این پارت کلا معرفی هستش
نقش اول زن ما دختری ایست به نام هدی امیرحاجلو.هدی دختر یه تاجر بزرگ و سرشناس در همه کشور هاست.هدی دختری ایست با قد ۱۷۵، موهای طلایی، عاشق تکواندو، دارای دان هشت تکواندو،
نقش اول مرد داستان پسری ایست به نام ایلیا امیرحاجلو که پسر عموی هدی است با قد ۱۷۷،موهای خرمایی تیره ،پدر ایلیا هم سفیر ایران در کره است. ایلیا عاشق تکواندو هستش و کمربند مشکی تکواندو داره
شنتیا برادر دوقلوی هدی است . دارای قد ۱۸۰ ،موهای طلایی ،عاشق تکواندو و بدنسازی، دارای دان هشت تکواندو
ایلیا ۲۰ سالش هست و در کره جنوبی زندگی می کنه شنتیا ۲۰ سالش هست و در ایران زندگی میکنه هدی هم ۲۰ سالش هست و در ایران زندگی میکنه
ایلیا چشم های درشت آبی آسمونی داره شنتیا چشم های سبز کم رنگ داره هدی هم چشم های سبز آبی ترکیبی داره
ایلیا اخلاق مهربون و خونگرمی داره شنتیا بی تفاوت به اتفاقات اطراف کار خودش رو میکنه هدی هم اخلاق تند و جدی رو داره همیشه اخم هاش تو همه و کسی بجز شنتیا لبخندش رو ندیده
پانیذ اسم دوست صمیمی هدی است که دختری با قد ۱۷۵ موهای خرمایی و چشم های عسلی است عاشق تکواندو هستش و دان هفت تکواندو داره
پانیذ ۲۰ سالش هست اخلاق جدی ولی خونگرمی رو داره تمام شخصیت های داستان ما زبان کره ای رو خیلی خوب بلدن و هم می تونن بخونم و هم می تونن بنویسن
خب من این پارت رو با پارت اول داستان باهم می نویسم که زود منتشر بشه و من چون از داستان هایی که پارت هاش کم باشه بدم میاد پارت هارو تا حد امکان زیاد می نویسم ولی انتظار دارم حمایت کنید و نظر بدید تا داستان خوبی بشه
لطفا نظر بدید و کسایی که دوست دارن بی تی اس وارد داستان بشه توی نظرات بهم بگن
پارت بعد رو نوشتم هنوز درحال بررسی است