کردیم و نشستیم. فالگیز: خب میخواید چیرو بدونید؟ ا.ت: من میخوام اینده رو ببینم. تهیونگ: منم میخوام اینده رو ببینم. فالگیر: خب که اینطور. شما دوتا نامزدین؟ تهیونگ و ا.ت همزمان: نهههه. ا.ت: ما فقط دوستیم. تهیونگ: دوست معمولی. فالگیر: باشه. توی این گوی نگاه کنید. توی گوی نگاه کردیم و بعد یسری چیزا داخل بوجود اومد. ا.ت: چی میبینید؟ فالگیر: 😂. خیلی جالبه. دخترم تو در اینده عاشق یکی از اشناهات میشی. ا.ت: فامیل؟؟؟؟ فالگیر: نه. یکی که میشناسیش. تهیونگ: خب من چی؟ فالگیر: تو قراره یکم ناراحت بشی. بعد ناراحتیت خوشحالی میبینم که باور نکردنیه! خیلی زیاده. تهیونگ: در اثر چه چیزی قراره انقدر خوشحال بشم؟ فالگیر: چیزی که هنوز درکش برات سخته. بزودی میفهمی. تهیونگ: باشه ممنون. ا.ت: مرسی بابت فال ها. فالگیر: خوشبگذره. (رفتن بیرون) ا.ت: خوب بود بد نبود. تهیونگ: اوهوم منم شانس بدی نداشتم خیلی. ا.ت: ولی شانس با من یار نبود. تهیونگ: چرا؟ ا.ت: چون من همین الانشم از یکی خوشم میاد...
حیحیحی. دیدید چطوری کنجکاوتون میکنم؟؟؟؟
بای. نتیجه مهم نی
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
کمکک میخوامممم
برا چی؟
واسه ذاستانممم
خب بگو
بیاا پیویی
تو کمک میخوای من بیام؟😐 اومدم
عالی بود
🖤
ادمین جان مشخص کن بالاخره جیمین یا ته؟
نمیگم ولی راهنمایی: شاید هیچکدوم!
پشمامممممم
من فکر میکنم خود ا.ت عاشق یکی از اعضا شده ک فعلا تو باغ نیس🗿💔
تئوری بدی نیست. شاید ۱٪ شبیه باشه
تا پارت هفتمو نگیریم ارومدنمیگیگیریم😂✊
ارام باش🤣 میزارم امروز
داستانم گزاشتم... لایکاشم بیشتر از تو شد
پس میشه ساکت شی بیب؟
نه. کسی که باید ببنده تویی
یااااا مانیا دلم موخاد بهت بگم چوگوله ؟؟؟ چرا اینطوری تموم میکنییییی 🗿 🥲
ولی این تیکه کلام منه. و منی ک الان دارم با تو توی شاد چت میکنم🤣. و درضمن اگه کنجکاو نشید که دیگه نمیخونید!
پارت بعدیییییییبیییییییییی
تازه گذاشتممممممممممممم
عالییییییییییییی
مثل خودت🖤
حس میکنم تهیونگ قراره عاشق ا.ت بشه 🤍
من هیچی نمیدونم🤧🤣
پس تهیونگو عاشق ا.ت بکن 🥺🤌🏻😂🤍💜💚
لامصب چرا اینجوری تموم میکنی 😐🥺🤍 پارتتتتتتتت بعدددددددد زوددددددد تررررررر 😂🤍🥺
🤣
اراممممم
من نمیتونم آروم باشم 😂