اسماصلیکتابkafka on the" shore"هستشکهترجمشمیشهکافکادرساحلیاکافکادرکرانه؛نویسندهکتابهاروکیموراکامیهکهیهنویسندهژاپنیه..کتاب قشنگیه.
گاهیاوقاتسرنوشتهمانندیکطوفانشنکوچکاستکهمداممسیرشراتغییرمیدهد،تومسیرتراعوضمیکنیولیطوفانتورادنبالمیکند.دوبارهتومیچرخیکهمسیرتراتغییربدهیاماطوفانمسیرشراباتوتنظیممیکند.بارهاوبارهااینبازیمثلرقصشوممرگتاقبلازسپیدهصبحتکرارمیشود.چرا؟چوناینطوفانچیزینیستکهازدوردستهابوزدوکاریبهکارتونداشتهباشد،اینطوفانخودتوهستیوچیزیکهدردرونتواست،...
منآنقدرقویهستمکهشایدبتوانمپدرمراب*ک*شمویاخاطرهیمادرمراازحافظهامپاککنم.اماهیچراهیبرایازمیانبردنDNAوجودندارد،برایازبینبردناینبایدخودمرانابودکنم.اینیکپدیدهیشوماست.
درپایان،اوبالشیخیسرابهجامیگذارد.اوآنرابااشکهایشخیسکردهاست.بادستانتانگرمارالمسمیکنیدوبهآسمانبیرونکهبهتدریجدرحالروشنشدناستنگاهمیکنید. دردوردستهاکلاغیغارغارمیکندوزمینبهارامیمیمچرخد.اماماورایآنجزئیاتیازحقیقت،رویاهاییوجوددارندکههمهدرآنرویاهازندگیمیکنند.
اینهاهمهتصوراست.مسئولیتماباتصورقدرتآغازمیشود.همانطورکهییتسمیگوید:مسئولیتهاباتخیلاتاغازمیشوند.وقتیتخیلاتراکناربگذارید،هیچقدرتیبرایتصورنداریدوهیچمسئولیتیبهمیاننمیآید.
باتماملذتچشمانمرابستموهمانطورکهقطراتدرشتبارانمحکمبرگونههاوبدنممیخورد،کلماتبیمعنیرافریادمیزدم،دردرنجآوریمثلشناختمذهبییاچیزیشبیهبهآنراداشتم.همراهبااینحسرنج،احساسنزدیکیوصمیمیتداشتم،احساسمیکردمبرایاولینبار،دنیابامنرفتارعادلانهایداشتهاست.
منمثلهمهیافراددیگردغدغهیعدالتوبرابریدارم.اماازافرادیکههیچاعتقادیندارندمتنفرم.اینافرادجایخالیاحساساتشانراباتکههایپوشالیبیاساسپرمیکنندونمیدانندوآگاهیندارندکهچهکاریراانجاممیدهند.اینهامردمسنگدلیهستندکهکلماتیپوچبهسمتشماپرتابمیکنندوسعیدارندشمارامجبوربهانجامکاریکنندکهنمیخواهید.
همانپسریکهاسمشکرواستوهردویمانمیتوانیمآزادباشیم،مادرگردبادگیرافتادهایمکهمارابهبیروناززمانمیکشاند.هردویماتوسطصاعقهمورداصابتقرارگرفتهایم،اماایننوعصاعقهرانمیتوانیدببینیدیابشنوید.
خانمسائکیگفت:"یکمثالایناستکهبهنقاشینگاهکنی"،دقیقامثلکاریکهمنمیکردم.دانههایسفیدرنگشندرمیانانگشتانظریفآندخترسرمیپخوردند.موجهابهآرامیبهسطحساحلمیکوبیدند.آنموجهابلندمیشدندومیافتادندودرهممیشکستندواینکاررامدامتکرارمیکردندوهوشیاریمندرراهرویتاریکوغمگینیمحومیشد.
بازممنمسولومون
بازممنتستساختم🦄💤
دوتاتستاخرم؛یهکم
خندهداروفانه...
بیابشسربزن🌱💚