دختری با موهای بلند و موج دار موهای بلند چشمای ابی.. خیلی مغرور بود .... تو این رمان اون تویی!
اصابت خورد بود چون دیروز مادر و پدرت رو تو تصادف از دست داده بودی! رو تخت نشسته بودیو گریه میکردی..... یهو یه جغد میاد و با نوک به پنجرت میزنه با بی حوصلگی پنجره رو وا میکنی یه نامه تو نوکشه و محکم نامه رو میگیری پشتش نوشته برای:اما(خوشت بیاد نیاد اسمت اماس😀) دعوت به هاگوارتز. پارش میکنی و میندازیش توی سطل اشغال
میخوابی و فردا شب یه مرد گنده با بسیار زیاد ریش و مو میاد به خونت بهت میگه تو یه سری جادو هایی داری و باید به هاگوارتز بیای اونجا بهت نهوه ی استفاده از جادو رو یاد میدن. تو با تعجب نگاهش میکنی با غرور نگاهش میکنی و میگی:باشه میام ببینم اونجا چه چرتو پرتیه دیگه بهت نامه رو میده.
هفته ی بعد میشه و تو با بی میلی با همون مرد گنده هه که ریش های بلد و زیاد داشت به کوچه ی دیاگون میرین تا وسایل مورد نیاز رو بخرید. مرده بهت میگه اسم من هاگرید هست _خب. (_علامت یعنی گفته هایه تو) هاگرید: خب چوب دستیتو که گرفتیم _اره شبیه یه تیکه چوبه.و میزاریش توی جیبت،هاگرید:حیوون هم برات گربه گرفتم_چه رنگیه؟.بهت نشونش میده و واقعا عاشقش میشی هاگرید:فقط مشکی داشت_خوبه چشماشم سبزه
بعد از گرفتنه همه موادی که احتیاج داشتین هاگرید تورو به خونتون رسوند و قطار پس فردا رو بهت یاداوری کرد و گفت قبل قطار میام دنبالت.چشاتو ریز کردیو زیر چشی نگاش کردیو سرتو تکون دادی به علامت اوکی. به قیافت میومد اونقدر ها هم بد اخلاقو مغرور نباشی و ۱۰۰٪تورو بد اخلاقی و مغروریتت برداشته بود یجورایی جذاب بودی.
صبح روز شنبه بود همون روزی که قطار حرکت میکرد. بیدار شدی وسایلتو گزاشتی تو کیفت و یه بولیز سفید و یه رویه ی طوسی بافتنی با شلوارمشکی پوشیدیو صورتتو شستی. هاگرید اومد دنبالت و به قطار بردت. با بی حوصلگی رفتی توی قطار و دیدی همه ی کپه ها پرن فقط یجا خالیه که البته سه نفر توشن ولی خب هنو جا دارن بقیه کاملن پر بودن رفتی تو و _بشینم؟. اونجا یه پسر بود که خیلی خوش تیپ بود موهای سفید و چشمای سبز داشت. گفت اره، با بی حسی نشستی. پسره سریع گفت کرب و گویل که دوستاش بود و کنارش نشسته بودن از اونجا برن. تو با غرور به پنجره نگاه میکردی.
P1 رمان عشق دراکو تموم شد و واقعا دستم شکستتتتتتتتت منتظر پارت دوم باشید قراره تو پارت هایه بعدی اتفاقات باحالی بیفته این تازه اولش بود....
مرسیییی بابت این پارتتت
میبینم جمع مغرور ها جمعه
چه باحاللل بی صبرانه منتظر ادامشممم .
رمان منم بخون شاید خوشت بیاد:)💗✨