این پارت غمگین نیست و سعی کردم رمانتیک تر باشه
افتادم دنبال تخت مرینت 👱🏻♂️مرینت خوشگلم خوبی.......... مرینت........ عشقم.. مرینتتتتتتت بردنش تو ICU سرم خیلی گیج میرفت نمیتونستم سرپا وایسم بابام اومد کمکم کرد که بشینم رو صندلی 👱🏻♀️آدرین جان عزیزم چرا با خودت لج میکنی ببین از اتاق عمل هم اومد بیرون دیگه مشکلت چیه پسرم تو الان باید مراقب خودت باشی مرینت وقتی بهوش میاد دوست داره اولین نفری که میبینه تو باشی اگه این بلا ها رو سر خودت بیاری که از پا میفتی 👱🏻♂️مامان... من... مرینت.. رو.. چیکار... کردم؟ 👨🏼پسرم تقسیر تو نبود که 👱🏻♂️چرا... من.. و.. مرینت... باهم.. دعوا.. کردیم... مرینت... هم.. با.. گریه... از... خونه..... زد..... بیرون 👱🏻♀️چرا دعوا کردید شما که اونقدر... 👱🏻♂️مامان.... اگه.... برای.... مرینت... اتفاقی.. بیفته... من.. هیچوقت......خودم....رو....نمیبخشم 👩🏻⚕️همراه خانم دوپن چنگ کیه سریع از روی صندلی بلند شدم 👱🏻♂️منم 👨🏻🧒🏻ماییم 👩🏻⚕️یکی از همراهان نزدیکش میتونه برای یه مدت کوتاه ببینتش 👱🏻♂️خانم..... و اقای.... دوپن چنگ.... لطفا اجازه.... بدید.... من. ببینمش...... تروخدا... من... دیگه... تاقت... نمیارم.... به خدا..نمیتونم 👨🏻پسرم این زن هم مادره الان چند روزه که مرینت رو ندیده من هر روز میدیدمش اما 🧒🏻تام... بزار.. آدرین.. بره به.. خدا... دلم... رضا نمیده... خودم... برم.... برم.. بهش... چی.. بگم وقتی... کار به.. اینجا بکشه... اومدم... ببینمش به خدا... نمیتونم.. برم.......... آدرین.. جان.. تو.. برو.. داخل 👱🏻♂️ممنونم... خانم... دوپن چنگ رفتم و لباس های بیمارستان رو پوشیدم با دستکش و ماسک و رفتم داخل مرینت بیچاره یک دست و یک پاش رو گچ کرفته بودن و گردنش هم بسته بودن و دستگاه اکسیژن بهش وصل بود رفتم بالای سرش 👱🏻♂️مرینت..... عشقم.... خوشگلم...... چشمات رو باز کن...... ببین من......اومدم... پیشت.... مرینت....... چرا... چشمات... رو باز... نمیکنی... خوشگلم.... تیکی از تو کتم اومد بیرون و مرینت رو بغل کرد 🐞مرینت... من.. بدون.... تو... چیکار.... کنم... یه نگهبان... که.. نمیتونه.. همینجوری... بیخیال... نگهبانی... بشه... شهر ...به تو ...احتیاج.. داره ...منم... همینطور....مرینت... جونم... چشمات... رو.. باز... کن.... مرینتتتتت😭 گونش رو ناز کردم دیگه خاطرات دیشب داشت یادم میومد (دوستان الان میخوام برم تو فکر آدرین لطفا گیج نشید مرینت بهوش نیومده) تو حموم بودیم زیر دوش آب رو باز کردم و مرینت رو کشیدم زیر دوش 👧🏻وای عشقم چیکار میکنی 👱🏻♂️آب بازی 👧🏻خوشگلم بیا بریم بیرون الان سرما میخوری 👱🏻♂️نمیخوام 👧🏻خوشگلم... عزیزم... آدرین جان... عشقم.... چرا اینجوری کردی خودتو بیا بریم بیرون سرما میخوریا 👱🏻♂️به یه شرطی 👧🏻چه شرطی صورتم رو بردم نزدیک صورتش و بوسیدمش 👧🏻خوب عشقم حالا بیا بریم بیرون 👱🏻♂️نریم 👧🏻خوشگلم بیا دیگه (برگشت به زمان حال) پلگ حق داشت مرینت واقعا منو دوست داره چرا سرش داد زدم چرا گفتم بهش اعتماد ندارم آخه من چجور آدمی هستم 👩🏻⚕️آقای اگراست لطفا سریع تر 👱🏻♂️الان میام یه بار دیگه مرینت رو نگاه کردم 👱🏻♂️خوشگلم.... تو..... حق... نداری.... منو... تنها.... بزاری از رو تخت بلند شدم تیکی هم برگشت تو کتم و از اتاق رفتم بیرون
(1 روز بعد) از زبان ادرین ****** (مرینت رو بردن تو بخش)(مرینت هنوز بیهوشه ) تو اتاق مرینت بودم داشتم باهاش حرف میزدم 👱🏻♂️مرینت.......عشقم....... چرا اون چشم های قشنگت رو باز نمیکنی.......نگام کن مرینت آروم گوشی چشم هاش رو باز کرد از زبان مرینت***** صدای آدرین رو میشنیدم خیلی درد داشتم نمیتونستم دست راست و پای چپم رو تکون بدم صدای دستگاه تنظیم ضربان قلب رو می شنیدم همه جا رو تار میدیدم 👱🏻♂️عشقم صدای منو میشنوی؟...... خوشگلم منم آدرین منو میشناسی؟..... آدرین داد زد و دکتر رو صدا کرد یه خانم با روپوش دکتری اومد تو اتاق و آدرین رو از اتاق فرستاد بیرون 👩🏻⚕️عزيزم میدونی امروز چند شنبه هست 👧🏻دو شنبه 👩🏻⚕️نه عزیزم امروز چهار شنبه هست 👧🏻من چند وقته اینجام 👩🏻⚕️تقریبا 2 روز 👧🏻من چرا اینجام 👩🏻⚕️تصادف کردی (الان تو فکر مرینت هستیم )(دوستان مرینت یادش نبود که چرا بیمارستانه چون به سرش ضربه خورده) 🐞مرینت مراقب باش 👧🏻جیغغغغغغغغغغغغغغغ 👱🏻♂️مرینت نهههههههه (الان یادش اومد چه اتفاقی افتاده) (برگشت به زمان حال) 👧🏻من کی میتونم برم 👩🏻⚕️عزیزم تازه بهوش اومدی 2 روز دیگه باید معاینه بشی بعد میتونم تصمیم نهایی رو بهت بگم 👧🏻نمیشه زود تر برم خونه 👩🏻⚕️نه خوشگلم به خواطر ضربه ای که به سرت خورده باید مطمئن بشیم که برای جمجمه مشکلی پیش نیومده باشه 👧🏻ممنون 👩🏻⚕️ظهر دوباره میبینمت من فعلا میرم سرت خیلی شلوقه میتونی همراه هات رو یکی یکی ببینی 👧🏻ممنون دکتر از در رفت بیرون و مامان و بابام اومدن داخل از زبان ادرین***** 👱🏻♀️آدرین جان پسرم ببین مرینت هم بهوش اومد دیگه چرا چیزی نمیخوری پسرم پس میفتی الان 40 ساعته هیچی نخوردی چشم هات هم رو هم نزاشتی یکم به فکر خودت هم باش 👱🏻♂️مامان لطفا این بحث رو تموم کن من حالم خوبه 👨🏼پسرم مادرت راست میگه یکم به فکر خودت باش 👱🏻♂️به خدا من حالم خوبه 👱🏻♀️پسرم حتی یه لیوان آب هم نخوردی 👱🏻♂️مامان لطفا ولم کن تام و سابین از در اتاق مرینت اومدن بیرون و من رفتم داخل
از زبان نویسنده جون(ثنا=از خود راضی نویسنده=به خودت توهین میکنی ثنا =ااا راست میگی ) ****** تیکی از تو کت آدرین اومد بیرون و رفت بغل مرینت 🐞وای مرینت جونم خیلی دلم برات تنگ شده بود میخواستی همینجوری ولم کنی بری 👧🏻وای تیکی منم دلم برات تنگ شده بود 🐞خیلی ترسیدم که نکنه دیگه نتونم ببینمت 👧🏻فکر کردی به این راحتی تنهات میزارم آدرین اومد جلو تر 👱🏻♂️مرینت ❤️ خوبی 👧🏻به تو چه 👱🏻♂️❤️مگه چی گفتم 👧🏻برو بیرون 👱🏻♂️🥰 میدونی منو سکته دادی 👧🏻از جلوی چشمم گمشو 👱🏻♂️❤️چرا اینجوری میکنی 👧🏻پرستار... پرستار بیا اینو بنداز بیرون(داره داد میزنه) 👱🏻♂️ نیاز نیست پرستار رو صدا بزنی خودم میرم فقط..... آدرین آب هاش رو چسبون به لب های مرینت، مرینت چشم هاش رو بست وقتی آدرین از مرینت جدا شد داشت از در میرفت بیرون 👧🏻آدرین وایسا.... نرو... من....طاقت دوری تو رو ندارم..... (مرینت بغض کرد) 👧🏻دیگه هیچوقت باهام اونجوری حرف نزن هیچ وقت سرم داد نزن..... نسبت بهم بی اعتماد نباش.... به خدا اگه اینجوری باشی روزی هزار بار آرزوی مرگ میکنم....... برای یه لحظه با تو بودن حاضرم همه چیزم رو بدم 👱🏻♂️(آدرین هم بغض کرد) فکر کردی من میتونم.... تو هم قول بده هیچوقت از من فرار نکنی 👧🏻قول میدم آدرین اومد سمت مرینت و مرینت رو 👩❤️💋👨 👱🏻♂️خیلی دوست دارم 👧🏻من بیشتر 👱🏻♂️من خیلی بیشتر 👧🏻من خیلی خیلی بیشتر و دوباره همدیگه رو 👩❤️💋👨 (عکس=وقتی که تیکی رفت بغل مرینت)
از زبان مرینت**** (دو روز بعد) (در بیماریتان) حوصلم سر رفته بود و وقت ملاقات داشت تموم میشد 👱🏻♂️❤️ میخوای تلویزیون رو برات روشن کنم 👧🏻اره آدرین تلویزیون رو روشن کرد (علامت نادیا شاماک🤵🏻♀) 🤵🏻♀نگران نباشید این فقط (دیالوگ همیشگی نادیا شاماک) .... و باز هم آدرین اگراست در تیتر اول خبر ها قرار گرفت(یه ویدئو پخش کردن از لحظه تصادف) سوال اصلی اینه رابطه آدرین اگراست و مرینت دوپن چنگ چیست .... ارطبات ما با خبر نگار دیگمون بر قرار شده که تو بیمارستان هست(علامت لولا خبر نگار دیگه🤵🏼♀) 🤵🏼♀من همین الان به صورت زنده داره از بیمارستان شهر گزارش میکنم جایی که خانم دوپن چنگ بستری هستن آقای اگراست الان 3 روزه که از این بیمارستان..... آدرین تلویزیون رو خاموش کرد(قیافه مرینت😳قیافه ادرین🤦🏼♂️) 👱🏻♂️فکر نمیکردم اینقدر زود رسانه ای بشه این خبر 👧🏻اون من بودم؟؟؟ 👱🏻♂️آره 👧🏻وایییییییی خدااا چقدر از دست خبر نگار ها فرار کردم که یه تصادف همش رو خراب کنه 👱🏻♂️تیتر اول خبر ها بودن یه چیز عادیه 👧🏻وای خدا آخه وقت گیر آوردن چرا تو اون وضیت ازم فیلم گرفتن 👱🏻♂️حالا این وضیت خوبش بود دعا کن از خودت نخوان مصاحبه کنن که دست از سرت بر نمیدارن
👱🏻♂️یه نظرم دیگه از خیر نگار ها فرار نکنیم 👧🏻اره بهتره که دیگه باهاشون رو به رو بشیم لولا تقریبا رسیده بود جلوی در اتاق صداش رو میشنیدم که داشت با گابریل و امیلی حرف میزد 🤵🏼♀خواهش میکنم چند دقیقه بیشتر طول نمیکشه 👱🏻♀️لولا جان الان تو وضیت خیلی خوبی نیستن... آدرین رفت سمت در اتاق 👱🏻♂️بهشون میگم بیان داخل مطمئنی آمادگیش رو داری 👧🏻اره آدرین در رو باز کرد و چند کلمه صبا لولا حرف زد و یه دفه لولا و ده تا عکاس و فیلمبردار ریختن تو اتاق 🤵🏼♀خانم دوپن چنگ برنامه زنده هست هول نشید تا 3 میشمره میریم رو آنتن زنده لولا به یکی از عکاس ها اشاره کرد تا فلشش رو به تلویزیون وصل کنه تلویزیون رو روشن کرد (بیشتر از رنگ گوجه قرمز شدم) عکس وقتی بود که آدرین به من پیشنهاد ازدواج داده بود ادرین آرود تو گوشم گفت 👱🏻♂️خوبی؟ 👧🏻اره لولا تا 3 شمارد 🤵🏼♀دوباره سلام نادیا خوشحالم که دوباره ارتباطمون برقرار شد...... ما در خدمت مرینت دوپن چنگ و آدرین اگراست هستیم...... خب اگه آماده باشید سوال ها رو شروع کنیم لولا اولین سوال رو از ادرین پرسید 🤵🏼♀آقای اگراست چیشد که فکر کردید خانم دوپن چنگ میتونه شریک زندگیتون باشه آدرین اول به من نگاه کرد بعد به لولا نگاه کرد 👱🏻♂️بعد از آشنایی با مرینت همه چیز تو زندگیم یه معنی جدید گرفت (ادرین دوباره به من نگاه کرد) اون اونقدر فوقالعاده هست که حتی یه بار نگاه کردن بهش منو آروم میکنه لپام گل انداخت 🤵🏼♀واو........ خانم دوپن چنگ آقای اگراست رو تو یه کلمه بیان کنید 👧🏻هشق 🤵🏼♀دلیلی هم برای گفتن این کلمه دارید 👧🏻اره شاید یه کلمه کوچیک باشه ولی اندازه کل دنیا معنی داره آدرین همه اون خصوصیات رو داره 🤵🏼♀ به نظرتون معنی کلمه💞چیه 👧🏻میتونم راحت خلاصهش کنم ع=علاقه ش=شانس ق=قلب 🤵🏼♀آقای اگراست آرزویی دارید که نتونید با خانم دوپن چنگ انجام بدید 👱🏻♂️نه ندارم..... من همه آرزوهام بر آورده شده 🤵🏼♀خب اگه اجازه بدید میخوایم راجب به این عکس ها حرف بزنیم لولا یه عکس رو آورد رو صفحه تلویزیون از اون موقعی که آدرین و من رو پله های مدرسه همدیگه رو 👫 کرده بودیم 🤵🏼♀ خب نمیخواید راجب این عکس توضیح بدید 👧🏻راستش من و آدرین هم مثل خیلیای دیگه 💞 همدیگه ایم و اینم یه چیز معمولیه 🤵🏼♀خب شاید نظرتون راجب یه فیلم بعدی عوض بشه فیلم دعوای منو آدرین بود آخه من موندم اینا رو از کجا میارن آدرین تقریبا جوش آورده بود 🤵🏼♀فکر نمیکنم این یه چیز معمولی باشه فکر میکردم اگه لولا یکم دیگه ادامه بده آدرین یه چیزی بهش میگه برای خودش بد میشه 👧🏻این یه سوء تفاهم بین من و آدرین بود که حل شد ما جفتمون در اشتباه بودیم اما دلیل نمیشه که بگید ما 💞 نیستیم بین همه ی 💞 ها هم یه مشکلاتی پیش میاد
(دو هفته بعد) از زبان نویسنده ****** یک هفته بعد از تصادف مرینتو از بیمارستان مرخص کردن پاش هنوز تو گچه قراره فردا برن بیمارستان تا گچش رو باز کنن از زبان مرینت***** رو مبل نشسته بودم و داشتم مجله مد رو نگاه میکرم دیگه این روزا عکس منم میره تو مجله مد صدای ایفن اومد آدرین در رو باز کرد و رفت تو حیاط بعد از چند دقیقه داشت از تو حیاط صدام میزد 👱🏻♂️مرینت...... ❤️ مجله رو گذاشتم رو میز 👧🏻بله؟؟ 👱🏻♂️بیا ببین کی اومده 👧🏻مگه کی اومده یه نفر از پشت دستش رو گذاشت رو چشمم 👩🏼🦰بهترین دوستت اومده دستش رو از رو چشمم برداشتم و بغلش کردم 👧🏻الیا!! 👩🏼🦰سلام 👧🏻چیشد یاد من افتادی 👩🏼🦰دو هفته هست نمیای دانشگاه خب دلم برات تنگ شد 👧🏻خوش اومدی آدرین به ناتامی گفت که بره قهوه بیاره آلیا و نینو هم نشستن رو مبل رو به روی من و آدرین آلیا یه دفه پام رو از روی زیرپای برداشت(پایی که تو گچه) 👧🏻اییییی..... آلیا چیکار میکنی آلیا یه ماژیک از روی میز برداشت 👩🏼🦰حیف نیست این گچ اینقدر سفید دور انداخته بشه 👱🏻♂️آلیا ببینم میتونی یه نقاشی رو دست این مرینت خانم بکشی نمیزاره که من بکشم
آدرین رفت بیرون الیا تا کمر خم شده بود رو پام و هر وقت میخواستم ببینم چی کشیده دستش رو میذاشت روش 👧🏻آلیا چرا نمیزاری ببینم چی کشیدی 👩🏼🦰هنوز تموم نشده چند دقیقه وایسا 👧🏻خوب بزار الانم ببینمش 👩🏼🦰دیگه داره تموم میشه 👧🏻آلیا مردم از فضولی 👩🏼🦰تموم شد . آلیا از رو میز در ماژیک رو برداشت و در ماژیک رو بست یکم از پام فاصله گرفت 👩🏼🦰چطوره نینو؟ 👦🏾عالیه . به گچ پام نگاه کردم 👧🏻وای آلیا این منم؟ 👩🏼🦰اره 👧🏻چرا اینجوری کشیدیم؟ 👩🏼🦰یکی از موقیت هایی رو که برات پیش اومده رو کشیدم 👧🏻آلیا؟؟؟؟؟؟ 👩🏼🦰خب راست میگم 👦🏾حالا نوبت منه 👧🏻وای نه بچه ها تا امروز این گچ رو تمیز نگه داشتم یه روزه میخواید تبدیل به دفتر نقاشیش کنید 👩🏼🦰توجه نکن نینو کار خودت رو بکن . آلیا ماژیک رو داد دست نینو 👩🏼🦰ببینم چیکار میکنی . نینو حداقل کمتر از آلیا حس کنجکاوی آدم رو افزایش میداد چند دقیقه همینطور داشت نقاشی میکرد 👦🏾خب اینم از هنر دیجی نینو به نقاشی نینو نگاه کردم خودش و آلیا رو 👫 هم کشیده بود نینو تکیه داد به مبل آلیا دستش رو انداخت دور گردنش 👩🏼🦰چقدر منو بد کشیدی 👦🏾🥰 من دیجی هستم نقاش که نیستم 👧🏻خوب کردی نینو تلافی منو در اوردی 👩🏼🦰مرینت من تو رو به این قشنگی کشیدم 👧🏻نینو هم تو رو خیلی قشنگ کشیده (عکس این تیکه عکس هنر نمایی آلیا هست )
(چهل و پنج دقیقه بعد از هنر نمایی نینو و الیا) خیلی نگران آدرین بودم قرار بود زود برگرده نمیدونم چرا اینقدر لفتش میده 👩🏼🦰چی شده تو فکری دختر 👧🏻ها..... چیزه.... یعنی هیچی.... 👩🏼🦰دختر من تو رو میشناسم وقتی اینجوری هول میشی یعنی تو فکری 👧🏻تو فکر آدرین بودم 👩🏼🦰برای چی 👧🏻الان تقریبا 1 ساعته رفته بیرون و نیومده گفت زنگ میزنه اگه کارش طول بکشه زنگ هم نزد 👩🏼🦰بابا کلا 1 ساعت طول کشیده میاد دیگه 👧🏻آخه... 👩🏼🦰بابا لوس نشو دی.... گوشیم زنگ زد امیلی بود 👧🏻ببخشید آلیا من باید اینو جواب بدم بلند شدم و عصام رو برداشتم و رفتم تو راهرو و گوشی رو جواب دادم 👧🏻الو 👱🏻♀️سلام مرینت جان خوبی 👧🏻سلام.... ممنون... شما خوبید 👱🏻♀️ما هم خوبیم همینطور که داشتم با امیلی حرف میزدم داشتم آروم آروم قدم میزدم که یه دفه 👧🏻جیغغغغغغغغغغغغغغغ پام از روی پله لیز خورد و نزدیک بود از پشت بیفتم که آدرین از پشت 👫 کرد گوشی از دستم افتاد زمین 👧🏻آدرین........ کی اومدی 👱🏻♂️همین الان 👧🏻وای خدا اگه نبودی معلوم نبود اینبار کجام بشکنه 👱🏻♂️خوبه که من بودم آدرین گذاشتم زمین گونش رو 👩❤️💋👨 👧🏻مرسی 👱🏻♀️مرینت.... الو..... صدام رو میشنوی به زمین نگاه کردم هنوز قطع نکرده بودم سریع خم شدم و گوشیم رو برداشتم و دوباره با امیلی حرف زدم وقتی قطع کردم دیدم مایکل دوباره بهم پیام داده 🧑🏻🦳سلام مرینت....... میخوام ببینمت.... باور کن دیگه قصد عذاب دادنت رو ندارم...... لطفا بیا برای اولین بار میخواستم جواب مایکل رو بدم 👧🏻مایکل من بعد از اون اتفاق....... کامل جمله مو ننوشتم و سریع پاکش کردم و اینو نوشتم 👧🏻مایکل من هنوز نمیتونم بهت اعتماد کنم 🧑🏻🦳لطفا بیا 👧🏻مایکل 🧑🏻🦳نه نیار لطفا 👧🏻با آدرین حرف میزنم بهت جواب میدم 🧑🏻🦳لطفا به آدرین نگو 👧🏻من بعد از تصادف همه چیز رو به آدرین میگم 🧑🏻🦳باشه منتظر جوابم 👧🏻فعلا 🧑🏻🦳بای
امیدوارم لذت برده باشید
منتظر پارت بعدی باشید
نتیجه 1
💗💗💗💗💗
نتیجه 2
❤️❤️❤️❤️❤️
نتیجه 3
💗💗💗💗💗
نتیجه 4
❤️❤️❤️❤️❤️
عاااااااالیییییییییییییییییییییی بود 😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍
منتظر پارت بعدی هستم
عالی بود❤️
پارت بعدی رو زود بذار
منتظرم ها 😉
زود بذار
خیلی خوب مینویسی
❤️😍
عااااااااااااااالییییی بود بعدییییییییییییییییییی
عالییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی بودددددددددد بعدی لطفاً 🙏🏻🙏🏻💖
تو صف برسیه❤️