خوش اومدید!
توی موزیک ویدیو ما میبینیم که دختر وارد موزه میشه ، و بعد ماکت اون کشتی رو میبینه . ورود به موزه به طور استعاری معنی این رو داره که ما به یاد خاطرات گذشته ی خودمون بیفتیم ؛ و البته کشتی معنی استعاری سفر و ادامه دادن به زندگی رو داره . وقتی که بازیگر به کشتی نگاه میکنه ، میتونه به این معنا باشه که میخواد دوباره به زندگی خودش ادامه بده . (این موضوع میتونه اشاره داشته باشه به برگشت بنگتن و کامبک دوباره ی اونا)
توی سکانس بعدی زن به صورت ناگهانی وارد کشتی میشه . اینکه این اتفاق بدون هیچ توضیحی میفته ، به این معنا میتونه باشه که اون وارد خیالاتش شده . ما اینجا میتونیم اعضا رو هم به مرور ببینیم . اما چند نکته ی عجیب درباره اون ها وجود داره .
اول از همه اینکه اعضا نقش اصلی و قهرمان داستان نیستن . اون ها بیشتر شبیه به نگهبان یا راهنما هستند . سکان رو هدایت میکنن ، لنگر و میکشن و مسیر و زیر نظر دارن . پس میشه گفت اونا نیرویی هستند که ادامه دادن سفر رو برای زن ممکن میکنن . یعنی ادامه ی زندگی یا همون سفر بدون اونها برای زن غیرممکنه . دوم اینکه ما زن رو توی بخش میانی ام وی تنها میبینیم . وقتی در حال استراحته ، وقتی غذا میخوره ، توی راهرو ، روی عرشه و خیلی جاهای دیگه . اما نکته ای که وجود داره اینه که اعضا از فاصله ی نسبتا دور در حال تماشا کردن اون هستن و به طور کلی فقط حضور دارن . (برداشت من:هیچکس به جای تو نمیتونه زندگی کنه و حتی کسایی که دوستت دارن فقط میتونن حضور داشته باشن.)
ما توی یه سری سکانس ها برخورد بازیگر با اعضا یا عبور اون از کنار اعضا رو میبینیم . اما اگر دقت کرده باشین با اینکه اعضا اونو میبینن ، اون فقط برای چند لحظه حضور اعضا رو احساس میکنه و اونا رو نمیبینه . این میتونه به این معنا باشه که ما نیروهایی مثل امید ، دوستی ، عشق ، الهام گرفتن و چیزهای دیگه رو از اعضا دریافت میکنیم ، اما هیچوقت به طور مستقیم اونا رو توی زندگیمون نمیبینیم . یعنی یه جورایی بی تی اس همراه نامرئی آرمی در زندگیشه .
در نیمه ی دوم موزیک ویدیو ، صحنه تاریک تر و طوفانی تر میشه . از طرفی باران و دریا در برخی ادبیات ها به معنای آشفتگی درونیه . همونطور که توی موزیک ویدیو میبینم ، زن در این سکانس ، گریه میکنه ، مضطرب میشه و کلی احساسات منفی به سمتش میان . اما کشتی هیچوقت نمی ایسته یا غرق نمیشه . به طور کلی یعنی طوفان از بین نمیره ، بلکه تو باید یاد بگیری که شنا کنی .
باید یه اشاره به گردنبند زن بکنیم . این گردنبند تا پایان هست و بعد شکسته میشه .گردنبند به طور استعاری معانی زیادی داره . احساس ترس ، وابستگی ، گیر کردن توی گذشته ، غم حل نشده ، احساس زندانی بودن . مهم ترین نکته اینه که این گردنبند توسط خود زن از گردنش باز میشه و بی تی اس این کارو نمیکنه . (شاید منظور کارگردان این بوده که رهایی چیزی نیست که دیگران اونو به تو بدن . بلکه خودت باید به دستش بیاری.)
در پایان گردنبند میشکند و انگار زن آزاد میشه و لبخند میزنه . چیزی که مهمه اینه که زن هنوز به ساحل نرسیده و وسط اقیانوسه . در اکثر داستان ها قهرمان به مقصد خودش میرسه ، اما در اینجا متفاوته . زن وسط اقیانوسه ، اما دیگه از اون نمیترسه . پس یه جورایی تغییر نهایی مهمه . (جالبه بگم که این آهنگ برنده جایزه های مهمی مثل سه تا جایزه AMa شده)
فرصت
عالی بود هانیی
عالیبود✨
عالیییییییییییییییییییییی بودددد 💞✨
خسته نباشییی✨
ممنون
ببخشید.....منم ی تست درباره ی همین اهنگ ساختم که😭😭
ولی محتواش فرق داره.....
فقط خواستم بگم کپی نکردم.....
واییی پوسترت چه نانازههههه
عالیی بودد خسته نباشی 💘
جالب بود واقعا...
کاور هم خیلی ناناز بود..
گلبببب 💕💕💕
خیلی ممنون
مگه مبشه ارمی ها گوش نکنن به این شاهکار
عالی بود پستت
🙏🏻
عالی بودد
واقعاا فوقالعاده بوددددد
ممنون