
پارت دوم مرگخاموش:) توجه داشته باشید داستان یکمیغم انگیزه😔😂 پارت بعدی لایک ها باید ۱۵ تا باشه:)

همینطوری که چندین ساعت تو فکر بودم که تا اینکه......... یهو دیدم برام از طرف کمپانی بی تی اس پیام دادن بهم ا/ت:کمپانی بی تی اس پیام داده بهم؟یعنی چی پیامیه؟ با کلی ذوق رفتم و دیدم که............ باهاشون قراره بزودی همکاری کنم ا/ت:یعنی قبولکنم؟به اعضای گروهم بگم؟ نهنمیگم به اعضا چون اصن اهمیتی نمیدن بهم.میخوام وقتی دیدن همکاری کردم باهاشون،منفجر بشن از حسودی. پس میرم قبول میکنم. پیامم به کمپانی ا/ت:سلام من کیم ا/ت هستم و درخواست شمارا قبول میکنم(اه اه چقدر کتابی) کمپانی :پس روز سه شنبه ساعت ۳:۳۰ کمپانی بیگ هیت طبقه سوم ا/ت:حتما خیلی خوشحال شدم میخواستم حاضر شم که لیدر گروهمون پیام گذاشت و..........

لیدر گروه:بچه ها امروز نمیخواد بیاید کمپانی چون آماده ایم پس برای فردا خودتونو آماده کنید ا/ت:اوکی بقیه گروه:قبوله از گوشی اومدم بیرون ا/ت:خوب امروز که کنسل شد ولی دل تو دلم نیست که هرچه سریع تر با بی تی اس همکاری داشته باشم کی روز سه شنبه میرسه؟ یعنی یه روز بعد کنسرتمون.. اما اممممممم اما نه اگه بیشتر از این بی اهمیت بودن از گروه میرم شاید کمپانی های دیگه منو قبول کنن اما بیشتر طرفداران منو استن میکنن اگه از این گروه برم شاید طرفدارش کم بشه.بهتر 😂کم بشه به من چه حقشونه؟ خب پس فردا تو کنسرت من اولین نفر سولو دارم پس ببینم فردا قراره چیکار کنن؟آبرومو ببرن؟ اوم نمیدونم وایی فکر کن اعضای بی تی اسم تو کنسرت بیاددد ویییی🥺 خوب چندش بازیا بسه برم یکم رو صدام تمرین کنم ۲ ساعت بعد

۲ ساعت از تمرین کردن گذشته بود ا/ت:واو چقدر سرگرم بودم بهتره برم یکم تلوزیون ببینم و برای خودم چیزی بپزم و بخورم در حال خوردن بودم که در خونه رو زدن ا/ت:یعنی کی میتونه باشه؟ رفتن در و باز کردم که دیدم........... یونگی:سلام کیم ا/ت ا/ت:سلام یونگی.چجوری آدرس خونه ی منو پیدا کردی؟ یونگی:از هم گروهی هات ا/ت:عع خب بهم پیام میدادی من میگفتم حالا بیا تو دم در زشته یونگی:باشه ا/ت:بیا بشین یونگی:میبینم که فردا کنسرت دارید ا/ت:میدونم ولی زیاد حس خوبی در بارش ندارم یونگی:چرا؟ ا/ت:هیچی یه دلیل شخصیه یونگی:شنیدم قراره باهامون همکاری کنی ا/ت:آره یونگی:اومدم که بهت بگم هم قراره گروهی کار کنی هم سولو گروهی منظورم اینکه که ما ۷ نفر میخونیم توهم باما میخونی ا/ت:اها گرفتم ولی یونگی... یونگی:چیشده؟ ا/ت:میشه به همگروهی هامنگید نمیخوام خبر دار بشن یونگی : چرا ا/ت:نگفتید بهش که؟ یونگی:نه نه نگفتیم ولی چرا؟ ا/ت:چون میخوام یه کاری کنم یونگی:چه کاری ا/ت:بعدا میفهمی یونگی:اوکی اوه داشت یاوممیرفت این متن آهنگ توعه اینو تمرین کن روز سه شنبه بیا ا/ت:اوه تنکیو یونگی:من دیگه کم کم برم ا/ت:تازه اومدیا برای چی میری؟ یونگی:کار دارم دیگه سرم شلوغه ا/ت:باشه موفق باشی یونگی:همچنین خداحافظ ا/ت:خداحافظ یونگی رفت

ا/ت:یونگی چقدر جذاب شده بود واو عه داره شب میشه باشد برم بخوام برای کنسرت آماده باشم:) ۱۳ ساعت بعد ا/ت در حال خوندن :یه صبح دیگههه یه صدایی تو گوشم میگهههههه... همسایه:خفه شو ا/ت:امروز چرا آنقدر پر انرژیم عجیبه شاید امروز اتفاقات خوبی بیفته امیدوارممم خوب برم کمکم حاضر شم برم کنسرتتت درحال رفتن به ماشین ا/ت:عه په جالب امروز سوئیچ ماشین و جا نذاشتم.بزن که برییییم ۱۰ دقیقه بعد ا/ت:عه ۱۰ دقیقه راه بود قراره بزودی اینجا پر از طرفدارامون بشه دارد کنسرت میشم و میرم قسمت پشت صحنه کنسرت یا همون رختکن هم من بهش میگم . ا/ت:سلام بچه ها بچه ها دستشونو فقط آوردن بالا و سلامی نگفتن ا/ت:باشد سرگرم باشید سرگرم باشید خب ارایشگرم اومد و داشت امادم میکرد برای کنسرت نیم ساعت تا کنسرت نمونده بود تا شرو شه استف:آماده ای برای اجرات؟ ا/ت:تقریبا ذهن ا/ت ا/ت:تروخدا اونجا باشن تروخدا اونجا باشن تروخدا اونجا باشن استف:خوب پس ۲ یا ۳ دقیقه دیگه میفرستیمت بری بالا ا/ت:ا/ت نفس عمیقی بکش نفس عمیق تو میتونی تو میتونی تو ضعیف نیستی اصن برات مهم نباشه بقیه چی میگن استف:آماده ای بری بالا؟ ا/ت:بلی درحال بالا رفتن طرفدارا جییییییییغ کشیدن ا/ت:آماده ایید؟ طرفدارا:بلههههه شرو با اجرا کردم حس خیلی عجیبی داشتم یه حسی که انگار دارم منفجر میشم به خودم گفتم تا آخر کنسرت دووم میاری شاید امروز رو مود نباشی به چندین ساعت قبل فکر میکنی و میبینی پر انرژی بودی ولی الان که داری اجرا میکنی حال خوبی نداری که یهو میبینی که.......... ادامه دارد
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
گوددد
ناظرت بودم 💖
ممنون بابت منتشر
❤️
عالی بود 🐢💞
تنکیو