( قبل از رفتن به معموریت هیوری به تانجیرو میزنه که یعنی کارش داره ) تانجیرو : بله ، هیوری چان هیوری : متعسفم تانجیرو سان من با شما به این معموریت نمیام شما بدون من هم میتونین این کارو بکنین
تانجیرو : داری شوخی میکنی هیوری چان، خودت هم خوب میدونی که توی معمورت ها هرچی تعداد ما بیشتر باشه بهتره هیوری : اره میدونم ولی بدون من مشکلی براتون پیش نمیاد
تانجیرو : از کجا میدونی ؟ هیوری : چون من میتونم بخشی کوچیکی از آیده رو ببینم تانجیرو 😶😶😶 داری شوخی میکنی مگه نه هیوری : تا حالا فکر کردی چرا اسم تنفس من جادو هست ؟ چرا تا حالا اسم همچین تنفسی رو نشنیدی ؟
فقط خانواده من میتونن از همچین تنفسی استفاده کنن و اینکه فقط من و یکی دیگه از خانوادم تونستن از سه فرم اصلی تنفس استفاده کنن که شامل : سفر به گذشته ، دیدن آینده و ایست زمان اگر یادت باشه موقع معموریت رنگوکو سان از این ایست زمان استفاده کردم تا برای مدت کوتاهی آکازا نتونه حرکت کنه ولی کرد نمیدونم چطوری ولی این بار نمیزارم من به گذشته میرم و اون رو نجات میدم ( تانجیرو خشکش زده از حرفای هیوری ) هیوری : لطفا به هیچ کس درباره ی اینا نگو و به بقیه هم بگو که یه کاری واسم پیش اومد و رفتم خداحافظ تانجیرو سان ( از تنفسش استفاده میکنه و یه گودان به گذشته باز میکنه و میپره توش ، تانجیرو هم قبل از اینکه گودال بسته بشه پرید توش..........
من منتشر کردم:]
عالی
مرسی اجی
خیلی قشنگ بود😍
🔮آینده ای در خواب🔮اولین داستانم هست بیا تو پیجم و به داستان منم سر بزن🤗 فالویی بک میدم
باشه
عررررررر عالی بود
زودتر پارت بعد رو بزار
چشم
خوشحالم که خوشت اومده 😊😊😊😊
سلام کیوتی•-•💕
لطفا به تست کار تبلیغاتی میکنم •-•💕
سر بزن و کامنتاشو انجام بده•-•💕
اگه سر بزنی 100تا بازدید پروف میزنم•-•💕
وقتی ریپ بزن🗿🐾
سمال:/ کاربر مهساقجی اکش ه۰ک شد و داره با اک جدیدش شروع میکنه.. ممنون میشه تو نظرسنجیش شرکت کنید.. اک:ᴋɪʟᴀخبث🗿