هلو گایز داریم به اخرایه داستان نزدیک میشیم قراره حساس بشه بعد از این رمان یه رمان جدید داریم ولی میراکلسی نیست هیچی نیست و یه رمان جدیده که باید ببنم کی وقت میکنم بنویسمش😜❤🖤🥀
لو:اون...اون...ب..برادرمه مایکل:چچچی برادر ت برادر داری😐😯 اد:اون...او..ن همونی نیستش که فکر میکنم؟ 8لو:متاسفانه همونه اد:مم..گه ا ن نمرده بود؟😨 لو:منم همین فکرو میکردم....ولی اون مگه میمیره؟ ما:جریان چیه؟😐 لو:خوب...ام..بدردتو نمیخورب بچ اد:اذیتش نکن مثلا خواهرش گم شده مای:ههههه😂😂😂😂😂فکر کردید من اینقدر خنگم و بدون مقدمه دنبال شما ها راه میام؟(پوزخند)منم برا خودم ادم دارم اد:ماهیی که از اب گلالود گرفتیم خراب در امد مای:نچ..ای بابا الان میخواستم یکم جو سازی کنم لو:فکر کردی فقط تو داری اد:ای بابا مگه شما ها تنها کسایی هستید که دارن ساکت شید بابا سرم درد گرفت
اد:بهر حال اون واقعا اب زیر کاهه ما:میشه به منم بگید چه خبره اینجا؟😐 لو:خوبب..بنده یه برادر ناخونده دارم(فلش بک به ۱۵ سال پیش لوکا:۵سالش بود:لو:مامانی این بچهه کیه؟ 💁🏻♀️:اون برادرته پسر خوشگلم لو:اما شما که نگفتی من تا حالا بلادل دالم 💁🏻♀️:از این به بعد تایگا هم جزوی از خانوادمونه لوکا رفت جلوی تایگا:سلام اسم من لوکاعه اسم تو چیه؟ تایگا:اوم.. تایگا لو:من ۵ سالمه تو چی؟ تایگا:۷ سالمه لو:وای از من ۲ سال بزرگتری به خانوادمون خوشوملدی😊) لو:این جریانه که من برادر داشم مایکل:حالا جریان چیه که اینقدر دوست داشتید مرده باشه؟ اد:اون..خوب..چطوری بگم لو:اون سابقه ۱۴ تا قتل داشته🍂⚰🗿 ما:جلل خالق اد:و ۲ تاشونم پدر مادرش بودن که توی ۷ سالگی کشته شون لو:وقتی که ۱۸ سالش شد دولت تصمیم گرفت اونو حبس ابد بکنه یا اعدام ما:خو چطوری فرار کرده؟ لوکا:اونو دیگه خدا میدونه
ادرین:الان..مشکل مرینته میترسم کاری باهاش بکنه لو:من جاهای قدیمی که احتمال داشت باشه رو گشتم مایکل:خوب؟ لوکا:چیزی پیدا نکردم ادرین سریع گوشیمو از جیبم در اوردم و باهاش تماس گرفتم :الو...گورتو گم کن بیا خونه لوکا همین الان مایکل:داداش عصبی میشی انگار عزراعیلی یکم ارو باش دود داره از کلت بیرون میزنه لوکا:اون حق داره ولی به کی زنگ زدی؟ اد:به توماس ۵ دقیقه بعد توماس وارد میشود(عکس توماس اسلاید)جهت اطلاع توماس یه هکر خیلی باهوشو جذابه توماس:ها چته...عه لوکا خوبی داداش لوکا:سلام قضیه اظطراریه تایگا مرینتو برده توماس:واتتتتتتت د فاز مگه مری زندست مگه تایگا نمرده بود ادرین:اه خسته شدم اینقدر توضیح دادم فقط جای تایگا رو پیدا کن بهت میگم
خوب گایز تموم شد تا پارت بعدی بدرود😜❤ ازادی