یهو زمین ترک خورد و تیکه هاش به سمت اکازا رفتن اکازا: با این چند تا تیکه نمیتونی منو شکست بدی چی! کجا رفت هیوری از پشت سر اکازا گفت: تنفس جادو، فرم چهارم چاله از تو چاله پرید بیرون و از پشت اکازا رو زخمی کرد
اکازا سربع رفت جلو و بدجوری هیوری رو زخمی کرد اکازا: میخنده و میگه: تو در برابر کن هیچی بهتره تسلیم بشی ولی اگر بخای میتونم جونتو ببخشم ولی باید بیای طرف ما
هیوری: اوروسای، دیگه نمیزارم به عزیزانم صدمه بزنی، تنفس جادو، فرم اول، شمشیر جادویی ده برابر میره جلو تا کارسو تموم کنه اکازا: تو کی هستی؟ با اینکه هنوز هاشیرا نشدی انقدر قوی هست، نکنه تو از خانواده هوریبه هس... ولی نتونست ادامه حرفشو بگه هیوری یهو تلپی میغته رو زمین
تانجیرو: هیوری چان، حالت خوبه دووم بیار الان میبرمت به حال تا آئویی چان خوبت کنه هیوری: نه تانجیرو سان تانجیرو: چرا هیوری: دیگه خیلی دیر شده تانجیرو: 🥺🥺🥺 هیوری: تانجیرو سان لطفا منو اینجا ول کن و برو باید قبل از اینکه گذشتمون ببنتمون بری تانحیرو: اما تو چی؟ هیوری: برای من دیگه دیره لطفا قبل از اینکه دروازه بیته بشو برو ولی بدون که من هبچ وقت فراموشت نمیکنم و تا ابد دوست خواهم داشت (تانجیرو اشکاشو پاک میکنه هیوری رو میزاره و میره به زمان حال
نظرات بازدیدکنندگان (0)