ناظر محترم خواهش میکنم منتشر کن مرسی گایز ممنون میشم یکم بیشتر حمایت کنید مرسب
وارد مهمونی شدیم اینبار تهیونگ باهام خوب بود چاو هم اونجا بود!!!!!اون رو هیچوقت دعوت نمیکردن...نشستیم اعضا رو به رومون بودن یه طرفم تهیونگ و یه طرم چاو نشسته بودن حالم خیلی بد بود و استرس داشتم+عام تهیونگ_هوم؟+من تشنمه_فکر کنم اشپز خونه اون پشته واسا باهم بریم+نه خدم میرم_مواظبت کن باشه؟+حتما...رفتم آشپز خونه داشتم لیوانو برمیداشتم ک یه دستمال رو دهنم گذاشتن دیگ نفهمیدم چیشد
{تهیونگ ویو}با اعضا مشغول حرف زدن بودم ک فهمیدم ته مین خیلی وقته برنگشته رفتم داخل آشپز خونه ک هیچی جز تکه های لیوان روی زمین ندیدم...کی جرعت کردن اونو با خدش ببره؟سریع دوییدم بیرون سمت اعضا زود باشید باید بریم نامجون:@جین:÷شوگا:×جیهوپ:#جیمین:=جونگ کوک:~ @کجاا؟؟؟#چیشده ته×واااا_هیچی نپرسید توضیح میدم...دنبالم راه افتادن و سوار ماشینا شدیم و حرکت کردیم=میشنویم_ته مینو بردن÷چییی؟~کی؟_نمیدونم ولی تنها کسی ک توی مهمونی نیس چانگه@مگه چانگ زندس؟_فکر کنم ×وای@این آدرس عمارت چانگه=خدشه÷هوف{چن مین بعد}_رسیدیم آماده باشید÷خیلی خوب
{تهیونگ ویو}در رو باز کردمو وارد عمارت شدیم تاریک تاریک بود صدای در از طبقه ی بالا میومد سریع رفتیم طبقه ی بالا_ته مین{داد}..در یه اتاق رو باز کردم و ته مین اونجا بود_حالت خبه{داد}+من..من..خوبم{آروم}_ مقصر منم که تنهات گذاشتم+نه اصلا{خیلی آروم}_ته مین{داد}نباید بخوابی با توعم{داد}..سریع بردیمش بیمارستان
~تهیونگ؟داری گریه میکنی؟_چ..چی..نه من فقط{بغض}×لازم نیس چیزی رو توضیح بدی_وای خدای من÷آروم باش پسر#تهیونگ درست میشه...£خیلی خوب بزارید ببینم شما همراهای بیمار ³⁶ هستید؟_بله..حالش...حال...خبه؟£خوب راستش عم_راستش چی؟{داد}£آروم باشید_جواب منو بده{داد}@تهیونگ وایسا:/
نتیجه 1
ناظر محترم خواهش میکنم منتشر کن مرسی گایز ممنون میشم یکم بیشتر حمایت کنید مرسب
نتیجه 2
ناظر محترم خواهش میکنم منتشر کن مرسی گایز ممنون میشم یکم بیشتر حمایت کنید مرسب
نتیجه 3
ناظر محترم خواهش میکنم منتشر کن مرسی گایز ممنون میشم یکم بیشتر حمایت کنید مرسب
نتیجه 4
ناظر محترم خواهش میکنم منتشر کن مرسی گایز ممنون میشم یکم بیشتر حمایت کنید مرسب
بچه هااااااا اکم پریددد
دمت گرم
فقط بدوووو برازز من استرس گرفتمم
هوفففف استرس نگیر خیلی مونده تا اتفاق وحشتناک:)