
ناظر جونم منتشر میکنی؟؟
بعد سه روز تهیونگ به صورت قطعی تصمیم گرفت که در کنسرت شرکت کنه اونم فقط بخاطر اصرار های ا/ت...درسته..ا/ت توی این سه روز فقط در گوش تهیونگ میخوند:کنسرت برو و کنسرت برو.. و تهیونگ هم فقط بخاطر اصرار های ا/ت قبول کرده بود...با اینکه اصلا روحیه شرکت در کنسرت و لبخند زدن اونم لبخندای مصنوعی رو نداشت اما حالا که مقداری از شرایط ا/ت مطمعن شده بود تصمیم داشت که در کنسرت شرکت کنه و امروز اولین روز بود.
با شنیدن صدای گوشیش بلند شد و نگاهی به ا/ت که غرق در خواب بود کرد...بعد از انالیز کردن اتفاقات دور و برش پاهاشو روی زمین گذاشت و دمپایی های خرسی و نرمشو که ا/ت براش خریده بود پوشید و به سمت دستشویی اتاق حرکت کرد...وارد دستشویی شد و صورتشو شست... مستقیم به سمت اشپزخونه رفت و یک لیوان شیر و بیسکوییت خورد و بعد هم به سمت کمد لباساش رفت و یک پیرهن ورزشی با یک شلوار اسلش انتخاب کرد و پوشید و بعد از برداشتن لوازم لازم به سمت بیگ هیت حرکت کرد
ساعت نزدیک 12 شب بود و تهیونگ هنوز برنگشته بود و این برای ا/ت از اون چیزی که فکر میکرد آزار دهنده تر بود...کل امروز رو ساعت شماری میکرد تا تهیونگش برگرده...تابستون شروع شده بود و حالا دیگه لونا هم برای کمک کردن توی درس های ا/ت نمیومد و ا/ت در سومین روز تابستون و اولین روز تمرین تهیونگ تنها بود____همونطور که با دستاش بازی میکرد منتظر اومدن تهیونگ بود اما از دقایقی بعد با حس کردن گرم شدن چشماش با ویلچرش به سمت آشپزخونه رفت و قهوه ای درست کرد تا خوابش بپره... همونطور که به سمت هال میرفت و مراقب بود که قهوه نریزه با شنیدن صدای کلید انداختن توی در با ذوق قهوه رو روی میز گذاشت و به سمت در رفت تا به استقبال تهیونگ بره اما تهیونگ زود تر در رو باز کرد و وارد خونه شد...ا/ت با ذوق به سمت تهیونگ رفت و خواست حرفی بزنه که با دیدن چهره خواب آلود تهیونگ لبخندی زد و ویلچرشو به سمت عقب هدایت کرد... تهیونگ هم با لبخند خنثی ای از کنار ا/ت رد شد و بلافاصله خودشو روی کاناپه انداخت...
ا/ت با خوشحالی سمت تهیونگ رفت و با صدایی کیوت گفت:اوپا...امروز چطور بود خیلی سرحال نیستی..تهیونگ همونطور که ساعدشو روی پیشونیش گذاشته بود در جواب ا/ت گفت:از کسی که کل امروزو درحال رقص و خوندن و تمرینای شدید بوده چه انتظاری داری عزیزم؟ ا/ت لبخند مصنوعی ای زد و گفت:هوم..حق با توعه.. و بعد به سمت اتاق خوابشون رفت..
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
های گایز.. امیدوارم خوب باشی ادمین عزیز این کامنت تبلیغ نیست! من کاربر مبلم و انگاری که ممد اکم رو پ*رونده و من داشتم یه رمان رو به اسم ماه من مینوشتم که نتونستم ادامشو بنویسم میتونی پین کنی؟ تست هاتو لایک میکنماریگاتو
میا بیا دیگه بیا نظر بده تو پروف خودمه
بزارید یه بار وقتی تستچیو وا میکنم خوش حال باشم
😂😂
شما نمیخوای پارت بعد رو بزاری خانوم؟😂
ایده ندارم 😂
بیا نظر سنجی پرپل مون توی پروف خودمه
باشه
یا پارت بعدرو میزاری ...
یا پارت بعد رو میزاری
همین دوتا راه رو داری🌚
بقیش پای خودته...🚶🏻♀️
خب نمیزاری؟شرایط انجام شده👶
تو پارت 6 مافیا جئون رو بزار منم میزارم😂🤌
چه وضعشه خیلی بد بود اصلا خوشم نیومد
عالیییی بود دخترررر حیحح اوکی ولی من پارت بعد و موخام
واییی به لحظه سکته کردم😂
۲۰
۱۹