
مرینت : ازش جدا شدم داغ شده بودم . و یه حس خوبی در پی این داغ شدن بود . حسی که تا حالا تجربش نداشتم ! ........ گابریل : ناتالی ؟ ناتالی : بله گابریل: هیچوقت فک نمیکردم که یه دختر بچه بتونه از نقطه ضعفم یعنی ادرین منو دس بندازه ناتالی: چرا کار دختره رو تموم نمیکنید ؟ گابریل: چون آدرین بعد از مرگ مادرش داغون شد . خیلی حساس شد و به هر کس که حالش در کنار اون فرد خوب بود زود وابسته میشد ! الان مگه نمیبینی ادرین چقدر با اون دختره خوبه و بهش نزدیکه ! اگه بلایی سر اون دختر بیاد بدون شک میگم آدرین ایندفعه دیگه واقعا داغون میشه !
گابریل: واقعا نمیدونم باید چیکار کنم !!! .......... مرینت: مهمونی تموم شد رفتم تو اتاقم هنوز اون لحظه رو به یاد میوردم . فک کنم دیگه وقت ناپدید شدنه ! هر چقدر بیشتر ادامه بدم بیشتر خودم وابسته میشم ! پس بلند شدم و وسایلمو جمع کردم
فردا صبح 👈🏻 آدرین: از خواب بیدار شده بودم رفتم تو باغ پشتی گفته بودم میز صبحانه دونفره آماده کنن دیگه باید به مرینت میگفتم که چه حسی واقعا بهش دارم ! رفتم سری به میز زدم هوا هم ابری بود ! خدا کنه بارون بیاد فضا زیبا تر میشه . یه میز گرد بود که وسطش یه دسته گل رز قرمز بود خودمم با یک تیشرت ساده مشکی و شلوار جین لی نشسته بودم . گفتم برن به مرینت بگن بیاد . ............... بعد از مدتی اومدن بهم گفتن مرینت نیس . هرجا نگاه کردند نبوده گفتم یعنی چی ؟! میگه میشه یه نفر تو خونه بشه خدمتکار: باور کنید اقا نیستش همه جارو گشتم فقط این نامه رو گذاشته بود روی میز
ادرین : نامه رو گرفتم بازش کردم گفتم تنهام بذاره...... نوشته نامه 👈🏻 سلام خانواده اگراست دیگه وقتشه با چهره واقعی من روبهرو بشین ! من مرینت دوپن چنگ دختر تام دوپن چنگی که چند روز پیش گابریل اگراست اونو کشت هستم . من در حقیقت برای انتقام اومده بودم ! و چه انتقامی بهتر از عشق ! عشق همون جوری که زخم هارو درمان میکنه زخم های عمیقی هم میتونه بزنه ! گابریل اگراست وقتشه که تاوان کاری که با مامان و بابای من کردی رو بدی !!!
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
عالی
عالییییییی