
ناظر محترم لطفا تایید کن
فردا صبح:ادرین:از خواب بیدار شدم ساعت۹ بود من ساعت ۱۱ مسابقه داشتم یه حریف خیلی گردن کلفت داشتم بیدار شدم و رفتم یه چیزی بخورم ک مامان توی آشپز خونه بود گفتم سلام صبح بخیر مامان /صبح بخیر پسرم صبحونه تو آماده کردم بخور جون بگیری میخوای بری مسابقه _باشه مامان مرسی صبحونه خوردم و رفتم آماده شدم رفتم سمت ورزشگاه ساعت۱۰:۳۰ بود بریم پیش مرینت:از خواب بیدار شدم و یادم اومد ادرین ۱۱ مسابقه داره سریع از جا پریدم و با غر غر ب خودم رفتم و صورتم رو شستم و سریع لباس پوشیدم و رفتم از اتاق بیرون دو لقمه صبحانه خوردم و خواستم از خونه برم بیرون ک بابا گفت کجا دخترم چرا انقد عجله داری با دوستم قرار دارم و دیرم شده میخوام برم بابل اذیت نکن
اون وقت کی خونه ایی؟قبل ۹ _آره بابا قول میدم حالا میشه برم _برو دخترم😊 من رفتم فعلا ساعت ۱۱ بود مرینت تازه حرکت کرده بود مسابقه ادرین شروع شده بود مرینت سریع یه تاکسی گرفت و آدرس ورزشگاه رو داد بریم پیش ادرین: مسابقه ام شروع شده بود و از اومدن مرینت نا امید شده بودم🙁 با یه پشتک پریدم روی رینگ و منتظر حریفم بود یارو اومد خیلی چغر بود منتظر شدم داور شروع رو اعلام کنه داور اعلام کرد و از رینگ رفت بیرون یارو تا صدای سوت داور رو شنید حمله کرد و با مشت زد توی صورت ادرین ادرین یکم گیج شده بود یارو با با زد روی شکم ادرین ادرین هم افتاد روی زمین داور شروع کرد و شمردن ۱،۲،۳،۴ همین لحظه مرینت از در ورودی اومد و نشست روی صندلی تماشا گرا ادرین اون لحظه نگاهش افتاد ب صورت مرینت ک نگران بود
شمارش روی ۸ بود ک ادرین بلند شد مری صورتش ب حالت لبخند تغییر کرد. ادرین از اون جایی ک مرینت اومده بود خوشحال بود و روحیه گرفته بود از چشمای ادرین آتیش میبارید ادرین چن تا مشت انداخت سمت حریفش حریفش دو تا شو دفاع کرد سومی فرود اومد توی فکر و یهو یه چرخ دور خودش زد ادرین با پا زد توی گردنش چند قدم رفت عقب و خودشو جمع کرد اومد و ادرین رو گرفت و بلند کرد و کوبید ب زمین ادرین بلند شد و گفت بزرگ ترین اشتباه زندگیتو کردی ادرین گاردشو جم کرد و با مشت دو تا زد توی شکمش همون لحظه زنگ راند اول رو زدن ادرین هم رفت نشست روی صندلی یه کم آب خورد مربی شم باهاش حرف میزد ولی ادرین فقط ب مرینت خیره بود مرینتی ک داشت اشک میریخت واسه ادرین مربی ادرین خط نگاه ادرین و گرفت و گفت پس عاشقی پسر پس بخاطر عشقتم ک شده برنده شو ادرین داشت از صورتش آتیش پایین میومد ادرین حله مربی زنگ راند دو رو زدن ادرین رفت توی رینگ و از همون اول پرید پشت کمر حریفش
حریفش و بلندش کرد و کوبید ب زمین و بازوش رو دور گردن حرفش قفلکرد و خوش میکرد داور شروع کرد ب شمردن تا ده شمرد و ادرین هم حریفش رو ول کرد و بلند شد و بازو گرفت و چن حالت دیگه فیگور گرفت مربی و اعضای باشگاهش اومدن و بغلش کردن و تشویقش کردن مربیش هم توی گوشش زمزمه کرد خوش بحال عشقت ک تو عاشقشی ادرین هم خندید و سرشو انداخت پایین مرینت هم اشک شوق میریخت بعد از اینکه همه رفتن ادرین رفت و لباساش رو عوض کرد و رفت پیش مرینت و نشست پیشش مرینت گفت خیلی خوب بود عالی بودی ادرین هم اشک های روی صورت مرینت رو پاک کرد و توی چشماش نگاه کرد و گفت مرینت بریم _بریم با هم رفتن و سوار ماشین ادرین شدن ادرین هم گفت خوب حالا کجا بریم مرینت گفت بهتر نیست بریم خونه ول کن یه امروز رو بریم حال کنیم مثلا کجا ادرین:ام..........
و........... کات ناظر محترم لطفا تایید کن
ناظر عزیز تایید لطفا
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
بچه ها من امروز شاید نتونستم پارت ۱۵ رو بدم چون پیش من اینترنت خیلی ضعیفه
بچه ها متاسفانه یک ناظر ک خودم میدونم کیه پارت ۱۵ رو رد کرد و فردا دوباره منتظر این پارت باشید
عالییییییییییییییییییییییییییییییییی
منتظر پارت بعدی باشید داره میاد
باشه
عالیه 💜✨
عالیییی
عالیییییی💖💖💖💖
لایککردم!
__________
میشهبهتستآخرمسربزنی؟
پشیموننمیشی🐩🌸