شروعSlytherin princess اسلاید بعدی👈🏻…
امروز صبح از خواب پاشدم شب خیلی سختی بود همش کابوس میدیدم توی کابوسام یه نفر فقط اسم تیلور رو صدا میکرد توی خانوادم و دوستام کسی به اسم تیلور وجود نداره نمیدونم تیلور کیه ولی چند روزه توی خوابم همش اسم اونه که فریاد زده میشه. صدای مادرم از پایین اومد که گفت«آلیس بیدار شو صبحانه حاضره»از جام بلند شدم و یه تی شرت سفید با شلوار راحتی پوشیدمو رفتم پایین به مادر و پدرم صبح بخیر گفتم مامان گفت«برو ببین نامه نیومده؟»باشه ای گفتمو رفتم. دو نامه داشتیم یکی از طرف خاله ام و یکی از طرف شرکت بابام،یکهو یک جغد با سروصدا از بالای سرم رد شد و یک نامه انداخت زمین،نامه رو برداشتم اسم من روش بود!(عکس نامه در اسلاید)
رفتم تو خونه و نامه های مادر و پدرمو دادمو رفتم تو اتاقم نامه خومو باز کردم توش نوشته بود دوشیزه “آلیس جونز” از شما دعوت میشود تا در هاگوارتز تحصیل کنید(حالا همینجوری نوشتم نامه رو😅) داخل پاکت یه بلیط هم بود(عکسش توی اسلاید هست)گفتم«سکوی نه و سه چهارم؟یعنی چی؟» از تو اتاقم اومدم بیرون و نامه رو به مامان و بابام نشون دادم اونام خوندنشو برگشتن بهم گفتن«ببین آلیس درواقع هاگوارتز یه مدرسه جادوگریه که منو پدرت بچگی اونجا تحصیل میکردیم من تو گروه گریفیندور بودم و بابات تو گروه ریونکلا»و شروع کردنو همه چیو بهم گفتن.
بعد از اتمام صحبت هامون گفتن که ما بیشتر ثروتمونو تو هاگوارتز نگه داشتیم تا به محض اینکه واست نامه اومدن آمادگیای لازمو انجام بدیم تا توام اونجا راحت باشی،تک به تک اعضای خانواده ما در هاگوارتز درس خوندن،جد ما یه اصیل زاده بزرگ از نواده های سالازار اسلیترین بود گرچه اکثریت نواده هاش از جمله ما توی اسلیترین نبودیم،از اجداد ما ثروت هنگفتی بهمون رسیده بود که بیشترشو توی بانک گرینگاتز نگه داشتیم تا تو بتونی در هاگوارتز آسایش داشته باشی» پدرم گفت«فردا صبح حاضر شو باید بریم وسایلتو از خیابون دیاگون بخریم»
فردا صبح از پاشدم یه شلوار جین تنگ با بوت(چکمه)سیاه و یه کت چرم سیاه پوشیدمو با پدرم رفتم خیابون دیاگون که وسایلمو بخریم. بابام گفت«درسای لازمو تو خونه برات میگم اونجوری دیگه لازم نیست سال اولی باشی و از سال دوم شروع میکنی،و یسری چیزارو هم از قبل بلدی» کتاب هام،چوبدستی،یه چند تا لباس فقط مونده بود حیوونم نمیدونستم چی میخوام تا اینکه یه جغد سفید خوشگل دیدم شبیه ملکه جغدا بود خیلی خوشگل بود!از روی قفسه برش داشتم و به پدرم گفتم«میشه اینو بخریم؟»بابام قبول کردم جغدو خریدیم. (اینجا پریدم روی چند روز بعد) روز قبل رفتنم بود پدرم به رییس مدرسه”آلبوس دامبلدور”پیام داده بودند اونم قبول کرد که از سال دوم شروع کنم.امشب تا دیر وقت با پدر و مادرم نشستیمو حرف زدیم. شب بخیر گفتمو رفتم بخوابم فردا روز بزرگی بود. روزی که میرم به هاگوارتز🌌
ممنون که تستمو خوندید🙏🏻✨ امید پارک پوشش داشته باشید🥺💚 لایک و کامنت فراموش نشه تا با انرژی ادامه بدم❤️💫
جونزو از کورالین الهام گرفتی؟😂
حقیقتا کورالین دقیق انیمیشنش یادم نیست ولی مگه اونم جونز داشت😂😂
بنظرم واقعا جذابه 💗✨
🤍
خوب بود عزیزم 😘😘
مرسی
*عالیی 🌸
مرسی💚🐍
علایی🌸
عالی بود 💚😍
ممنون💚
خیلی خوب بود 🥺💚
مرسی:)💚
دوستا با عرض پوزش امروز نمیتونم تست بنویسم گردونه رو چرخوندمو روی محدودیت تست وایساد😭😭😢
درسته پاتر هد نیستم و فقط چندتا از فییلماشو دیدم.ولی خب داستانت قشنگه ادامه بده.ازش خوشم اومد💕
مرسی عزیز💚✨
منم زیاد طرفدار هری پاتر نیستم ولی منظورم این نیست که ازش بدم میاد بیشتر دراکو مالفوی رو دوس دارم💚